مرز بین تحلیل‌ گر و معامله گر


تفاوت معامله‌گر و تحلیل‌گر

تفاوت زیادی بین یک معامله‌گر و یک تحلیلگر بازار وجود دارد. تحلیلگران به کشف حقایق می‌پردازند و معامله‌گران به مدیریت ریسک. این دو مجموعه مهارت یک دنیا از هم فاصله‌دارند. تجربه‌ام ثابت کرده افرادی که سعی می‌کنند در عین معامله‌گر بودن، تحلیلگر هم باشند معمولاً در محکم گرفتن هر دو سمت ریسمان شکست می‌خورند.

● یک تحلیلگر و یک معامله‌گر توانایی همکاری با یکدیگر را دارند، اما قطعاً نقش آن‌ها متفاوت است. یک معامله‌گر پول به بازار تزریق می‌کند و عملکرد خود را به‌سادگی اندازه‌گیری می‌کند؛ اما هدف اصلی یک تحلیلگر درک و کشف آن چیزی است که ممکن است در بازارها رخ دهد. او حقایق را اندازه‌گیری می‌کند.

● یک تحلیلگر قضاوت اشتباه خود را «ضعف بازار» می‌نامد.

● یک معامله‌گر هنگام اشتباه، معاملۀ خود را می‌بندد و به سمت فرصت معاملاتی بعدی حرکت می‌کند. امیدوارم آسیب کمی دیده باشد!! اشتباه، فرض اساسی برای یک معامله‌گر است. یک معامله‌گر زمانی که اشتباه می‌کند و از بازار خارج می‌شود، مایل است به‌اشتباه خود اعتراف کند؛ اما تحلیل‌گر به موقعیت معاملاتی بازکردۀ خود می‌چسبد تا فقط نشان دهد که درست گفته است.

● یک معامله‌گر باید به هر هشداری واکنش نشان دهد و قواعد معاملاتی او می‌گوید: به اخبار توجه کن. بسیاری از تحلیل‌گران با بازار همراه می‌شوند و به‌جای تلاش برای کسب سود در تلاش‌اند تا حرف خود را به اثبات برسانند.< وقت بسیار زیادی را برای یادآوری پیش‌بینی‌های درست خود به دیگران صرف می‌کند>. به همین دلیل آن‌ها معامله‌ای زیان ده را برای همیشه نگه می‌دارند. چراکه خروج آن‌ها از معامله با زیان، آن‌ها را مجبور به اعتراف اشتباهشان می‌کند.

● تحلیل‌گران به مطالعۀ صنایع، شرکت‌ها و شرایط اقتصادی می‌پردازند. معامله‌گران (حداقل بیشتر معامله‌گران)، به مطالعۀ رفتار قیمت‌ها می‌پردازند و کمتر به قیمت شرکت اهمیت می‌دهند.

● هنگامی‌که یک تحلیلگر نظر خود را در مورد سهام یا وضعیت کلی بازار تغییر می‌دهد، آن را «تجدیدنظر در پیش‌بینی با توجه به تغییر عوامل بنیادی» نام می‌نهد. وقتی‌که یک معامله‌گر دیدگاه خود را در مورد دادوستد تغییر می‌دهد، آن را «انعطاف‌پذیری برای حفظ سرمایه و بقا» خطاب می‌کند.

من یک چارتیست کلاسیک هستم. من به نمودارها به‌عنوان یک ابزار معاملاتی نگاه می‌کنم، نه روشی برای پیش‌بینی قیمت‌ها. من باور نمی‌کنم که نمودارها بتواند آیندۀ قیمت را دقیقاً پیش‌بینی کند. من معتقدم که نمودارها می‌توانند فرصت‌های منحصربه‌فردی با نسبت بازده بالقوه به ریسک اندک فراهم کنند. به نظر من این تنها ارزش واقعی نمودارها است. ایدۀ ایجاد سناریوهای بزرگ اقتصادی مبتنی بر یک نمودار کاملاً مضحک است.

واقعیت این است که بسیاری از آرایش‌های نموداری به‌خصوص الگوهای نموداری با مدت‌زمان کوتاه‌تر به موفقیت مطلوب نمی‌رسند. به همین علت است که بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار از نمودارها استفاده می‌کنند و پس از مدتی ادعا می‌کنند که نمودارها کارایی لازم را ندارد.
الگوهای نموداری ناکام می‌شوند و ظاهر آن‌ها تدریجاً به الگوهای نموداری جدید و بزرگ‌تر بدل می‌شود و این اتفاق دوباره و دوباره و دوباره رخ می‌دهد. من این روند را «بازتعریف نمودار» نام نهاده‌ام. مدت همۀ الگوهای نموداری عظیم از 6 تا 12 ماه است که از ده‌ها الگوی روزانۀ کوتاه‌مدت و صدها الگو با مقیاس زمانی کوچک‌تر که عمدتاً شکست‌خورده‌اند ساخته‌شده است. درنهایت یک الگوی نموداری بالغ می‌شود و یک فرصت بزرگ سودآوری فراهم می‌گردد. این فرصتی است که به دنبال آن هستم.

من به دنبال نمودارهای خاص با نسبت بازده به ریسک 2 به 1، یا 4 به 1 یا حتی بالاتر هستم. من مطمئن نیستم که قیمت در روزها و هفته‌های پیش رو چه عملکردی دارد؛ اما مطمئن هستم این نسبت بازده به ریسک نتایج مثبتی به ارمغان خواهد آورد.

یکی از موانع ذهنی یک معامله‌گر تازه‌کار، ارتباط بین حقیقت یک بازار و کسب سود در یک عملیات معاملاتی است. این دو از هم منفصل هستند. توضیح این مفهوم اندکی دشوار است، اما همۀ سربازان خط مقدم این عرصه دقیقاً می‌دانند در مورد چه چیزی صحبت می‌کنم.

در آخر اگر از پیش‌بینی قیمت‌ها احساس غرور و افتخار می‌کنید، پس معامله کردن بدرد شما نمی‌خورد. اگر این‌چنین هستید، سراغ کاری بروید که شامل سفارشات خرید و فروش نباشد. شاید بتوانید به‌عنوان یک تحلیلگر کار پیدا کنید.

یک‌ ضرب‌المثل دوست‌داشتنی می‌گوید: «هر فردی می‌تواند وارد بازار شود؛ اما چه کسی می‌داند دقیقاً باید چه زمانی خارج شود!» این مثل نمونۀ بارزی از تلفیق دنیای معامله‌گری با دنیای تحلیل‌گری است. معامله‌گر تحلیل‌گر باشید.

در این مطلب نخواستم پا را از تفاوت بین معامله‌گر و تحلیل‌گر فراتر گذارده و به تفاوت بین تحلیل‌گران بنیادی و تکنیکی بپردازم و ایرادات عمدۀ آن‌ها نظیر تعصب، تکبّر و خودرایی را نقد کنم! اما در مقدمۀ کتاب دایره‌المعارف الگوهای نموداری – توماس بولکوفسکی تلویحاً به بخشی از آن‌ها اشاره‌کرده‌ام! هدفم هم نقد یک‌جانبه و یک‌سویه نبود، لطفاً با ذهنی باز این مطالب را مطالعه فرمایید!
نویسنده : مهدی میرزایی / انتشار: سایت فراچارت

معامله‌گر و تحلیل‌گر چه فرقی با هم دارند؟

تجربه‌ام ثابت کرده افرادی که سعی می‌کنند در عین معامله‌گر بودن، تحلیلگر هم باشند معمولاً در محکم گرفتن هر دو سمت ریسمان شکست می‌خورند. معامله‌گر و تحلیل‌گر توانایی همکاری با یکدیگر را دارند، اما قطعاً نقش آن‌ها متفاوت است.

معامله‌گر و تحلیل‌گر چه فرقی با هم دارند؟

● یک معامله‌گر پول به بازار تزریق می‌کند و عملکرد خود را به‌سادگی اندازه‌گیری می‌کند؛ اما هدف اصلی یک تحلیلگر درک و کشف آن چیزی است که ممکن است در بازارها رخ دهد. او حقایق را اندازه‌گیری می‌کند.

● یک تحلیلگر قضاوت اشتباه خود را «ضعف بازار» می‌نامد.

● یک معامله‌گر هنگام اشتباه، معاملۀ خود را می‌بندد و به سمت فرصت معاملاتی بعدی حرکت می‌کند. امیدوارم آسیب کمی دیده باشد!! اشتباه، فرض اساسی برای یک معامله‌گر است. یک معامله‌گر زمانی که اشتباه می‌کند و از بازار خارج می‌شود، مایل است به‌اشتباه خود اعتراف کند؛ اما تحلیل‌گر به موقعیت معاملاتی بازکردۀ خود می‌چسبد تا فقط نشان دهد که درست گفته است.

● یک معامله‌گر باید به هر هشداری واکنش نشان دهد و قواعد معاملاتی او می‌گوید: به اخبار توجه کن. بسیاری از تحلیل‌گران با بازار همراه می‌شوند و به‌جای تلاش برای کسب سود در تلاش‌اند تا حرف خود را به اثبات برسانند.< وقت بسیار زیادی را برای یادآوری پیش‌بینی‌های درست خود به دیگران صرف می‌کند>. به همین دلیل آن‌ها معامله‌ای زیان ده را برای همیشه نگه می‌دارند. چراکه خروج آن‌ها از معامله با زیان، آن‌ها را مجبور به اعتراف اشتباهشان می‌کند.

● تحلیل‌گران به مطالعۀ صنایع، شرکت‌ها و شرایط اقتصادی می‌پردازند. معامله‌گران (حداقل بیشتر معامله‌گران)، به مطالعۀ رفتار قیمت‌ها می‌پردازند و کمتر به قیمت شرکت اهمیت می‌دهند.

● هنگامی‌که یک تحلیلگر نظر خود را در مورد سهام یا وضعیت کلی بازار تغییر می‌دهد، آن را «تجدیدنظر در پیش‌بینی با توجه به تغییر عوامل بنیادی» نام می‌نهد. وقتی‌که یک معامله‌گر دیدگاه خود را در مورد دادوستد تغییر می‌دهد، آن را «انعطاف‌پذیری برای حفظ سرمایه و بقا» خطاب می‌کند.

من یک چارتیست کلاسیک هستم. من به نمودارها به‌عنوان یک ابزار معاملاتی نگاه می‌کنم، نه روشی برای پیش‌بینی قیمت‌ها. من باور نمی‌کنم که نمودارها بتواند آیندۀ قیمت را دقیقاً پیش‌بینی کند. من معتقدم که نمودارها می‌توانند فرصت‌های منحصربه‌فردی با نسبت بازده بالقوه به ریسک اندک فراهم کنند. به نظر من این تنها ارزش واقعی نمودارها است. ایدۀ ایجاد سناریوهای بزرگ اقتصادی مبتنی بر یک نمودار کاملاً مضحک است.

واقعیت این است که بسیاری از آرایش‌های نموداری به‌خصوص الگوهای نموداری با مدت‌زمان کوتاه‌تر به موفقیت مطلوب نمی‌رسند. به همین علت است که بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار از نمودارها استفاده می‌کنند و پس از مدتی ادعا می‌کنند که نمودارها کارایی لازم را ندارد.

الگوهای نموداری ناکام می‌شوند و ظاهر آن‌ها تدریجاً به الگوهای نموداری جدید و بزرگ‌تر بدل می‌شود و این اتفاق دوباره و دوباره و دوباره رخ می‌دهد. من این روند را «بازتعریف نمودار» نام نهاده‌ام. مدت همۀ الگوهای نموداری عظیم از ۶ تا ۱۲ ماه است که از ده‌ها الگوی روزانۀ کوتاه‌مدت و صدها الگو با مقیاس زمانی کوچک‌تر که عمدتاً شکست‌خورده‌اند ساخته‌شده است. درنهایت یک الگوی نموداری بالغ می‌شود و یک فرصت بزرگ سودآوری فراهم می‌گردد. این فرصتی است که به دنبال آن هستم.

من به دنبال نمودارهای خاص با نسبت بازده به ریسک ۲ به ۱، یا ۴ به ۱ یا حتی بالاتر هستم. من مطمئن نیستم که قیمت در روزها و هفته‌های پیش رو چه عملکردی دارد؛ اما مطمئن هستم این نسبت بازده به ریسک نتایج مثبتی به ارمغان خواهد آورد.

یکی از موانع ذهنی یک معامله‌گر تازه‌کار، ارتباط بین حقیقت یک بازار و کسب سود در یک عملیات معاملاتی است. این دو از هم منفصل هستند. توضیح این مفهوم اندکی دشوار است، اما همۀ سربازان خط مقدم این عرصه دقیقاً می‌دانند در مورد چه چیزی صحبت می‌کنم.

در آخر اگر از پیش‌بینی قیمت‌ها احساس غرور و افتخار می‌کنید، پس معامله کردن بدرد شما نمی‌خورد. اگر این‌چنین هستید، سراغ کاری بروید که شامل سفارشات خرید و فروش نباشد. شاید بتوانید به‌عنوان یک تحلیلگر کار پیدا کنید.

یک‌ ضرب‌المثل دوست‌داشتنی می‌گوید: «هر فردی می‌تواند وارد بازار شود؛ اما چه کسی می‌داند دقیقاً باید چه زمانی خارج شود!» این مثل نمونۀ بارزی از تلفیق دنیای معامله‌گری با دنیای تحلیل‌گری است. معامله‌گر تحلیل‌گر باشید.

نظر یک تحلیلگر درباره پایان بازار نزولی

IMG 20220731 184451 752 - نظر یک تحلیلگر درباره پایان بازار نزولی

در پایان ماه ژوئن(اوایل تیر)، یک معامله گر و تحلیلگر معروف کریپتو که در توییتر با نام “Trader_J” شناخته می شود، چشم انداز خود را از توسعه بازار کریپتو برای یک سال و نیم آینده ارائه کرد و پس از گذشت یک ماه می توان گفت که پیش بینی او به حقیقت پیوسته است.

20220731 185546 - نظر یک تحلیلگر درباره پایان بازار نزولی

دقیقاً همانطور که در نمودار معامله گر نشان داده شده است با بازگشت به کف محلی ، قیمت بیت کوین توانست از محدوده 20000 دلار فاصله مرز بین تحلیل‌ گر و معامله گر بگیرد و به تدریج به سمت بالا حرکت کند. با این حال، علیرغم افزایش، تحلیلگر انتظار دارد کاهش دیگری برای آزمایش مجدد منطقه حمایتی 19000 دلاری داشته باشد. در میان مدت، پس از کاهش طولانی مدت، انتظار می رود بیت کوین تا مرز 40000 دلار افزایش یابد که یک سطح مقاومت قوی است. اگر برگشت صورت بگیرد، مرحله انباشت آغاز خواهد شد، جایی که قیمت در محدوده 33000 تا 19000 دلار در نوسان خواهد بود و زمانی که BTC یک الگوی انباشت صعودی تشکیل داد، ممکن است شاهد یک روند صعودی جدید باشیم. آنچه در مورد پیش‌بینی معامله‌گر جذاب است، ماهیت آکادمیک تحلیل است. این تقریباً همان شکلی است که یک بازار نزولی باید داشته باشد – یک بازگشت مجدد، یک انباشت طولانی و خسته کننده و یک افزایش شدید.

وضعیت فعلی بازار

بیت کوین در مقطعی به مرز ۲۴۷۰۰ دلار نزدیک شد. با این حال، تلاش دیروز برای شکست و تثبیت با بازگشت قیمت به 23600 دلار به پایان رسید. خیلی سخت است که بگوییم در سطح محلی چه انتظاری داریم. هم خریدار و هم فروشنده قوی هستند. به احتمال زیاد، بازار منتظر باز شدن SPX 500 است که در هفته های گذشته مسیر بازار را تعیین کرده است.

رویداد مهم یک تثبیت بالاتر از WMA دویست روزه است. همچنین شایان ذکر است که کندل هفتگی و ماهانه امروز بسته می شود، بنابراین بازار ممکن است متلاطم باشد.

این مطلب صرفاً ترجمه از منبع ذکر شده بوده و مسئولیت آن با آکادمی هلاکوئی نمی‌باشد.
منبع:utoday

معرفی و خلاصه کتاب معامله گر با انضباط اثر مارک داگلاس

خلاصه کتاب معامله ‌گر با انضباط

معامله در بازار سرمایه، ورود به هزارتویی پر از دالان‌های پیچ در پیچ است. با آنکه گویی در ظاهر، همه‌چیز روشن و شفاف به نظر می‌رسد اما در عین حال می‌تواند غیر قابل پیش‌بینی هم باشد. چون شما نمی‌دانید پشت اولین پیچ، چه ماجرایی انتظارتان را می‌کشد. در این قسمت از «خانه سرمایه» به سراغ کتاب «معامله گر با انضباط» از «مارک داگلاس» می‌رویم و از بالا، نگاهی به هزارتوی اسرارآمیز بازار سرمایه می‌اندازیم. اگر به دنبال یاد گرفتن یکی دو نکته تازه در مورد معامله کردن در بازارهای مالی هستید، حتما تا پایان این ماجرا با ما همراه باشید.

برای موفقیت در بازار سهام باید ذهنتان را خانه تکانی کنید

یک معامله گر با انضباط می‌داند که ورود به بازار سرمایه، دقیقا مثل یک بازی است. وقتی شما با تفکر یک بازنده، وارد معامله می‌شوید و عاقبت آن را به امیدهای واهی گره می‌زنید، راهی به سمت پیروزی و سود پیدا نمی‌کنید. چون تنها یک ذهن برنده است که می‌تواند با موفقیت ملاقات کند. با این حساب، قبل از دست زدن به هر معامله‌ای و همزمان با افزایش عمق دانشتان در زمینه بازارهای مالی باید برای تغییر ذهنتان از بازنده به سمت برنده، دست به تلاشی بزرگ بزنید. در واقع این یک انقلاب درونی است که شما را از قید و بند ترس‌ها، دو دلی‌ها و تردیدهایی که نمی‌گذارند قدم از قدم بردارید نجات می‌دهد و طعم آزادی واقعی را به شما می‌چشاند.

با لباس خواب در میدان جنگ قدم نزنید!

نباید این‌طور فکر کنید که بازار سرمایه، بهشتی از فرصت‌ها است که همچون سیب بر درخت روییده‌اند. برای تبدیل شدن به یک معامله گر با انضباط باید با این حقیقت روبه‌رو شوید که بازارهای مالی، یک میدان نبرد تمام عیار هستند. اگر ذهنی قوی نداشته باشید و خودتان را برای مقابله با تنش‌ها، تغییرهای بی‌امان و غیر قابل پیش‌بینی بودن بازار آماده نکنید، بدون تردید ضرر خواهید کرد. در بازار سرمایه چیزی به نام ثبات و امنیت معنا ندارد. حتی ریسک گریزترین سرمایه گذاران هم مجبورند که با مقدار کمتری از ریسک‌ها سر و کله بزنند. البته در این میان، معامله گرانی هم هستند که سر نترسی دارند و با پاهای خودشان به استقبال خطرها و موقعیت‌های بسیار مه‌آلود می‌روند.

مراقب حبابی که برای خودتان می‌ سازید باشید

نباید حساب موفقیت در شغلتان را با امکان موفقیت در بازارهای مالی یک کاسه کنید. چون بازارهای مالی، سازوکار ویژه خودشان را دارند و حتی سبک تفکر متفاوتی را می‌طلبند. اگر به ذهنتان اجازه بدهید که پای موفقیت‌های دیگر زندگیتان را پیش بکشد آنگاه فرصت یاد گرفتن، تحلیل کردن و حتی کشف گزینه‌های خوب برای معامله کردن را از دست می‌دهید. با دنبال کردن این شیوه تفکر، پذیرش شکست در معامله برایتان غیر قابل تحمل می‌شود. چون با پس‌زمینه موفقیت‌های قبلی، از خودتان انتظار خواهید داشت که بی برو برگرد در این مسیر هم قدرتمندانه و بدون هیچ اشتباهی قدم بردارید. شاید حتی این توقع را در اطرافیانتان ایجاد کنید که فقط منتظر سود کردن و دیدن رشد شما باشند. در این صورت، تحمل شکست یا ضرر کردن باز هم برایتان سخت‌تر می‌شود.

با حقیقت بازار سرمایه آشنا شوید

وقتی به یک معامله گر با انضباط تبدیل می‌شوید که درک کنید بازار سرمایه با تفکر شما همراستا نیست. تک‌تک افرادی که در این بازار به صورت فعال در حال معامله هستند، چه آنها که سهم‌ها را می‌خرند و چه آنها که می‌فروشند با هر معامله، روی تمام بازار تاثیر می‌گذارند. با این حساب، اگر می‌خواهید در بازار تاثیر داشته باشید باید به جای فکر کردن دست به معامله بزنید. جالب‌تر اینکه بازار سرمایه به میزان هوش شما هیچ اهمیتی نمی‌دهد. بنابراین نباید فکر کنید که ضریب هوشی بالا یا حتی پایینتان تاثیری در کیفیت حضور شما در بازارهای مالی می‌گذارد.

یک معامله گر با انضباط چگونه باید به بازار واکنش نشان دهد؟

تصور اینکه بازار، همیشه یک حرکت منطقی را دنبال می‌کند راه به جایی نمی‌برد. چون تاریخ بازارهای مالی، پر از موقعیت‌های اشتباهی است که بیشتر معامله گران به اتفاق تصمیم گرفتند در آن مسیر حرکت کنند. در این میان، هر چقدر که شما خودتان را به آب و آتش بزنید، نمی‌توانید در مقابل حرکت جمعی بازار، مقاومت کنید. این حقیقتی که هر چه زودتر باید آن را بپذیرید. بنابراین، تعریف مرز بین تحلیل‌ گر و معامله گر درست و غلط در بازار سرمایه با تعریفی که جامعه یا حتی شما دارید فرق دارد. به زبان ساده‌تر، هر چیزی که در بازار اتفاق می‌افتد، درست است! بنابراین، اولین کاری که باید بکنید، هیچ کاری نکردن است. در واقع، قبل از هر اقدامی باید بازار را زیر نظر بگیرید، شرایط را بسنجید، تحلیل کنید و سپس دست به اقدام بزنید.

رویاپردازی در بازار سرمایه به ضررتان تمام می‌ شود خلاصه کتاب معامله ‌گر با انضباط

گاهی داشتن اطلاعات اندک، بسیار خطرناک‌تر از نداشتن اطلاعات است. چون این امکان وجود دارد که به آن اطلاعات، بسنده کنید و دیگر به دنبال کامل کردن آنها نروید. همین ماجرا باعث می‌شود که چشمتان را به روی نشانه‌هایی که در نقطه مقابل دانش فعلی شما قرار دارند ببندید و امیدوارانه سرازیری شکست را طی کنید!

چرا تحمل اطلاعات جدید برای برخی از معامله گران سخت می‌ شود؟

یکی از دلیل‌هایی که باعث می‌شود در مقابل دیدن نشانه‌های جدید مقاومت کنید، تصور اشتباه شما درباره سودآوری بازار سرمایه است. طی کردن مسیر تبدیل شدن به یک معامله گر با انضباط به درک این نکته نیاز دارد که نمی‌توان با انجام چند معامله در بازار سرمایه به ثروت رسید. وقتی هدفتان از معامله کردن فقط به دست آوردن پول باشد، سبک نگاهتان به بازار، کِدر می‌شد. در آن صورت، نمی‌توانید به شکلی منطقی و هوشمندانه بازار را زیر نظر بگیرید و آن را تحلیل کنید. حتی در این میان، آرامش روانی خودتان را از دست می‌دهید و دچار نگرانی‌های بی‌انتها، ترس به هنگام معامله و حتی لجاجت می‌شود. این در حالی است که معامله در بازار به آرامش، صبوری، هوشمندی و نگاهی بی‌طرف نیاز دارد.

قبل از آغاز یک معامله، سنگ‌ هایتان را با خودتان وا بکنید

این تصور که قیمت‌ها در بازار سرمایه یک روز به ثبات می‌‌رسند، چیزی جز یک خیال خام نیست. هر چقدر که زودتر این ماجرا را درک کنید، سریع‌تر می‌توانید جلوی ضررهای بزرگتان را در آینده بگیرید. چون گاهی معامله‌گران با خودشان فکر می‌کنند اگر در مقابل سقوط قیمت سهم‌ها صبور باشند حتما دوباره قیمت‌ها به مرز بین تحلیل‌ گر و معامله گر نفع آنها تغییر می‌کنند. این در حالی است که بازار، اهمیتی به فکر معامله‌گران نمی‌دهد و مسیر خودش را طی می‌کند. بنابراین به جای آنکه صبر کنید تا مسیر رودخانه‌های مالی با میل شما هم‌جهت شوند از جریان ایجاد شده، سواری بگیرید.

در بازار سرمایه، هیچ مرزی وجود ندارد

نکته جالبی که در بازارهای مالی دیده می‌شود، وجود نداشتن حدی از سود یا ضرر است. این بدان معنا است که می‌توانید بی‌نهایت سود یا ضرر کنید. از آنجایی که طمع انسان هم به ندرت با احساس سیری آشنا می‌شود، چنین ماجرایی می‌تواند روی سبک معامله‌گری شما تاثیر منفی بگذارد. برای جلوگیری از ضرر این ماجرا باید خودتان دست به کار شوید و حدی برای سود یا ضررتان مشخص کنید. به این ترتیب، این توانایی را پیدا می‌کنید که جلوی ضررهای بزرگ را بگیرید یا قبل از اینکه در شرایط خوب، ورق برگردد، سود خود را از یک معامله برداشت کنید. این همان روشی است که یک معامله گر با انضباط از آن استفاده می‌کند.

نباید در بازارهای مالی به دنبال دلیل بگردید

تعدادی از سرمایه گذاران تازه‌نفس فکر می‌کنند که در پشت صحنه تمام حرکت‌های بازار سرمایه، یک یا مجموعه‌ای از دلیل‌های روشن وجود دارند. این در حالی است که حرکت قیمت‌ها در بازار به اقدام بازیگران بازار یعنی معامله‌گرانی مثل خود شما بستگی دارد. با این حساب، گشتن به دنبال دلیل ایجاد یک ماجرا درست مانند آن است که به دنبال خودتان بگردید. ناگفته نماند که بیش از 75 درصد معامله گران بازارهای مالی هیچ دلیل قانع کننده‌ای برای خرید یا فروش سهم‌هایشان ندارند!

چرا برخی معامله‌گران پیوسته دچار باخت می‌ شوند؟ خلاصه کتاب معامله ‌گر با انضباط

سر راست‌ترین دلیلی که برای این ماجرا وجود دارد، آشنا نبودن معامله‌گر با مفهوم «خروج از معامله» است. شاید از دور این‌طور به نظر برسد که وقتی یک معامله‌گر دچار ضررهای فراوان می‌شود از کرده خود درس می‌گیرد و این بار به شیوه متفاوتی عمل می‌کند؛ اما حقیقت آن است که چنین افرادی دچار نوعی دام ذهنی می‌شوند. به دنبال این ماجرا با خودشان فکر می‌کنند که اگر یک بار دیگر شانس خودشان را بیازمایند حتما تمام ضررهای قبلی را یکجا جبران خواهند کرد. این بدان معنی است که اصلا به دنبال کشف علت شکست خود نمی‌روند و تقصیر را بر گردن بازار یا شرایط اقتصادی می‌اندازند. به همین دلیل، به جای خارج شدن از چرخه شکست و ضرر کردن، مدام بر سرعت این گردونه اضافه می‌کنند!

مسئولیت‌ پذیر بودن چگونه از شما یک معامله گر با انضباط می‌ سازد؟

بر خلاف تصور بسیاری از سرمایه گذاران، بازار سرمایه هیچ قانونی مشخصی ندارد. در حقیقت، این شما هستید که باید با در نظر گرفتن قوانین شخصی‌تان، سازوکار معامله را در دنیای خودتان به وجود بیاورید. البته نکته طلایی در این ماجرا، ایستادن پای نتیجه بر آمده از قانون‌هایتان است. اگر بخواهید به هر شکلی این ماجرا را دور بزنید و تقصیرها را بر گردن دیگران بیندازید، نه تنها اوضاعتان بدتر می‌شود بلکه فرصت تحلیل و یادگیری از خودتان را هم از دست می‌دهید. یادتان باشد که شما بزرگ‌ترین منبع یادگیری خودتان هستید و این ماجرا هنگامی عملی می‌شود که بتوانید پای تصمیم‌هایتان بایستید. بنابراین، از تعیین کردن قانون برای خودتان نترسید و با قلبی سرشار از امیدواری، شجاعت و سرشار از روحیه یادگیری در این میدان دست به فعالیت بزنید.

تقلید کردن از برنده‌ها شما را به یک برنده تبدیل نمی‌ کند

برخی از معامله‌گران که نه حوصله یادگیری دارند و نه دلشان می‌خواهد خودشان را با آمار و ارقام شرکت‌ها درگیر کنند به دنبال یک راه ساده‌تر برای معامله کردن می‌گردند. در این میان، ساده‌ترین چیزی که به چشمشان می‌خورد، پیروی کردن از تصمیم‌های معاملاتی سرمایه گذاران موفق است. قدم گذاشتن در این مسیر که کاملا بر خلاف قانون‌های یک معامله‌ گر با انضباط است چیزی شبیه به رفتار گوسفندانی است که به دنبال اولین گوسفند، خودشان مرز بین تحلیل‌ گر و معامله گر را از دره پرت می‌کنند! متاسفانه تعداد چنین سرمایه‌گذارانی که به خیالشان در حال زرنگ بازی و دور زدن تحلیل‌های حرفه‌ای هستند بسیار زیاد است و این ماجرا در تصمیم‌های معاملاتی به خوبی خودش را نشان می‌دهد.

قدمی برای شناخت محیط ذهنی خودتان بردارید

برای تبدیل شدن به یک معامله گر با انضباط باید راهی برای تسلط بر ذهن خودتان پیدا کنید. تنها از این راه است که می‌توانید در فراز و فرودهای بازار، تحلیلی درست و هوشمندانه داشته باشید. این موضوع به شما کمک می‌کند تا تصمیم‌های درست‌تری بگیرید و آمار پشیمانی از کرده‌های خودتان را به حداقل برسانید. برای تسلط بر محیط ذهنی خودتان، باید کار را از بررسی و شناخت رفتارهایتان آغاز کنید. در واقع، باید عمق شناخت خودتان را افزایش دهید و با وجودتان مثل دوستی که قرار است او را بشناسید رفتار کنید.

یک معامله گر با انضباط فقط به بازار محدود نمی‌ شود

نباید این طور فکر کنید که تلاش شما برای تبدیل شدن به یک معامله گر با انضباط فقط به زمان حضورتان در بازار سرمایه محدود می‌شود. وقتی شما قدم به قدم برای ایجاد چنین تحولی در وجودتان تلاش می‌کنید، ناخواسته آن را در تمام بخش‌های زندگی‌تان هم پیاده می‌سازید. این بدان معنی است که طرز نگاه شما به چالش‌ها، مرز بین تحلیل‌ گر و معامله گر ماجراها، رفتارها و تصمیم‌ها کاملا دگرگون می‌شود. به دنبال این ماجرا، مفهوم تلخ شکست هم برایتان تغییر می‌کند و به فرصتی برای یادگیری تبدیل می‌شود. گذشته از این، نگاهتان به پول هم بسیار عمیق‌تر شده و از حال و هوای یک شبه پولدار شدن به برداشتن قدم‌های هوشمندانه، تغییر جهت می‌دهید.

پیام اصلی مارگ داگلاس از نوشتن کتاب «معامله‌ گر با انضباط» چه بود؟ خلاصه کتاب معامله ‌گر با انضباط

تخصص اصلی مارک داگلاس، «روانشناسی تجارت» است. او کار خود را به عنوان یک کارمند بیمه آغاز کرد و بعد از مدتی توانست به موفقیت بزرگی در دنیای سهام و سرمایه گذاری برسد. کتاب «معامله‌ گر با انضباط» برای او دفترچه‌ای است که در آن نتیجه تجربه‌ها، موفقیت‌ها و شکست‌هایش را به رشته تحریر درآورده است. از نظر او این ذهن انسان است که می‌تواند او را به یک برنده یا بازنده تبدیل کند.

نظر شما چیست؟

فکر می‌کنید یکی از شایع‌ترین رفتارهای تجاری ذهنی در میان معامله گران ایرانی کدام باشد؟ لطفا برایمان تعریف کنید.

نظر یک تحلیلگر درباره پایان بازار نزولی

در پایان ماه ژوئن، یک معامله گر و تحلیلگر معروف کریپتو که در توییتر با نام “Trader_J” شناخته می شود، چشم انداز خود را از توسعه بازار کریپتو برای یک سال و نیم آینده ارائه کرد و پس از گذشت یک ماه می توان گفت که پیش بینی او به حقیقت پیوسته است.

دقیقاً همانطور که در نمودار معامله گر نشان داده شده است با بازگشت به کف محلی ، قیمت بیت کوین توانست از محدوده 20000 دلار فاصله بگیرد و به تدریج به سمت بالا حرکت کند. با این حال، علیرغم افزایش، تحلیلگر انتظار دارد کاهش دیگری برای آزمایش مجدد منطقه حمایتی 19000 دلاری داشته باشد. در میان مدت، پس از کاهش طولانی مدت، انتظار می رود بیت کوین تا مرز 40000 دلار افزایش یابد که یک سطح مقاومت قوی است. اگر برگشت صورت بگیرد، مرحله انباشت آغاز خواهد شد، جایی که قیمت در محدوده 33000 تا 19000 دلار در نوسان خواهد بود و زمانی که BTC یک الگوی انباشت صعودی تشکیل داد، ممکن است شاهد یک روند صعودی جدید باشیم. آنچه در مورد پیش‌بینی معامله‌گر جذاب است، ماهیت آکادمیک تحلیل است. این تقریباً همان شکلی است که یک بازار نزولی باید داشته باشد – یک بازگشت مجدد، یک انباشت طولانی و خسته کننده و یک افزایش شدید.

وضعیت فعلی بازار

بیت کوین در مقطعی به مرز ۲۴۷۰۰ دلار نزدیک شد. با این حال، تلاش دیروز برای شکست و تثبیت با بازگشت قیمت به 23600 دلار به پایان رسید. خیلی سخت است که بگوییم در سطح محلی چه انتظاری داریم. هم خریدار و هم فروشنده قوی هستند. به احتمال زیاد، بازار منتظر باز شدن SPX 500 است که در هفته های گذشته مسیر بازار را تعیین کرده است.

رویداد مهم یک تثبیت بالاتر از WMA دویست روزه است. همچنین شایان ذکر است که کندل هفتگی و ماهانه امروز بسته می شود، بنابراین بازار ممکن است متلاطم باشد.

این مطلب صرفاً ترجمه از منبع ذکر شده بوده و مسئولیت آن با آکادمی پرشیا بلاکچین نمی‌باشد.
منبع:utoday



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.