احساسات مخرب در سرمایه‌گذاری


هنگامی‌که گاوها و خرس‌ها سودده اند، خوک‌ها کشته می‌شوند.

روانشناسی معاملات 💪 بازار فارکس

روانشناسی معاملات یکی از مهمترین عوامل موفقیت در بازار فارکس است زیرا شرایط روحی معامله گر در زمان معامله تاثیر زیادی روی قدرت تصمیمی گیری در زمان ورود و خروج از معامله و مدیریت سرمایه دارد. انسان ذاتا موجودی احساسی است حتی در مواقعی که تصمیمی بر پایه منطق میگیرد بازهم احساسات نقش موثری در این تصمیم گیری ایفا می کنند.

در بازار فارکس نیز اکثر معامله گران ضرر بر پایه احساسات را تجربه کرده اند بدین گونه که زمانی تحت تاثیر هیجانات ناشی از یک موقعیت اضطراب آمیز یا ناراحت کننده دست به معاملات گوناگون بدون رعایت روانشانسی معاملات و مدیرت سرمایه زده اند یا بخاطر ترس از دست رفتن سرمایه با اینکه تمام تحلیل های تکنیکال و فاندامنتال نوید یک موقعیت خوب برای ورود به معامله را داده اند نتوانسته اند به معامله ورود کنند یا بدون اینکه اجازه دهند یک معامله سیر و زمان طبیعی خود را برای رسیدن به سود مناسب طی کند با دیدن اولین نشانه های ضرر از معامله خارج می شوند.

این رفتارهای برپایه احساس اگر مدیریت نشود میتواند منجر به شکست تریدرهایی که به خوبی به انواع تحلیل های تکنیکال و فاندامنتال نیز تسلط دارند،شود. البته این احساسات همیشه اشتباه نیستند و گاهی نیز درست عمل میکنند اما یک معامله گر فارکس باید بتواند احساس درست و اشتباه را از یکدیگر تمیز دهد.

احساسات اشتباه نیستند گاهی واکنش ما به این احساسات اشتباه هستند.

روانشناسی معاملات مرز بین شکست و موفقیت در بازار فارکس است.

چهار مانع اصلی موفقیت در فارکس برپایه روانشاسی معاملات

برپایه روانشناسی معاملات ۴ مانع اصلی موفقیت فارکس شناسایی شده است:

احساس ترس در روانشناسی معاملات فارکس

ترس یکی از احساسات مفید و معمول در موقعیت هایی است که میتواند به انسان ضرر بزند. بقا انسان بدون وجود احساس ترس امکان پذیر نیست زیرا نمیتوانند موقعیت خطر را تشخیص دهند و برای دوری از آن عکس العملی نشان دهند. اما همین احساس ترس به چند نوع میتواند عامل شکست معامله گر فارکس باشد.

ترس از اشتباه

ترس به جای ایجاد انگیزه برای انجام معاملات بدون استرس از ورود به معامله خوب جلوگیری میکند و ما را متقاعد میکند که اشتباه میکنیم. با اینکه ممکنه است معامله گر زمان زیادی را صرف دستیابی یک استراتژی خوب کرده باشد اما ترس از اشتباه قدرت تحلیل را از بین می برد و تمام حواس متوجه خطرات احتمالی دیگر در بازار فارکس می شود.

ترس از دست دادن موقعیت خوب

یک معامله گر ترسو که نمیخواهد هیچ موقعیتی را برای کسب سود از دست بدهد قدرت تحلیل مناسبی ندارد بدون صبر و توجه کافی در هر موقعیتی وارد معامله می شود و معمولا پس از اینکه با ضرر مواجه شد متوجه می شود نشانه های موفق نبودن این معامله را ندیده یا به آن توجه نکرده است.

بدترین نوع ترس،ترس از بازنده بودن

ترس از شکست موجب ترس روانی در ذهن شده و قبل از هر تصمیمی هشدارهای ترسناکی به ذهن صادر می‌کند. شکست و موفقیت،سود و ضرر دو عضو جدانشدنی در معاملات فارکس است. امکان ندارد معامله گری هرچند موفق پیدا کنید که در هیچ معامله ای ضرر نکرده باشد. افرادی که ترس از شکست دارند اجازه نمیدهند که معامله سیر طبیعی خود را طی کند.

در یک معامله میان مدت یا کوتاه مدت ممکن است بارها معامله وارد ضرر شود اما در نهایت با سود بسته شود. معامله گری که ترس از شکست دارد اولین برای که معامله وارد ضرر شود بخاطر ترس از ضرر بیشتر و از دست دادن سرمایه به سرعت از معامله خارج می شود. یا درجایی دیگر معامله گر با جفت ارز EURUSD وارد معامله شده است که خبر بدی اقتصادی از اتحادیه اروپا اعلام می شود این معامله گر به سرعت از این معامله خارج می شود و مانع از دستیابی به سود احتمالی می شود.

ترس در معاملات فارکس غالبا مخرب است.

همچنین معامله‌گران را به اتخاذ تصمیم‌های بی‌اساس سوق می‌دهد

و حساب معاملاتیشان را آهسته آهسته خالی خواهد کرد.

حس طمع در روانشاسی معاملات فارکس

طمع از ترس نیز خطرناک‌تر است. طمع احساس خودخواهانه‌ای است که در معاملات فارکس شما را به گرفتن سود بیشتر تشویق می‌‍‌کند. آرزوی تحقق موفقیت و کسب سود بیشتر در بازار فارکس اصلا اشتباه نیست به شرطی که با برنامه ریزی و برپایه منطق باشد.اگر صرفا طمع کسب سود داشته باشید قدرت تحلیل از بین می رود و دست به معاملات با ریسک بالا خواهید زد از سود مستمر کم به طمع سود زیاد گذشته اید و تنها چیزی که نسیبتان می شود یک سرمایه از دست رفته و یک شکست بزرگ است.

اصطلاحی بین معامله‌گران است که می‌گوید:

هنگامی‌که گاوها و خرس‌ها سودده اند، خوک‌ها کشته می‌شوند.

خوک حیوان طماعی است و بازار مراعات طمع کاران را نمیکند و موجودات طماع همه دارایی خود را از دست خواهند داد. احساس طمع بسیار مخرب تر از ترس است زیرا احساس ترس معمولا جلوی ورود شما به معامله را میگیرد در واقع مانع کسب سود میشود اما احساس طمع موجب ورود بی ملاحظه به معاملات می شود و موجب ضرر می شود. از آنجایی که حرص و احساسات مخرب در سرمایه‌گذاری طمع ما را به عمل غیرمنطقی سوق می‌دهد، می‌تواند احساس بسیار خطرناکی به‌شمار آید. درست مانند نوشیدن الکل، حرص و طمع می تواند با مسموم کردن سیستم ذهنی‌تان، شما را به رفتار احمقانه وادار کند. اگر طمع انتخاب‌های معاملاتی شما را فلج می‌کند، پس شما به مرحله نا هوشیاری رسیده‌اید و به زودی تمامی دارایی حساب خود را از دست خواهید داد.

به عنوان مثال، معامله‌گری که ذهنی مسموم شده از طمع دارد، از معامله موفق خود خارج نمی‌شود، زیرا گمان می‌کند بازار برای همیشه تابع اوامر او حرکت خواهد کرد. همچنین شخص طماع در هر حرکت بازار که با انتظارات او همراه باشد به معاملات خود می‌افزاید. رفتارهای خطرناک دیگر این گروه از معامله‌گران شامل لوریج‌های بیش از حد، ورود سریع به معامله و انجام معاملات بیش از حد می‌باشد.

احساس خشم در روانشناسی معاملات فارکس

احساس خشم نیز برای معامله گر بسیار مضر و مخرب است. خشم معمولا پس از یک زیان به وجود میاید و برای معمله گران عصبی موجب معاملات انتقام جویانه می شود. در حالی‌که هدف اولیه معاملات انتقام‌جویانه برگرداندن میزان زیان‌های گذشته است، اما معمولا با زیان‌هایی بیش از دفعه قبل همراه است. معامله گران انتقام‌جو اغلب بازار را مسبب زیان‌های خود می‌دانند و نهایتا معاملات اشتباه بیشتری را انجام دهند.

معاملات انتقام جویانه به ۳ دلیل برای معامله گران بسیار مضر است:

۱- معمولا برنامه دقیقی برای ورود به آن وجود ندارد و شما را مجبور به معاملات عجولانه و احتمالا با سود پایین می‌کند. هنگامی‌که به معاملات انتقام‌جویانه تمایل پیدا می‌کنید، از معامله‌گری به سمت شرط بندی کشانده می‌شوید. در این شرایط، شما بدون هیچ تحلیل و برنامه‌ای به سرعت وارد معامله می‌شوید.

۲-چون شما قصد جبران زیان‌های گذشته را دارید، حس انتقام شما را وادار به انجام معاملات بزرگ‌تر می‌کند. شما برای برگشت سریع زیان،مدیریت ریسک را در نظر نمی‌گیرید و در نهایت،این روش یک معامله احساسی است که با انگیزه اشتباه مدیریت می‌شود. این امر تمرکز شما بر معاملات منطقی را از بین برده و به سمت تصمیم‌های احساسی هدایت می‌کند.

۳-احساسات به افکار و قوانین شما نفوذ می‌کند و تدریجا تمام معاملات شما را فرا می‌گیرد، این زمانی است که لحظه به لحظه شاهد کم شدن موجودی حساب خود خواهید بود.

برای مثال شما وارد معامله ای می شوید و ۵۰دلار ضرر میکنید اینار با دو برابر حجم وارد می شوید تا زیان قبلی را جبران کنید اما مجددا دو برابر ضرر میکنید و چون فکر میکنید بازار مسبب این زیان است و به شما بدهکار است به راحتی دست به معامله ای بزرگتر می زنید تا سرمایه تان از بازار پس بگیرید و این روند تا آنجایی ادامه پیدا میکند که دیگر سرمایه ای برای ورود به معامله ندارید.

بروکر Nordfx

حس غرور در روانشناسی معاملات فارکس

در آخر غرور میتواند موفقیت شما را به خطر بیاندازد. حس غرور یک احساس هیجانی است که معمولا پس از چند موفقیت بزرگ در معاملات فارکس به وجود میاید. حس غرور کاذب شما را متقاعد می‌سازد که به تمامی حرکات جفت ارزها کاملا مسلط هستید و تحلیل‌های شما بدون نقص است. در حالی‌که هیجان بعد از موفقیت طبیعی است، اما اعتماد به نفس بیش از حد مشکل ساز می‌شود. برای مثال، اگر در یک معامله خرید موفقیتی به دست آورده‌اید، به معنای تضمین موفقیت در معامله بعدی نخواهد بود. بازار به این شیوه عمل نمی‌کند.

راه های غلبه بر موانع روانی موفقیت در معاملات فارکس

بررسی های روانشناسی معاملات فارکس راه هایی برای غلبه بر موانع موفقیت را معرفی میکند.

برای آموزش فارکس سرمایه‌گذاری کنید

آموزش فارکس یکی از راه های اصلی غلبه بر این موانع روانی است. اگر آموزش کافی ببینید میتوانید بجای تکیه بر احساسات زودگذر میتوانید بر مهارتتان تکیه کنید و تصمیمات معقول و منطقی بگیرید. اگر بخواهید کورکورانه و بدون داشتن دلیل منطقی وارد معامله شوید به زودی احساسات بر شما غلبه خواهد کرد و به سرمایه خورد خسارت وارد خواهید کرد.

مدیریت سرمایه و داشتن استراتژی معاملاتی در بازار فارکس بسیار موضوع مهم و کلیدی می‌باشد.

شما باید بدانید بازار فارکس و چارت قیمتی بر چه اساسی حرکت میکند اینگونه زمانی که یک خبر اقتصادی بد بشنوید به جای اینکه بترسید و بی دلیل معاملاتتان را باز یا بسته کنید به دنبال تاثیر این خبر بر حرکات بازار چه تاثیری می گذارند و چگونه باعث تغییرات قیمتی می شوند. آموزش صحیح فارکس به شما کمک می‌کند، استراتژی معاملاتی خود را خلق کنید که سودهای دائمی ایجاد کند. اگر بدون استراتژی سودده معامله می‌کنید، احتمالا فاجعه‌ای در انتظار شما است.

از استراتژی معاملاتی خود پیروی کنید

معامله‌گری با یک برنامه قوی ریسک را کاهش می‎دهد و به شما در کنترل هیجانات کمک می‎کند. یک برنامه معاملاتی، معمولا شامل یک سری دستورالعمل‎ و استراتژی‎‌ها جهت اخذ تصمیم‌های معاملاتی است. یک برنامه معاملاتی ، غالبا پس از انجام تحلیل‌های گسترده و مطالعه رفتار بازار ایجاد می‎شود. برای حفظ ثبات و سوددهی در معاملات، داشتن برنامه بسیار ضروری است.

به عنوان مثال برای داشتن یک برنامه معاملاتی مناسب می‎بایست به پرسش‎های زیر پاسخ دهد.

  • در هر معامله چند پیپ هدف گذاری کنم؟
  • در چه زمانی معامله کنم؟
  • در هر معامله چه میزان از سرمایه را به خطر می‎اندازم؟
  • برای ورود به معاملات باید از چه قوانینی استفاده کنم؟
  • معاملات باز را چگونه مدیریت کنم؟
  • برای خروج از معاملات باید از چه قوانینی پیروی کنم؟

اگر یک برنامه دقیق معاملاتی بر اساس سوال های بالا طراحی کرده باشید دیگر دچار هیجانات ناخواسته نمی شوید. بدون دلیل وارد معامله ای نمی شوید،از معامله ای خارج نمی شوید،حجم معامله را افزایش نمی دهید و… معامله بدون برنامه، شما را به امان احساسات رها می‎کند و متعاقبا، معاملات را بر اساس هیجانات و بدون هیچ‎گونه تحلیل معنادار حرکت بازار انجام خواهید داد.

به طور مثال: اگر طبق استراتژی معاملاتیتان پس از عبور از یک سطح فیبوناچی باید وارد معامله شوید باید تا حد امکان به این قانون پایبند باشید. در اینجا چارت ۴ ساعته از USDCHF آمده است. این چارت نشان می‎دهد که چگونه باید قوانین را به‏ کار گرفت.

مدیریت ریسک را تمرین کنید

برای جلوگیری از تبدیل شدن به یک معامله گر هیجانی،هیچگاه مبلغی را که نمیتوانید از دست بدهید را وارد معامله نکنید. شیوه رایج مدیریت ریسک این است که در هر معامله فقط ۱% از سرمایه را درگیر معامله کنید. مدیریت ریسک به موقع، همان چیزی است که معامله‎گر را از یک قمارباز متمایز می‌کند. در کنار بهره‎مندی هوشمندانه از لوریج، می‌بایست از حرکت با ترس یا نادیده‎گرفتن حد زیان اجتناب کنید و هدف‎های سودآور را انتخاب کنید.

به طور مثال:در اینجا معامله فروش AUDUSDآمده‎است با تعیین حد سود و حد ضرر آمده است. حد سود و حد زیان را باید قبل از ورود به معامله تعیین کرد اگر وارد معامله ای شدید و با حرکت بازار به سمت هدف حد سودتان را افزایش دادید در واقع شانس خودتان را در تبدیل یک معامله سودآور به یک معامله زیان ده افزایش داده اید. شما می بایست قبل از تعیین حد سود ابتدا ریسکتان را با تعیین حد ضرر کاهش دهید.

ذهنیت خود را تغییر دهید

ذهنیت غیر واقعی علت اصلی یک معامله هیجانی است. باید در انجام معاملات متمرکز باشید و تصمیمات هیجانی نگیرید.در غیر اینصورت عاداتی همانند ترس،طمع،خشم و غرور پیدا میکنید. صرفا تمایل به سود برای دستیابی به سود کافی نیست باید یک معامله گر بالغ(از لحاظ هیجان) باشید. شما باید به خود آموزش دهید که با حفظ اصول به سراغ بازار فارکس بروید و از تصمیم‎گیری بر اساس عصبانیت یا سایر هیجانات اجتناب کنید.

با ذهنیت شفاف و منطقی، هیجانات قدرت کافی برای کنترل تصمیمات شما نخواهند داشت.

نتیجه‌گیری

اگر نتوانید کنترل هیجانات خود را به دست بگیرید هیجانات کنترل شما را به دست خواهند گرفت که منجر به شکست خواهد شد. روانشناسی معاملات یکی از مهمترین فاکتورهای موفقیت معامله گران فارکس است.این موضوع باعث بیشترین میزان خطا برای اکثر معامله گران است. موفقیت و شکست در معاملات حرفه‌ای فارکس به مهارت شما در حذف احساسات از تصمیمات معاملاتی بستگی دارد و الفبای معاملات ارزی سودآور، در کسب این مهارت است.

رفتار قبیله‌ای در بورس یعنی چه؟

رفتار قبیله‌ای

احتمالا در خصوص رفتار قبیله‌ای به ويژه در بورس چیزهایی شنیده‌اید. تمایل به تبعیت از رفتار دیگر انسان‌ها در طول تاریخ همیشه وجود داشته است. روانشناسی از این پدیده با نام رفتار گله‌ای یا قبیله‌ای یاد می‌کند. هم‌رنگی با جماعت تاثیر گسترده‌ای در همه‌ ابعاد زندگی نظیر لباس پوشیدن، سبک زندگی و فرهنگ دارد. اما بروز این رفتار در بازار بورس امری است که تاثیرات فراوانی بر اقتصاد و سرمایه‌ی مردم دارد.

آشنایی با مفهوم رفتار قبیله‌ای

رفتار قبیله‌ای

از روزگاران قدیم شنیده‌ایم که می‌گویند «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو». این امر در ناخودآگاه انسان‌ها ریشه کرده است و همگی برای مقبولیت در جامعه و پذیرش میان اطرافیان خود، تلاش می‌کنند تا از رفتار سایرین تبعیت کنند و اعمالشان را با هر عمل و رفتاری که اکثر مردم بروز می‌دهند، هماهنگ کنند. این افراد از این نکته غافل‌اند که چنین رفتارهایی ممکن است در مواقع بسیاری کاملا غیرعقلانی و غیرمنطقی باشد و به ضرر آن‌ها تمام شود.

این رفتار که در علم روانشناسی با اصطلاح Herding Behavior از آن یاد می‌شود، به دلیل تشابه رفتار میان انسان‌ها و گله‌های حیوانات این‌گونه نام‌گذاری شده است. این موضوع در روانشناسی سرمایه‌گذاری بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد. در حقیقت همان‌گونه که حیوانات در گله بدون هیچ فکر و منطقی به دنبال یکدیگر در پی غذا یا شکار راه می‌افتند و سایرین با مشاهده‌ آن‌ها تصمیم می‌گیرند که همان الگو را تکرار کنند، انسان‌ها نیز همین‌گونه رفتار می‌کنند. در نظر بگیرید که حیواناتی که عقب گله هستند تنها به دنبال بقیه می‌دوند و چیزی نصیبشان نخواهد شد. در این حالت تنها عاملی که همه را به یک سو حرکت می‌دهد، تمایل به پیروی از گله است.

مصداق‌های رفتار گله‌ای در بورس

از منظر روانشناسی سرمایه‌گذاری، بازارهای مالی یکی از بهترین اماکن برای بررسی چنین رفتارهایی است. از آن‌جا که تفکر رفتار گله‌ای در ذهن انسان ریشه دوانده است، اثر آن در تمام ابعاد زندگی مشاهده می‌شود. مصداق‌های این رفتار را می‌توان در بازار بورس و سرمایه به وفور دید. از آن‌جا که تمام سرمایه‌گذاران مشغول در بازار سرمایه، از دانش و اطلاعات کافی برخوردار نیستند، همگام با سایرین در این بازار حرکت می‌کنند. البته این امر فقط محدود به افراد بی‌تجربه نیست. گاهی شرایطی بر بازار حاکم می‌شود که سایرین نیز با بروز رفتارهای هیجانی و بی‌منطق، همان کاری را می‌کنند که اکثر سرمایه‌گذاران در حال انجام آن هستند.

اما نکته این‌جاست که برای سرمایه‌گذاری در بورس باید با علم تحلیل آشنا شوید. تحلیل شما اگر به صورت بنیادی باشد، می‌توانید با پی بردن به ارزش ذاتی سهام و جایگاه فعلی آن شرایط مناسب را برای خرید در نظر بگیرید و با استفاده از تحلیل تکنیکال و داده‌های موجود، رفتار آینده سهم را با رسم نمودارها و چارت‌های مختلف پیش‌بینی کنید و بر حسب همین موارد سرمایه‌گذاری خود را انجام دهید. در هر حال شما با منطق و علم اقدام به خرید کرده‌اید و در این تصمیم اثری از تبعیت از جمع دیده نمی‌شود.

از آن‌جا که بازار بورس این ‌روزها بیش از پیش داغ است و مسائل مالی همیشه برای همگان جذابیت دارد، بروز رفتار گله‌ای در بورس زمینه‌ای را برای مطالعات دانشمندان و روانشناسان فراهم آورده است.

اگر حتی اتفاقی به اخبار گوش داده باشید، احتمالا واژه‌ حباب را زیاد شنیده‌اید. حباب نشان از این دارد که قیمت کالا یا محصولی با ارزش ذاتی خود هم‌خوانی ندارد. در حقیقت این اصطلاح به افزایش ناگهانی تقاضا برای خرید محصولات مختلف اشاره دارد.

البته این اتفاق تنها در بازار بورس ایران رخ نمی‌دهد و در سراسر دنیا شاهد چنین مسئله‌ای هستیم. مثال جهانی این مورد، بازار رمزارز و به خصوص بیت‌کوین است. در مدت کوتاهی مردم به خرید بیت‌کوین روی آوردند و در نتیجه این ارز دیجیتال قیمت بالایی را در کوتاه‌مدت به خود دید. ارزش حجم معاملات بیت‌کوین در سال ۲۰۱۷ پانزده برابر شد. زمانی که شرکت کداک اعلام کرد که برای فعالیت در حوزه‌ ارز دیجیتال برنامه‌هایی دارد، قیمت سهام این شرکت تا ۲۰۰ برابر رشد کرد؛ افزایشی که اکنون به مثالی بارز برای ارجاع به رفتارهای گله‌ای در بورس تبدیل شده است.

اثرات مخرب رفتار قبیله‌ای در بورس

برخی از سرمایه‌گذاران که با پیروی از رفتار گله‌ای توانسته‌اند سود خوبی از بازار بورس کسب کنند، گمان می‌کنند که چنین واکنش‌هایی همیشه اثرات مثبتی در پی دارد. آن‌ها نمی‌دانند که این ‌سودها مقطعی و کوتاه‌مدت هستند و به زودی آن روی سکه را نیز خواهند دید. متاسفانه این افراد با مشاهده هرگونه صف خرید یا فروشی تصور می‌کنند که رفتار درست همین است و آن‌ها هم باید به این صفوف بپیوندند که این امر همیشه صحیح نیست و قطعا آسیب‌هایی در پی دارد. از آن‌جا که همیشه در پس پرده‌ی چنین رفتارهایی الگو و منطق وجود ندارد، افرادی که از جمع تبعیت می‌کنند دچار زیان‌های ناخوشایندی خواهند شد.

اما نکته‌ دیگر آن است که برخی دیگر از سرمایه‌گذاران در بورس هرجا که صف خرید یا فروشی می‌بینند با خود می‌اندیشند که این حرکت، یک رفتار گله‌ای است و با همین منطق و استدلال رفتاری برخلاف آن عمل را از خود بروز می‌دهند و درست در جهت عکس آن‌ها اقدام می‌کنند. به دلیل این که چنین حرکاتی بر پایه‌ی هیچ منطقی نیست، قطعا موجب بروز آسیب‌های فراوانی می‌شود.

پرهیز از پیروی کورکورانه

سرمایه‌گذاران اگر بتوانند هیجانات و احساسات خود را کنترل کنند، هرگز اسیر چنین رفتارهایی نمی‌شوند. یعنی کسب دانش فنی و توانایی تحلیل از منظرهای مختلف، زمانی نتیجه‌ خوبی خواهد داشت که بتوانیم آموخته‌ها را به دور از هیجانات و با علم و منطق پیاده کنیم.

سودهای کوتاه‌مدتی که با بروز رفتارهای توده‌ای در بورس حاصل می‌شوند، همیشگی نیستند و هیچ دلیلی وجود ندارد که بخواهیم چنین سودهایی را عاملی برای ماندگاری در بازار بدانیم. هر کسی که با کنترل هیجانات و احساسات بتواند رفتارهای منطقی و عقلانی داشته باشد، در این بازار ماندگار خواهد بود و از سودهایی که نصیبش می‌شود، لذت خواهد برد.

بیشتر بخوانید

نکته پایانی

روانشناسی سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد که یکی از عوامل نوسانات بازار، همین رفتارهای گله‌ای است. با افزایش هوش هیجانی و کسب اطلاعات و دانش بیشتر، می‌توان از بروز چنین رفتارهایی جلوگیری کرد. در این صورت شاهد بازاری خواهیم بود که با تصمیمات منطقی و عقلانی رو به جلو حرکت خواهد کرد و به دور از هیجانات و احساسات محل مطمئنی برای سرمایه‌گذاری خواهد بود.

احساسات مخرب در سرمایه‌گذاری

  • مدیر
  • آگوست 27, 2022
  • 0 Comment
  • HBR, استراتژی

انگیزه – تمایل به انجام کار با شروع انجام می شود ، به جای به تعویق انداختن، پافشاری در مواجهه با عوامل حواس پرتی، سرمایه گذاری ذهنی کافی برای موفقیت لازم است .

این اصل ۴۰ درصد از موفقیت پروژه های تیمی را تشکیل می دهد. با این حال، مدیران اغلب در مورد چگونگی ایجاد انگیزه مؤثر در کارکنان بدون الهام ، دچار مشکل هستند.

بررسی تحقیقات در مورد انگیزه نشان می‌دهد که کلید این است که مدیران ابتدا به طور دقیق دلیل کمبود انگیزه کارکنان را شناسایی کنند و سپس یک استراتژی هدفمند را اعمال کنند.

ارزیابی دقیق ماهیت شکست انگیزشی – قبل از اقدام – بسیار مهم است. به کارگیری استراتژی اشتباه (مثلاً ترغیب یک کارمند به سخت‌تر کار کردن، وقتی دلیل آن این است که متقاعد شده است که نمی‌تواند این کار را انجام دهد) در واقع می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و انگیزه را بیشتر از بین ببرد.

این دلایل به چهار دسته تقسیم می شوند – چهارگانه ای که ما آن را تله های انگیزشی می نامیم. عبارت اند از :
۱) عدم تطابق ارزش ها،
۲) عدم خودکارآمدی،
۳) احساسات مخرب،
۴) خطاهای انتساب
هر یک از این چهار تله دلایل مشخصی دارند و با استراتژی های خاصی برای رهایی یک کارمند از چنگال خود همراه هستند.

در اینجا چهار تله انگیزشی و هر استراتژی هدفمند برای کمک به کارکنان خود برای فرار از آنها آورده شده است:

تله ۱، عدم تطابق ارزش ها:

به اندازه کافی برای انجام این کار اهمیتی نمی‌دهم.
چگونه این تله کارمندان را به دام می‌اندازد:
وقتی یک وظیفه با چیزی که کارگران یا کارمندان برایشان ارزش قائل هستند ارتباط برقرار نمی‌کند یا به آنها کمک نمی‌کند، انگیزه انجام آن را نخواهند داشت.

چگونه به یک کارمند کمک کنیم تا از این تله خارج شود: متوجه شوید که کارمند به چه چیزی اهمیت می دهد و آن را به کار متصل کنید. اغلب اوقات، مدیران به این فکر می کنند که چه چیزی برای خود انگیزه ایجاد می کند و تصور می کنند که همین امر در مورد کارمندانشان نیز صادق است.

درگیر مکالمه و چشم انداز سنجی شوید تا مشخص کنید که کارمند شما به چه چیزهایی اهمیت می دهد و چگونه این ارزش با کار ارتباط دارد

ارزش اهمیت این است که یک کار چقدر مهم است.

راه‌هایی را شناسایی کنید تا مشخص کنید که چقدر این کار برای دستیابی به مأموریت تیم یا شرکت بسیار مهم است. در نهایت، ارزش مطلوب معیاری است برای هزینه دستیابی (و اجتناب از) کار در مقابل مزایای بزرگتر حاصل از آن.

راه‌هایی بیابید که نشان دهید چگونه تکمیل این کار خاص به اهداف بزرگ‌تر کارمندان کمک می‌کند و از برگشت به آن جلوگیری می‌کند. گاهی اوقات ممکن است لازم باشد از یک کارمند بخواهید که اساساً هنگام انجام یک کار نامطلوب، زاویه دید خود را تغییردهد – برای آنها روشن شود که تکمیل آن چه مزیتی در آینده به همراه خواهد داشت یا از مشکلاتی که از آن جلوگیری می کند.

زمانی که یک کارمند در ابتدا برای یک کار ارزش قائل نیست و ممکن است عدم تطابق ارزش ها آشکار باشد، بهترین گزینه مدیر این است که سعی کند به چندین ارزش متوسل شود. یک یا چند مورد از آنها ممکن است با کارمند طنین انداز شود.

تله ۲، فقدان خودکارآمدی: فکر نمی کنم بتوانم این کار را انجام دهم.

چگونه این تله کارمندان را به دام می‌اندازد: وقتی کارگران یا کارمندان معتقدند که توانایی انجام یک کار را ندارند، انگیزه‌ای برای انجام آن نخواهند داشت.

چگونه به یک کارمند کمک کنیم تا از این تله خلاص شود:
حس اعتماد به نفس و شایستگی کارمند را ایجاد کنید. این را از راه های گوناگون می توان انجام داد. یکی این است که به زمان هایی در گذشته اشاره کنید که در آن بر چالش های مشابه غلبه کرده اند.

شاید نمونه هایی از دیگران را به اشتراک بگذارید که درست مانند آنها بر همان چالش ها غلبه کرده اند، به نحوی که کارمند نیز می تواند انجام دهد. احساس خودکارآمدی خود را با چالش های به تدریج دشوارتر یا با تقسیم کار فعلی به بخش های قابل مدیریت ایجاد کنید.

اغلب، کارمندانی که فاقد خودکارآمدی هستند متقاعد شده‌اند یا به این باور اشتباه رسیده اند که موفقیت در یک کار خاص مستلزم سرمایه‌گذاری زمان و انرژی بسیار بیشتری نسبت به توانشان است.

توضیح دهید که آنها توانایی موفقیت را دارند اما ممکن است در مورد تلاش مورد نیاز قضاوت اشتباهی کرده باشند.

آنها را ترغیب کنید که تلاش بیشتری کنند و در عین حال ابراز اطمینان کنند که تلاش بیشتر منجر به موفقیت می شود. اگر مدیران در حین شروع کار، حمایت بیشتری ارائه کنند، کمک می کند.

گهگاه کارمندان تله انگیزه معکوس دارند. آنها ممکن است انگیزه نداشته باشند زیرا به یک معنا احساس می کنند که بیش از حد صلاحیت دارند. کارکنان دچارتوهم خودکارآمدی هستند و این یکی از دشوارترین چالش‌های مدیریت انگیزشی می باشد.
افراد با اعتماد به نفس بیش از حد اغلب اشتباه می کنند، حتی اگر مطمئن هستند که چه کاری انجام می دهند. وقتی اشتباه می‌کنند، اصرار می‌کنند که معیار قضاوت موفقیت در کار ناقص است، بنابراین هیچ مسئولیتی در قبال شکست‌هایشان را نمی پذیرند.

هنگام برخورد با چنین کارمندانی، مهم است که از به چالش کشیدن توانایی یا تخصص آن‌ها اجتناب کنید. درعوض، به آنها نشان دهید که در مورد الزامات کار قضاوت اشتباهی کرده‌اند و آنها را متقاعد کنید که این کار به رویکرد متفاوتی نیاز دارد

تله ۳، احساسات مخرب: من برای انجام این کار خیلی ناراحتم.

چگونه این تله کارمندان را به دام می‌اندازد: وقتی کارگران دچار احساسات منفی مانند اضطراب، عصبانیت یا افسردگی می‌شوند، انگیزه‌ای برای انجام یک کار نخواهند داشت.

چگونه به یک کارمند کمک کنیم تا از این دام خارج شود:
به آنها بگویید که می خواهید بفهمید چرا ناراحت هستند و در گوش دادن فعال به آنها شرکت می کنند.
موافق یا مخالف نیست. با این سوال که کارمند معتقد است چه چیزی باعث ناراحتی آنها می شود، قضاوت نکنید.

سپس به طور مختصر آنچه را که به آنها گفته اند خلاصه کنید و بپرسید که آیا متوجه شده اید یا خیر. اگر آنها گفتند “نه”، عذرخواهی کنید و به آنها بگویید که با دقت گوش می دهید و “لطفا دوباره امتحان کنید.” وقتی افراد احساس می کنند که درک شده اند، احساسات منفی آنها کمی تسکین می یابد.

ممکن است مفید باشد که به آنها بگویید که می خواهید آنچه را که به شما گفته اند در نظر بگیرید و روز بعد زمانی را برای بحث در نظر بگیرید. این اغلب به شخص کمک می کند تا کنترل بیشتری بر احساسات خود داشته باشد

به خاطر داشته باشید که خشم شخص میتواند از عوامل خارج محیط کارباشد که باعث آسیب رساندن به او شده است.
از یک کارمندی که عصبانی است بخواهید که سعی کند باور یا زاویه دید خود را در مورد، مواردی که از بیرون سازمان باعث ناراحتی اوست مجدداً تعریف بکند.

راه هایی را پیشنهاد کنید که آنها می توانند تلاش خود را برای از بین بردن تهدید داشته باشند . افسردگی گاهی اوقات ناشی از این باور است که کارمندان از نظر درونی مشکلات زیادی دارند و نمی توانند آن را کنترل کنند.

این مورد، اغلب کمک می کند که نشان دهیم آنها “شکست ” یا “تنها ” نیستند، بلکه فقط باید تلاش بیشتری برای استراتژی های موثر انجام دهند.

کمک خود را ارائه کنید ؛ کارمندان مضطرب اغلب به کمک با رویکردشان به کار و همچنین یادآوری اینکه آنها توانمند هستند و با تلاش بیشتر می توانند موفق شوند، پاسخ مثبت می دهند.

اگرمشکلات از خارج از محل کار سرچشمه می‌گیرند، ممکن است توصیه شود که با مشاوران مشورت بگیرند.

تله ۴، خطاهای انتساب:

چگونه این تله کارمندان را به دام می‌اندازد:
زمانی که کارمندان نمی‌توانند به درستی دلیل مشکلات خود را با یک کار شناسایی کنند، یا زمانی که مشکلات خود را به دلیلی خارج از کنترل خود نسبت می‌دهند، انگیزه‌ای برای انجام آن نخواهند داشت.

چگونه به یک کارمند کمک کنیم تا از این تله خلاص شود: به کارمند کمک کنید به وضوح در مورد علت مشکلات خود با یک کار فکر کند.
زمانی که به نظر می رسد کارمندان بهانه ای برای انجام ندادن یک وظیفه پیدا می کنند، خطاهای انتساب رخ داده است (بیماری، درخواست تعهد بیش از حد یا “وقت کافی”، تلاش برای تحمیل کار به همکاران).

کمک به کارمند در تشخیص اینکه دقیقاً چرا کار غیرقابل حل به نظر می رسد می تواند به آنها کمک کند تا از چنین اجتنابی عبور کنند.
اگر علتی را شناسایی کردند که خارج از کنترل آنهاست (مثلاً سرزنش دیگران، یا نقصی در خودشان که قابل رفع احساسات مخرب در سرمایه‌گذاری نیست)، دلایل دیگری را که تحت کنترل آنها است، مانند نیاز به اتخاذ یک استراتژی جدید یا برای اعمال سطح بیشتر برنامه ریزی بیشتری نیاز می باشد.

آشنایی با اصطلاح فاد و فومو (FUD & FOMO)

در دنیای رمزارزها عبارات بسیار زیادی نظیر فاد و فومو وجود دارند که بهتر است سرمایه‌گذاران برای انجام معاملات با آن‌ها آشنایی داشته باشند.

با توجه به ماهیت ارزهای دیجیتال و نحوه انتقال اخبار و اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی، متاسفانه گاهی اوقات تشخیص درستی آن‌ها کار سختی می‌شود. اینترنت فضای فوق‌العاده‌ای برای مردم بوده تا به‌راحتی اطلاعات را باهم به اشتراک بگذارند، اما گاهی اوقات این اطلاعات کاملاً اشتباه یا حداقل گمراه‌کننده هستند.

بیشتر مردم نسبت به پروژه‌هایی که حامی آن‌ها هستند علاقه زیادی پیدا می‌کنند و حتی شاید از لحاظ احساسی به آن‌ها وابسته شوند. در اکثر مواقع احساسات و سرمایه‌گذاری را نمی‌توان کنار هم داشت، چون باعث می‌شود فرد مرتکب اشتباهات ابلهانه‌ای شود. عشق کورکورانه و نفرت کورکورانه به یک اندازه مخرب هستند و زمانی که پای پولتان در میان است، در مواجهه با این احساسات باید هشیار بود.

تحقیقات نشان داده که تقریباً ۳۹ درصد از سرمایه‌گذاران ارزهای دیجیتال در ایالات متحده افراد بین ۲۵ تا ۳۴ سال هستند. تبهر خاص و شایستگی آن‌ها در اختراع عبارات جدید، بازار رمزارزها را هم در امان نگذاشته و عبارات عامیانه (Crypto-Slang) زیادی را هم برای آن به‌وجود آورده‌اند.

به همین دلیل، اغلب در پلتفرم‌هایی مانند توییتر، دیسکورد یا رِدیت که انجمن‌های کریپتویی زیادی دارند با این اصطلاحات گیج‌کننده برخورد می‌کنیم. در این بین دو عبارت وجود دارند که درواقع دو مهارت ذهنی هستند و برای موفقیت در معاملات لازم است آن‌ها را بلد باشید: دوری از اطلاعات اشتباه و کنترل احساسات.

این دو مهارت اهمیت زیادی دارند، چرا که در بازار ارزهای دیجیتال رفتارهای بسیار زیادی ناشی از فاد و فومو (FUD & FOMO) خواهید دید.

مفهوم فاد (FUD) چیست؟

فاد چیست

فاد شکل کوچک عبارت “Fear, Uncertainty, and Doubt” و به‌معنای «ترس، شک و تردید» بوده که یک استراتژی جهت پایین آوردن اعتبار و ارزش یک دارایی دیجیتال از طریق پخش اخبار نادرست است.

هدف کسی که اخبار FUD را پخش می‌کند، القای ترس به‌صورت دسته‌جمعی است. از این طریق، کسی که اخبار منفی را پخش کرده ممکن است از پایین آمدن قیمت دارایی مد نظر بتواند کسب سود کند.

گفته می‌شود «جین اَمدَل» که یک طراح ابرکامپیوتر است، برای اولین عبارت FUD را در دهه هشتاد میلادی معرفی کرد. او تیم فروش شرکت “IBM” را به انتشار و القای اخبار فاد در ذهن مشتریان بالقوه خود و ایجاد بی اعتمادی در محصولات رقبا متهم کرد. از آن زمان تا کنون، FUD تبدیل به یک تکنیک سنتی در حوزه روابط عمومی و رسانه شد.

هدف از این کار،‌ تغییر افکار عمومی در مورد یک محصول، شرکت یا فناوری از طریق پخش اطلاعات اشتباه و جذب افکار و احساسات منفی است. رویدادها و عناوین خبری که حاوی اطلاعات اشتباه و بار منفی بدون هیچ‌گونه سند واقعی هستند، می‌توانند احساسات مردم را برانگیخته و موجب تغییرات قیمتی یک محصول یا رمزارز شوند.

بیشتر اوقات انتشار اخبار اشتباه موجب کاهش ناگهانی و یا به‌تدریج قیمت یک دارایی، بدون تغییری در اساس آن می‌شود که زایده ترس، شک و تردید ذهنی افراد است.

فردی که اخبار فاد را منتشر می‌کند، از دو طریق می‌تواند از آن بهره‌مند شود:

  • فرد مورد نظر وارد یک معامله “Short” شده و با پایین آمدن قیمت می‌تواند هزینه معامله را پرداخت کرده و سود خود را بردارد.
  • او از پتانسیل یک پروژه خبردار بوده، اما قیمت فعلی آن در بازار بالا است. با انتشار اخبار و پایین آمدن قیمت می‌تواند آن را ارزان‌تر بخرد.

چگونه از خود و سرمایه‌مان در برابر فاد محافظت کنیم؟

چگونه از فاد در امان بمانیم

تنها راهی که می‌توانید از شر این مسائل در امان بمانید داشتن اطلاعات کافی است.

بسیاری از توسعه‌دهندگان ‌به‌راحتی به سوالات در مورد پروژه‌هایشان پاسخ می‌دهند. با رجوع به شبکه‌های اجتماعی مانند دیسکورد، رِدیت، توییتر و تلگرام می‌توانید در مورد صحت اخباری که شنیده‌اید پرس‌و‌جو کنید. البته با مطالعه وایت‌پیپر (Whitepaper) یک کوین یا توکن احتمالا به جواب مورد نظر می‌رسید.

تقریبا تمام پروژه‌ها وایت‌پیپر خود را دارند که شما را از اهداف، راه‌کارها و نحوه عملکرد آن‌ها آگاه می‌سازد. با این کار خودتان می‌توانید صحت اخباری که شنیده‌اید را تایید کنید.

اگر در مورد خبری شک داشتید، می‌توانید با پیگیری آن از منابع دیگر از صحت خبر مطمئن شوید. اگر نتوانستید در منابع دیگری آن خبر را پیدا کنید،‌ از توسعه‌دهندگان آن در مورد خبر سوال بپرسید و تاییدیه را از آن‌ها بگیرید. گرچه معمولاً خود این افراد تایید خبر را انجام می‌دهند.

حواستان باشد که حتی بعد از این‌که مسئولان یک پروژه بیانیه خود را منتشر کردند، باز هم افرادی پیدا می‌شوند که اخبار منفی را منتشر کنند. آن‌ها یا واقعاً گمراه بوده و یا در حقیقت نمی‌خواهند حقیقت را بپذیرند و امید دارند که دیگران هم مثل آن‌ها فکر کنند.

مفهوم فومو (FOMO) چیست؟

فومو چیست

فومو (FOMO) یا “Fear of Missing Out” به معنی ترس از دست دادن یا جا ماندن از چیزی است و معمولاً زمانی اتفاق می‌افتد که شما با دیدن موفقیت کسی دست‌پاچه و وحشت‌زده شده و باعث می‌شود امید واهی یک‌شبه پولدارشدن به‌شما دست دهد و فکر کنید که با انجام همان کارها به آرزویتان می‌رسید.

فومو داشتن روی چیزی نمونه‌ای از آشفتگی اجتماعی بوده که از طریق یک ترسِ بی‌وقفه در مورد از دست دادن اخبار مهم یا دیگر وقایع و عقب افتادن از انجام کاری شکل می‌گیرد. این ترس به‌ویژه از طریق بخش‌هایی مشخص از تکنولوژی مدرن مانند موبایل‌ها و شبکه‌های اجتماعی از قبیل فیسبوک و توییتر بیشتر می‌شود، چرا که کاربر در آن‌ها دائماً درحال مقایسه خود با دیگران است.

در دنیای ارز دیجیتال، فومو در صعودهای قیمتی اتفاق می‌افتد. سال‌های قبل بیت‌کوین را یادتان است؟ سال ۲۰۱۷ قیمت بیت کوین در بازار حدود ۹۰۰ دلار بود و اواسط ماه نوامبر (آبان ۱۳۹۶) بین ۶۰۰۰ تا ۷۰۰۰ دلار نوسان داشت و مردم با خود فکر می‌کردند که این آخرین سطح قیمت بیت کوین است و دیگر بیشتر از این نخواهد شد. اما شرایط دقیقاً برعکس شد و فومو کار خودش را کرد و شش ماه بعد قیمت بیت کوین به ۲۰،۰۰۰ دلار رسید.

درواقع به این خاطر این مسئله را “FOMO” نامیدند چون تنها چیزی بود که زمام بازار را به‌دست داشت. اکثر مردم با فناوری بلاک‌چین آشنا نبودند و اشخاص کمی به مزایا و کاربردهای آن باور داشتند. با این حال، همه فکر می‌کردند با خرید بیت کوین عرض یک ‎شب ثروتمند خواهند شد.

بیت کوین تمام اخبار را به خود اختصاص داد و همه‌جا از آن صحبت می‌شد. حتی «هومر جِی سیمپسون» نقش اول اَنیمه کمدی «خانواده سیمپسون‌ها» نیز درباره بیت کوین صحبت می‌کرد. افراد ناآگاه به‌سرعت به‌سمت آن حمله‌ور شدند و اگر دقت کنید، می‌بینید که تنها حباب آن را بزرگ و بزرگ‌تر می‌کردند.

در نهایت پاسخ بازار چیز دیگری بود. قیمت بیت کوین در سال ۲۰۱۸ تا ۳۰۰۰ دلار سقوط کرد که به شکل یک مرگ تدریجی در طول یک‌سال بود و به‌صورت ناگهانی اتفاق نیفتاد؛ اما به‌قدری بود که همه مردم علاقه و امید خود را به بیت کوین از دست دادند.

چگونه از شر فومو در امان بمانیم؟

چگونه از فومو در امان بمانیم

شما می‌توانید با تحلیل و محاسبه ریسک هنگام خرید ارزهای دیجیتال از فومو دوری کنید و آن‌ها را در سقف قیمتی‌شان خریداری نکنید.

برای مثال، اگر می‌دانید که یک ارز آینده روشنی دارد اما قیمت آن بالا است،‌ همه سرمایه خود را در خرید آن نگذاشته و زمانی که گران است آن را نخرید. پایین آمدن قیمت آن‌ها کاملاً محتمل است و بهتر است یک استراتژی مرحله‌ای مشخص برای خرید آن داشته باشید.

همچنین، برای این‌که دچار فومو نشوید، باید اطلاعات خود را بالا ببرید. با این که کسب سود از یک کوین در حال صعود خیلی وسوسه‌کننده است، تقریباً همیشه حرکت اشتباهی خواهد بود و اگر شما تازه‌کار هستید، این بدترین کاری است که می‌توانید انجام دهید.

حتی پروژه‌هایی که به دلایل روشن مانند آپگرید و تولید نرم‌افزار جدید یا لیست شدن در یک صرافی صعود قیمتی زیادی را تجربه می‌کنند، باز هم قیمتشان پایین می‌آید. پس چنانچه آن صعود قیمتی را از دست دادید اصلاً خودتان را نبازید و در روزهای آتی می‌توانید آن‌ها را با قیمتی مناسب‌تر خریداری کنید.

این استراتژی نسبت به این‌که از این شاخه به آن شاخه بین ارزها بپرید برای شما منفعت بیشتری خواهد داشت. همچنین اگر ارزی داشتید که خیلی حرکات خاصی از خود نشان نمی‌داد، نباید آن را فروخت و به ارزی وارید شوید که در حال رشد است. این حرکت به هیچ‌عنوان سالم نیست و احتمالاً، هم موقع کاهش قیمت آن پروژه ضرر می‌کنید و هم ممکن است سودهای احتمالی از ارز اول خود را از دست دهید.

فاد و فومو : دوست یا دشمن

فاد و فومو دوست یا دشمن

اگر شما این احساسات را نمی‌شناختید و یا به آن‌ها عادت نکرده‌اید، خیلی زود فاد و فومو تبدیل به دشمنان شما و خصوصاً سرمایه شما می‌شوند. آن‌ها تصمیمات شما را تحت تاثیر قرار داده و در مورد معاملات،‌ انسان دقیقاً برعکس کاری را که باید انجام می‌دهد. این جملات شاید منطقی و قابل درک به‌نظر برسند، اما پیروی از آن‌ها راحت نیست.

با توجه به چیزی که گفته شد، بهتر است بلافاصله پس از یک کاهش قیمتی ۲۰، ۳۰ یا حتی ۴۰ درصدی در بیت کوین آن را خریداری کنید. اما در این‌جا، دلتان به شما می‌گوید که خیلی خطرناک است و شاید این آخر خط برای بیت کوین باشد و ممکن است کاری دقیقاً عکس خرید آن انجام دهید. این یک غریزه طبیعی برای بقا است که در مورد فاد نیز صدق می‌کند.

درست مانند مثال قبل، وقتی قیمت ارزی بالا می‌رود بهتر است که آن را بفروشید؛ اما دلچسب بودن و زیبایی این رشد قیمتی باعث شده که بخواهید باز هم از آن ارز دیجیتال بخرید. این همان فومو بوده و در این گونه مواقع، فاد و فومو تبدیل به دشمنان شما می‌شوند و باید بلد باشید چطور با آن‌ها برخورد کنید.

وقتی حرف از کنترل احساسات می‌شود، به این معنی نیست که آن‌ها را دور انداخته و دیگر حسی نداشته باشید. کنترل غرایز اصلی فرآیندی بسیار پیچیده است و مشخصاً برای انسان مفید واقع می‌شوند. پس به‌جای مبارزه با آن‌ها، باید یاد گرفت که چطور آن‌ها را مدیریت کنیم.

اگر حس شک و تردید دارید (FUD)، شاید زمان باز کردن یک معامله است!
برعکس اگر همه‌چیز زیبا و بر وفق مراد بود، شاید وقت فروش رسیده است!

یاد بگیرید که احساسات خود را به بهترین شکل ممکن درک کرده تا بتوانید آن‌ها بشناسید، تحلیل کنید و بهترین تصمیمات منطقی را بر اساس آن‌ها بگیرید. یک جمله معروف است که می‌گوید: “قلب هم منطق خود را دارد که مغز از آن بی‌خبر است”.

اما چطور باید یاد گرفت که تحت کنترل احساساتمان نباشیم؟ ابزارهای زیادی وجود دارند تا بتوان به این هدف رسید:

  • مدیتیشن
  • تهیه یک ژورنال معملاتی
  • اجبار خود برای انجام منظم خودکاوی و خودشناسی
  • قبل از انجام معامله از خود بپرسید که آیا احساساتتان سر جای خود هستند؟!

به‌هر حال نمی‌توان خیلی سریع به نتیجه رسید. شما به مطالعات شخصی، زمان و انگیزه احتیاج دارید. اما تنها کاری که می‌توانید بکنید همین‌ها بوده تا بتوانید فاد و فومو را به دارایی‌هایی واقعی و حتی شاید دوستان خود تبدیل کنید.

سخن پایانی

یک سرمایه‌گذار تازه‌وارد مطالب زیادی را باید یاد بگیرد، اما اگر آمادگی کافی را دارید می‌توانید در ارزهای دیجیتال به سود برسید. همیشه به‌خاطر داشته باشید که در پذیرش هرگونه توصیه در مورد سرمایه‌گذاری کمی تردید هم داشته باشید.

در فضای اینترنت افرادی هستند که در کار خود تجربه کافی را دارند، اما بیشتر از آن‌ها کسانی هستند که شما را گمراه می‌کنند. یا خودشان هم در مورد مسئله‌ای که صحبت می‌کنند اطلاعات صحیح نداشته و یا عمداً این کار را کرده تا از طریق تغییر در ذهنیت و تمایلات سرمایه‌گذاران، قیمت ارزی را بالا برده تا از آن سود بگیرند و سپس از کاهش قیمت آن نیز بهره‌مند شوند.

با توجه به آن‌چه گفته شد،‌ واضح است که ترس در انجام معاملات جایی ندارد و با شناخت و استفاده از عباراتی که توضیح داده شد، می‌توانید عامل ترس را از معاملات خود حذف کنید. هنگام مواجهه با فاد، مجدداً به تحلیل‌های قیمتی رجوع کنید و استراتژی معاملاتی خود را طبق آن‌ها پیش ببرید.

اگر هم حس فومو به‌شما دست داد،‌ اگر ارزی پتانسیل رشد داشت نمودار آن را مجدد بررسی کنید و هنگام انجام معامله احساسات خود را دخیل نکنید. مشکل این‌جا است که این احساسات، خصوصاً در بحث معاملات در نهایت شما را مرتکب اشتباه می‌کنند؛ تنها راه‌کار هم برای شما شناخت این مفاهیم و تکیه به خودتان است و متوجه خواهید شد که تلاشتان بی‌فایده نبوده است.

تسلط بر عواملی همچون فاد و فومو می‌تواند آن‌ها را به بهترین یارهای شما در انجام معاملات تبدیل کند.

وایت پیپر چیست؟

وایت پیپر (Whitepaper) در قالب سندی است که در آن اهداف و فناوری موجود در پروژه، به منظور بالا بردن سطح آگاهی سرمایه‌گذاران بالقوه توسط توسعه‌دهندگان پروژه توضیح داده می‌شود.

منابع: Pintu, HBWallet, Hedgewithcrypto, Cointobuy, Cointribute

این احساسات روی فرزندان تاثیر مخرب دارد

میدونین کدوم احساسات شما به کودکتان منتقل میشه؟ مشاجره والدین و آسیب روانی فرزندان اضطراب عاطفی ترویج پرخاشگری شکست در روابط مشکلات جسمی خواب ناآرام ناتوانی در تمرکز برای مطالعه و افت تحصیلی پایین آمدن اعتماد به نفس مشکلات ارتباطی با همسالان واکنش احساسی و رفتاری کودکان به مشاجره والدین تأثیرات طولانی مدت اختلاف والدین فرزندان را آگاه کنید برای کاهش تأثیر مشاجره والدین بر فرزند چه باید کرد؟ میدونین کدوم احساسات شما به کودکتان منتقل میشه؟

به گزارش اقتصاد آنلاین، بیشتر والدین به این مسئله واقف هستند که دعوا مقابل چشمان فرزندان کار نادرست و ناشایستی می‌باشد اما در اکثر مواقع والدین به این مساله توجهی نمی‌کنند و جلوی فرزندان خود با یکدیگر جر و بحث می‌کنند.

بیشتر بخوانید: اخبار روز خبربان

اکثر بچه‌ها متوجه ناسازگاری‌ها و تعارضات پدر و مادر می‌شوند احساسات مخرب در سرمایه‌گذاری و اگر به طور مداوم شاهد زد و خورد آنها باشند، نشانه‌هایی از پریشانی و ناراحتی‌های فیزیکی و احساسی از خود بروز می‌دهند، برخی تحقیقات نشان می‌دهد: بچه‌ها حتی از شش ماهگی نسبت به استرس، صداهایی که در اطراف خود می‌شنوند و برخوردها و منازعات پرخاشگری‌ها واکنش می‌دهند.

محققان اعلام کرده‌اند کودکانی که در معرض مشاجره والدین خود هستند عصبی، پرخاشگر و مضطرب شده و نسبت به سایر همسالان خود از اعتمادبه‌نفس کمتری برخوردارند و در موارد شدید حتی به خودکشی هم فکر می‌کنند، نادیده گرفتن اثرات مخرب دعوای والدین بر کودکان منجر به بروز مشکلات بیشتر در آینده می‌شود. در اغلب موارد والدین در دعواهای میان خود به فرزندان اهمیتی نمی‌دهند و گمان می‌کنند کودکشان متوجه چنین مسائلی نمی‌شود. آگاهی از تأثیرات مخرب دعوای والدین به آن‌ها کمک می‌کند تا به اصلاح رفتار و ارتباطات خود بپردازند.

مشاجره والدین و آسیب روانی فرزندان

کودک در نتیجه مشاجرات والدین آسیب می‌بیند که همین امر بر پرورش مهارت‌های عاطفی و اجتماعی وی نیز اثر می‌گذارد.

دانشمندان معتقدند که کودکان در همه سنین تحت تأثیر نزاع‌های میان والدین قرار می‌گیرند و روابط میان والدین یکی از قوی‌ترین تأثیرات را در بهداشت روانی طولانی مدت، خوشبختی و شانس زندگی کودکان در آینده دارد. از سوی دیگر اگر فرزندان شاهد وقایع ناراحت کننده و به خصوص دعوای پدر و مادرشان باشند در طول زمان خوش بینی خود را در مورد جهان و توانایی‌های خود را برای به دست آوردن هماهنگی و عشق از دست می‌دهند.

دعوا و جر و بحث بخشی از یک زندگی معمولی می‌باشد و هیچ راهی وجود ندارد که بتوان به طور کامل از آن جلوگیری کرد اما همه ما وظیفه داریم به عنوان والدین، مسائل کاری و خانواده را از یکدیگر جدا کنیم تا بتوانیم آرامش بیشتری را برای فرزندان فراهم کنیم و از طرفی جر و بحث ما در مقابل فرزندان می‌تواند تأثیرات ناخوشایندی روی آنها بگذارد.

نأثیرات ناخوشایند مشاجره والدین بر روی فرزندان عبارتند از:

خانواده‌هایی که در مقابل کودک خود جر و بحث می‌کنند، نوعی اضطراب را به کودک القا می‌کنند، دعوای پدر و مادر می‌تواند تأثیرات منفی را از لحاظ عاطفی روی کودک بگذارد و این کار باعث احساس ناامنی در کودکان خواهد شد و در نتیجه این احساس نا امنی باعث می‌شود که کودکان در آینده از مشکلاتی مثل اضطراب و افسردگی رنج ببرند.

خانواده‌هایی که جلوی فرزندان خود دعوا می‌کنند، در واقع به فرزند خود این گونه یاد می‌دهند که برای حل مشکلات باید پرخاش کرد و دعوا راه انداخت و بنابراین کودکان سعی می‌کنند که مشکلات خود را از همین طریق حل کنند و نتیجه این اتفاق باعث روابط شکست خورده و پرخاشگری می‌شود.

کودکان سعی می‌کنند در روابط خود مانند پدر یا مادر شأن رفتار کنند و اگر شما هم مدام در حال جر و بحث باشید، کودک تان در آینده همین رفتار را در رابطه به کار می‌گیرد و در نتیجه روابط کودک‌های شما در آینده دچار شکست خواهد بود و او نیز همیشه از این شکست‌ها آسیب می‌بیند.

دیدن دعوای خانواده می‌تواند باعث احساس اضطراب و افسردگی و درماندگی در کودک شود و در نتیجه این احساسات منفی بر روی سلامتی انسان تأثیر می‌گذارد و گاهی اوقات در بعضی از کودکان باعث غذا نخوردن و در بعضی دیگر باعث پرخوری می‌شود که تمام اینها روی سلامت جسمی آنها نیز تأثیر گذار است.

مشاجرات والدین روی الگوی خواب کودکان تأثیر منفی دارد و خواب آرام را از کودکان می‌گیرد و باعث زودرنجی و بهانه جویی کودک می‌شود.

ناتوانی در تمرکز برای مطالعه و افت تحصیلی

دعوا کردن در مقابل کودک باعث می‌شود که ذهن او یکسره مشغول باشد و در نتیجه نمی‌تواند فکر خود را از این دعواها به درس‌هایش متمرکز کند و تمرکز او پایین خواهد آمد.

پایین آمدن اعتماد به نفس

ترکیب احساساتی مثل گناه، خجالت، بی ارزشی و نا امیدی در کودکی با این شرایط ایجاد می‌شود و باعث می‌شود که او به طور کلی احساس اعتماد به نفس پایینی داشته باشد.

مشکلات ارتباطی با همسالان

مشاجرات والدین کودکان را غمگین، مشوش، پرخاشگر، لجباز می‌کند و سبب می‌شود مشکلات ارتباطی با همسالان خود داشته باشند

واکنش احساسی و رفتاری کودکان به مشاجره والدین

تحقیقات نشان داده چیزهایی که والدین تجربه می‌کنند، بچه‌ها هم تجربه خواهند کرد. از این رو، اگر والدین عصبانی و ناراحت باشند، این احساسات به سایر اعضای خانواده نیز سرایت خواهد کرد. فرزندان بخصوص در سنین پایین به امنیت روانی نیاز دارند و وظیفه تأمین این نیاز بر دوش والدین است. کودک به محض بلند شدن صدای پدر و مادر احساس نگرانی و ناامنی می‌کند. والدین، نقطه امن و یگانه پناهگاه فرزندان هستند، بنابراین هنگام مشاجره، فرزندان نمی‌دانند به چه کسی پناه ببرند.

اگر دعوا و مشاجره بخشی از زندگی عادی پدر و مادر باشد، بچه‌ها همیشه منتظر بروز بحث و درگیری بین آنها خواهند بود. علاوه بر این رفتارهای حفاظت از خود بچه‌ها، برای جلوگیری از بروز این درگیری‌ها آنان را خسته می‌کند. این مسئله آنها را در موقعیتی بسیار دشوار قرار می‌دهد و مجبورشان می‌کند که نقش یک آدم بزرگ را بازی کنند، درحالیکه نه از نظر فیزیکی و نه شناختی به آن اندازه نرسیده‌اند. همچنین والدینی که زندگی باثباتی ندارند، زیاد مشاجره می‌کنند و قانون مشخصی برای تعاملاتشان ندارند در کنترل فرزندان نیز ناتوان خواهند بود. از آنجا که بچه‌ها والدینشان را الگوی خود می‌دانند و به آنها تکیه می‌کنند، دیدن آنها در حال دعوا و مشاجره برایشان ناراحت کننده و آسیب‌زا خواهد بود.

از دیگر واکنش کودکان هنگام مشاجره والدین عبارتند از:

- کودکان وقتی در معرض مشاجره‌های داغ والدین خود قرار می‌گیرند ترسیده و احساس ناامنی می‌کنند.

- گاهی ساکت، آرام و سردرگم می‌شوند زیرا نمی‌دانند چه واکنشی باید نشان دهند.

- کودکان نوپا زمانی که والدین خود را در حال مشاجره می‌بینند شروع به گریه می‌کنند.

- بیشتر کودکان رفتار والدینشان را حین بازی، مدرسه و رفتار با خواهر و برادرشان تقلید می‌کنند. ازاین‌رو ممکن است آن‌ها نیز رفتار والدین خود را تقلید کرده و به زورگویی و قلدری بپردازند.

- برخی هم از لحاظ جسمی به خود آسیب وارد می‌کنند و یا ممکن است با موجودات اطراف خود از قبیل حشرات، حیوانات خانگی خیلی بی‌رحمانه رفتار کنند.

- برخی کودکان نیز عصبانیت و پرخاشگری خود را به والدین منتقل می‌کنند.

- برخی نیز خودشان را مقصر مشاجره والدین می‌دانند.

- کودکان بزرگ‌تر هم ممکن است به فکر فرار از خانه بیفتند و یا ماندن در مدرسه و یا هر مکانی خارج از خانه را به حضور در منزل ترجیح دهند.

تأثیرات طولانی مدت اختلاف والدین

الگوهای رفتاری ناسازگار در بچه‌ها زمانی شکل می‌گیرد که می‌خواهند خود را با دعواها و مشاجرات پدر و مادر وفق دهند. آنها گریه می‌کنند، علائمی از ترس نشان می‌دهند، در دعوای والدین دخالت می‌کنند و فرار می‌کنند.

بچه‌ها ممکن است حساس و مضطرب شوند. این خصوصیات رفتاری می‌تواند تأثیر بسیار هنگفتی بر اعتماد به نفس و عزت نفس آنها داشته باشد. وقتی الگوهای احساسی منفی از زمان کودکی در آنها شکل گیرد، اصلاح و تغییر آنها بسیار دشوار شده و در زندگی آینده آنها خطرساز خواهد شد.

اگر بچه‌ها به طور مداوم شاهد این دعواها باشند، به ویژه در محیط خانه، این رفتارها را تقلید کرده و در بازی با دوستانشان و در موقعیت‌های دیگر همان‌ها را اجرا می‌کنند. مدل سازی از رفتارهای والدین، پدیده‌ای رشدی است که اگر دعوا کانون آن باشد، تأثیراتی بسیار مخرب خواهد داشت.

والدین اکثراً سعی می‌کنند حرف‌ها و مشاجراتشان را شب‌ها بعد از اینکه بچه‌ها به خواب رفتند انجام دهند تا خطر شنیده شدن آنها توسط بچه‌ها و ناراحت شدن آنها کمتر شود. توصیه می‌شود که اگر والدین می‌توانند احساسات خود را کنترل کنند، بهتر است مخالفت‌ها و ناسازگاری‌های خود را به تعویق بیندازند تا محیط و زمانی مناسب برای خالی کردن آنها پیدا کنند. بهتر است این مشاجرات در محلی به غیر از خانه انجام شود، پارک یا سایر محیط‌هایی که بچه‌ها در آن حضور نداشته باشند، مناسب‌تر است.

فرزندان را آگاه کنید

وقتی که دعواها طولانی می‌شود، بچه‌ها به این فکر می‌افتند که پدر و مادرشان همدیگر را دوست ندارند و شاید می‌خواهند از هم جدا شوند؛ در حالی که معمولاً دعوای پدر و مادر این معنی را ندارد، بنابراین لازم است که بچه‌ها بدانند که بزرگترها هم گاهی درست مثل خود بچه‌ها دعوا می‌کنند و در موقع دعوا ممکن است که حرف‌هایی زده شود که واقعاً منظور آنها نبوده است. باید دوتایی با هم برای بچه‌ها توضیح دهید که گاهی پدر و مادرها با هم مخالف هستند و با هم جروبحث می‌کنند و یا بعضی روزها بزرگترها خسته و کم‌حوصله می‌شوند و شاید از دست کسی عصبانی باشند، در این زمان ممکن است در خانه بحث و دلخوری یا شاید دعوا پیش بیاید اما این دلیل نمی‌شود که یکدیگر را دوست نداشته باشند. به کودک بگویید که هردو چقدر دوستش دارید.

برای کاهش تأثیر مشاجره والدین بر فرزند چه باید کرد؟

والدین باید در خلوت مشکلاتشان را حل کنند، حتی مشاجرات کوچک والدین هم به کودک آسیب می‌رساند.، علائم و نشانه‌های پدیدار شدن دعوا و مشاجره را تشخیص دهید و آن را به زمانی که بچه‌ها حضور نداشته باشند معوق کنید و بهتر است این مشاجرات در محلی به غیر از خانه انجام شود.

بهتر است کودکان بیاموزند بزرگسالان هم درست مانند خودشان که ممکن است با همسالانشان دعوا کنند، گاهی مشاجره می‌کنند، اما این مشاجره به معنای جدا شدن پدر و مادر نیست. باید به فرزند توضیح داد که ممکن است ما با صدای بلند صحبت کنیم، اما یکدیگر را دوست داریم.

اجازه بدهید فرزندتان در مورد مشاجره سوال کند. بچه‌ها ممکن است در مورد رابطه پدر و مادرشان دچار ترس و نگرانی شوند چون درواقع بحث و مشاجره شما را خوب نمی‌فهمند، از این رو، باید به آنها فرصت دهید این نگرانی‌ها را به حداقل برسانند.

با نشان دادن علاقه خود به همسرتان جلوی چشم فرزندان، مشاجره‌ها را با محبت متوازن کنید، مهارت کنترل خشم و عصبانیت و راهکارهای پیشگیری از دعواهای زن و شوهری را بیاموزید و با مراجعه به مشاور خانواده، طریقه رفتار با همسرتان را اصلاح کنید.

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.eghtesadonline.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «اقتصاد آنلاین» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۶۲۷۹۲۲۹ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

جوانان تحت تاثیر سخنان فتنه انگیزان عزت خود را لگدمال نکنند

به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله محمدرضا ناصری در خطبه های این هفته نمازجمعه یزد ضمن تسلیت شهادت زائران بیگناه و مظلوم حرم حضرت شاهچراغ در شیراز به دست کوردلان گرگ صفت اظهار داشت: دشمن سنگدلی و بی رحمی خود نسبت به ملت ایران را به نمایش گذاشت.

وی با تاکید بر اینکه باید مراقب افرادی که ولایت فقیه را قبول ندارند، باشیم افزود: اگر به دستورات خدا و ولی خدا عمل کنیم، روحیه مقاومت در ما تقویت می شود و می توانیم در مسیر دین و صراط مستقیم ثابت قدم و از لغزش ها به دور باشیم.

ناصری عنوان احساسات مخرب در سرمایه‌گذاری احساسات مخرب در سرمایه‌گذاری کرد: برخی در فتنه ها لغزش پیدا می کنند و پا روی خون شهدا می گذارند و با تبعیت از دستورات حرام خواران شرق و غرب، عزت و شخصیت خود را لگدمال می کنند که باید به خود بیایند و از این مسیر بازگردند.

امام جمعه یزد همچنین با اشاره به روایتی از امام حسن عسگری (ع) که از ایشان پرسیدند تقوا چیست؟ عنوان کرد: تقوا آن است که هر کجا خداوند متعال به تو امر کرده، حضور داشته باشی که اگر غیر از این باشد، خلاف تقواست.

وی بیان کرد: هر کجا که صحبت از کمک به مظلوم، یاری قرآن، یاری دین، یاری ولی خدا، یاری برادر دینی، یاری علم و … است، باید حضور داشته باشیم و این تقوای الهی است.

بی تفاوتی در شرایط امروز خلاف تقوای الهی است

ناصری تصریح کرد: امروز حضور در جمع اغتشاشگران و جمع افراد بی تفاوت، خلاف تقوای الهی است.

خطیب جمعه یزد در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فرا رسیدن سالروز شهادت شهید حسین فهمیده و سخنان امام راحل در مورد این نوجوان شهید بیان کرد: ایمان کامل، اعتقاد قوی به خدا، شناخت و معرفت الهی و آگاهی از تکلیف و وظیفه، از ویژگی های شهید فهمیده و دیگر شهداست و این افراد با این ویژگی ها پا در مسیر شهادت گذاشتند.

وی عنوان کرد: این شهدا حقیقت دنیا و آخرت را درک کرده و مسیر خود را انتخاب کرده بودند و امروز نیز باید فرزندان خود را به همین مسیر هدایت کنیم.

ناصری با بیان اینکه باید به دین فرزندان این مرز و بوم اهمیت داده شود، افزود: افراد باید از دوران کودکی با قرآن و دین آشنا شوند تا هویت دینی پیدا کنند تا افرادی شبیه به حسین فهمیده و سایر شهدا بار بیایند.

امام جمعه یزد تصریح کرد: دین، اصل و اساس کار تربیتی است و با هویت دینی است که می توان از گزند آسیب هایی همچون آسیب های فضای مجازی مصون ماند.

هویت دینی باید در فرزندان این مرز و بوم تقویت شود

وی با بیان اینکه ترویج دین در مراکز علمی ما کاهش یافته و به همین دلیل است که امروز عده ای به راحتی جذب دروغ های رسانه های صهیونیستی می شوند، اظهار داشت: اگر هویت دینی در فرزندان ما تقویت شده بود و اگر فرزندان ما قدرت تفکر و تعقل داشتند، به راحتی می توانستند میان درست و نادرست و حق و باطل، تفاوت قائل شوند.

ناصری ادامه داد: امیدواریم به زودی روزی فرا برسد که شاهد تقویت تدین، تعقل و تفکر در مدارس باشیم تا دانش آموزانی اهل تفکر و تعقل و تدین داشته باشیم.

وی با بیان اینکه امروز و در این برهه از زمان، مسئولیت ها در زمینه تربیت دینی فرزندان سنگین تر است، افزود: دشمن به دنبال این است که فرزندان ما را بی ثبات کند تا آنها را در دست خود بگیرند و به سمت اهداف خود هدایت کند.

ناصری ادامه داد: رهبر معظم انقلاب مدام در حال مراقبت هستند و ما نیز باید مراقب باشیم که دشمن نتواند سلطه پیدا کند و کشور را به نا امنی بکشاند.

ملت ایران در مسیر ولایتمداری ثابت قدم باشند

وی تصریح کرد: باید بترسیم از روزی که خدا بر بی تفاوتی و بی تدبیری و سیاست بازی های ما غضب کند و باید حافظ خون شهدا باشیم و همراه ولایت و پا به رکاب ولایت باشیم تا کشور ما از گزند آسیب ها مصون بماند.

امام جمعه یزد یادآور شد: اگر قوی نباشیم دشمنان به ما فشار می آورند و جنگ ادراکی خود را قوی‌تر از گذشته پیش می برند اما خدا با ماست زیرا اگر غیر از این بود، فردی مثل قاسم سلیمانی نمی‌توانست یک تنه سه کشور را نجات دهد.

وی بیان کرد: دشمن میلیاردها دلار هزینه می کند تا مردم را تحریک کند اما عامه مردم ما بیدار هستند و امیدواریم بتوانیم با بیداری، ثبات قدم ملت و ولایتمداری آنها، پرچمی که با خون شهدا و سختی ها و دشواری های امام به دست ما رسیده را به دست امام زمان بسپاریم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.