ارزش دفتری سهام به چه معناست؟


حقوق صاحبان سهام چیست؟

دنیای سهام و شرکت های سهامی، دنیای پیچیده ای نیست، اما به همان اندازه که پیچیده نیست، شیرین است! البته این شیرینی بیش از هر کسی به افرادی خودش را نشان می دهد که ارزش دفتری سهام به چه معناست؟ در این حوزه اطلاعات کافی دارند. این روزها با توجه به رونق گرفتن بورس در کشورمان افراد زیادی برای سرمایه گذاری به این حوزه روی آورده اند، در حالی که بسیاری از این افراد نه اطلاعاتی در مورد سهام و نه در مورد جزئیات مربوط به حقوق صاحبان سهام دارند.

در این مقاله قصد داریم به طور کامل به موضوع حقوق صاحبان سهام بپردازیم. تا پایان این مقاله هر آنچه که باید راجع به حقوق صاحبان سهام بدانید را متوجه خواهید شد. قبل از اینکه به موضوع حقوق صاحبان سهام بپردازیم باید کمی در مورد سهام و انواع آن توضیح دهیم.

اوراق بهادار و سهام چیست؟

برای تعریف سهام ابتدا باید اوراق بهادار را بشناسید. اوراق بهادار در واقع همان ابزارها و اسناد مالی دارای ارزش مادی هستند و نشان دهنده مالکیت اشخاص حقیقی و حقوقی بر انواع دارایی هستند. اوراق بهادار در واقع نوعی از طلب از نهادهای دولتی یا خصوصی هستند. سهام نیز یکی از انواع اوراق بهادار است که در چند سال اخیر مورد توجه بسیار زیادی قرار گرفته است.

اوراق بهادار و سهام چیست؟

سهام را می توانیم یکی از اوراق بهادار بدانیم که نشان می دهد یک شخص حقیقی یا حقوقی بر چه میزان از یک دارایی حق مالکیت دارد. برای مثال اگر ارزش یک شرکت یک میلیارد تومان باشد و شما 20 درصد از سهام این شرکت را در اختیار داشته باشید، شما مالک 200 میلیون تومان از این دارایی (این شرکت) هستید.

البته در بازار بورس کمی پیچیده تر است و تقسیم سهام بین افراد بیشتری تقسیم می شود و در کل نحوه تقسیم سهام متفاوت است.

بحث سهام و اوراق بهادار و حقوق صاحبان سهام از مهمترین بحث ها در حوزه حسابداری است، اما اگر به بحث های جذاب دیگر همچون محاسبه بیمه حقوق علاقه دارید می توانید مقاله سپیدار در این مورد را نیز مطالعه کنید.

انواع سهام

هم سهام و هم شرکت های سهامی به دسته های مختلف تقسیم می شوند. شرکت های سهامی به دو دسته سهامی عام و سهامی خاص تقسیم می شوند.

سهام نیز از جهات مختلف می تواند به دسته بندی های مختلف تقسیم شود که در مقالات بعدی به طور کامل در این مورد توضیح می دهیم، اما سهام در مهمترین نوع تقسیم بندی، شامل موارد زیر است:

  1. سهام عادی
  2. سهام ممتاز (سهام ترکیبی)

انواع سهام

حقوق صاحبان سهام چیست؟ (تعریفی جامع از حقوق صاحبان سهام)

حقوق صاحبان سهام که آن را با عنوان ارزش ویژه نیز می شناسند، نشانگر این است که مالکیت صاحبان کسب و کارها چه میزان است. حقوق صاحبان سهام که معادل آن در زبان انگلیسی عبارت Equity یا Owner Equity است نوعی مالکیت در دارایی های یک شرکت است. حقوق صاحبان سهام، میزانی از ارزش یک شرکت است که به یک شخص حقیقی یا حقوقی تعلق دارد.

در صورتی که یک شرکت منحل شود نیز بعد از کسر بدهی ها ارزش دفتری سهام به چه معناست؟ از دارایی های آن شرکت، حقوق صاحبان سهام از باقیمانده دارایی شرکت و بر اساس میزان سهم سهامداران به آنان پرداخت می شود.

حقوق صاحبان سهام ممکن است با انجام فعالیت های سودآور در یک شرکت افزایش پیدا کند و یا به واسطه اشتباهات تجاری آن شرکت با کاهش همراه باشد. علاوه بر این در صورتی که یک شرکت سود سالانه حاصل از فروش محصولات یا خدمات را بین سهامداران توزیع نکند، حقوق صاحبان سهام در آن شرکت افزایش پیدا می کند.

بنابراین این مسئله که در چه شرکتی سرمایه گذاری می کنید و اوراق بهادار از نوع بورس دریافت می کنید اهمیت زیادی دارد.

در این میان پیشنهاد می کنیم مقاله معافیت از بیمه که از موضوعات مهم در بحث بیمه محسوب می شود را مطالعه کنید.

اجزای حقوق صاحبان سهام شامل چه مواردی است؟

  • سرمایه قانونی
  • افزایش سرمایه
  • صرف سهام
  • اندوخته قانونی
  • سایر اندوخته ها
  • سود و زیان انباشته
  • سهام خزانه
  • مازاد تجدید ارزیابی موجودی ها

در ادامه در مورد برخی از این موارد بیشتر توضیح می دهیم.

اجزای حقوق صاحبان سهام شامل چه مواردی است؟

سرمایه قانونی

قسمتی از حقوق صاحبان سهام جهت ایجاد شرکت و به واسطه خرید سهم، ماشین آلات، ملک و … به سرمایه آن شرکت تبدیل ارزش دفتری سهام به چه معناست؟ شود.

افزایش سرمایه

یکی از روش های تامین مالی شرکت ها افزایش سرمایه است که روش های مختلف دارد. گاهی شرکت ها به خاطر اصلاح ساختار مالی، افزایش جریان وجوه نقد شرکت یا گاهی برای مزایایی که افزایش سرمایه برایشان ایجاد می کند نسبت به این کار اقدام می کنند. افزایش سرمایه یکی از اجزای حقوق صاحبان سهام محسوب می شود، چرا که این افزایش سرمایه توسط سهامداران قدیمی یا جدید انجام می شود.

اندوخته

سود سهمی که در پایان دوره مالی بین سهامداران توزیع نمی شود و در اختیار شرکت باقی می ماند نیز سرمایه قانونی است و جزئی از حقوق صاحبان سهام محسوب می شود. این سود سهمی که با عنوان اندوخته شناخته می شود بخشی از سود واحد تجاری است که گاهی به واسطه الزامات قانونی و گاهی به خاطر تصمیم مجمع عمومی صاحبان سهام در یک شرکت و به دلایلی مثل حمایت از منافع بستانکاران/اعتباردهندگان یا به دلیل ایجاد منابع لازم برای توسعه شرکت در بین سهامداران توزیع نمی شود.

اندوخته قانونی

اندوخته قانونی با اندوخته که در قسمت قبل آن را توضیح دادیم کمی متفاوت است. طبق آنچه در قانون تجارت آمده است، میزان یک بیستم سود خالص هر سال به صورت پیشفرض به عنوان اندوخته قانونی در نظر گرفته می شود. البته محاسبه اندوخته قانونی جزئیات زیادی دارد که باید همه موارد آن در نظر گرفته شود.

اندوخته قانونی

هدف حقوق صاحبان سهام چیست؟

اهداف حقوق صاحبان سهام در حسابداری معمولا ارزش دفتری سهام به چه معناست؟ شامل موارد زیر است:

  • مشخص نمودن سرمایه قانونی و ثبت شده
  • مشخص نمودن منابع سرمایه شرکت سهامی
  • مشخص نمودن سود سهامی قابل توزیع

حقوق سهام داران طبق میزان سرمایه گذاری و خریدی که از سهام انجام داده اند منافعی نیز به دنبال دارد که نمی توان این منافع را نقض کرد. اطلاع از این منافع برای سهامداران لازم است تا این اشخاص حقیقی و حقوقی بتوانند در بازار سرمایه به کسب سود بپردازند.

یکی از مهمترین موضوعات ارزش دفتری سهام به چه معناست؟ در زمینه حسابداری بحث ارسال لیست بیمه است که حسابداران شرکت ها ابهامات زیادی در مورد آن دارند. در مقاله ارسال لیست بیمه در وبلاگ سپیدار به طور جامع به این موضوع پرداخته ایم.

حساب های مرتبط با حقوق صاحبان سهام

حساب های مختلفی وجدو دارند که در ارتباط با حقوق صاحبان سهام هستند. این حساب ها در حقوق صاحبان سهام تاثیر دارند. در ادامه به 2 مورد از این حساب ها اشاره می کنیم. این حساب ها در صورتی که در سمت بدهکار ترازنامه (سمت چپ) قرار بگیرند مانده حقوق صاحبان سهام را کاهش می دهند و در صورتی که در سمت بستانکار ترازنامه (سمت راست) قرار بگیرند مانده حساب حقوق صاحبان سهام را افزایش می دهند و نفع سهامداران هستند.

حساب های مرتبط با حقوق صاحبان سهام

حساب استعفا (ماهیت کاهش حقوق صاحبان سهام)

در صورتی که یکی از صاحبان سهام (مالکان) بخواهد استعفا بدهد، شرکت موظف است دارایی وی را پرداخت کند و به همین دلیل این حساب در ترازنامه ماهیت بدهکار دارد و حقوق صاحبان سهام را کاهش می دهد.

حساب درآمد (ماهیت افزایش حقوق صاحبان سهام)

درآمد می تواند از طریق فروش، کمیسیون دریافت شده از مشتریان، بهره دریافتی یا روش های دیگر باشد. در هر صورت هر پولی که از طریق فروش محصول یا خدمات دریافت می شود درآمد بوده و در ترازنامه ماهیت بستانکار دارد، بنابراین باعث افزایش حقوق صاحبان سهام می شود.

جایگاه حقوق صاحبان سهام در معادله حسابداری

همانطور که گفتیم حقوق صاحبان سهام در یک شرکت منحل شده پس از این که بدهی های شرکت از دارایی های آن کسر شد، از باقیمانده آن به دست می آید. بنابراین رابطه و جایگاه حقوق صاحبان سهام در یک تراز به این صورت خواهد بود:

حقوق مالکان شرکت (حقوق صاحبان سهام) + بدهی های شرکت = دارایی های شرکت

بنابراین با جابه جایی در عناصر این معادله می توان به این نتیجه رسید که اگر از دارایی ها، بدهی ها را کسر کنیم حقوق مالکان باقی می ماند. مانند معادله زیر:

ارزش جایگزینی چیست؟

یکی از عبارت‌های پرکاربرد در حوزه حسابداری و مالی، ارزش جایگزینی (Replacement value) است. به‌عبارت دیگر ارزش جایگزینی به هزینه‌ها و مخارجی می‌گویند که باید برای ساخت یا خرید یک کالای کاملا مشابه با دارایی فعلی پرداخت کنیم.

ارزش جایگزینی

یکی از روش‌های ارزش‌گذاری سهام یک شرکت، استفاده از روش ارزش جایگزینی است. فرض کنید قصد راه‌اندازی یک شرکت جدید را دارید و می‌خواهید این شرکت توانایی رقابت با شرکت دیگری در زمینه فعالیت شما داشته باشد. بنابراین شرکت شما باید حداقل، امکانات و دستگاه‌هایی که در شرکت رقیب به‌کار برده می‌شوند را داشته باشد. پس شما نیاز دارید که ارزش دارایی‌های آن شرکت در زمان حال، هزینه‌های تولید، هزینه‌های یافتن بازار مناسب، هزینه‌های حقوق و دستمزد، هزینه‌های آب و برق و. همه و همه را محاسبه کنید تا بتوانید هزینه‌های لازم برای راه‌اندازی شرکتی مشابه شرکت رقیب را به‌دست آورید. بعد از تخمین زدن هزینه‌ها و ارزش‌گذاری دارایی‌های شرکت رقیب، این هزینه را تقسیم بر تعداد سهام می‌کنیم و ارزش جایگزینی هر سهم به‌دست‌می‌آید. به‌طور کلی می‌توان گفت که به ارزش اوراق بهادار یک شرکت با این فرض که قصد ایجاد شرکت موردنظر را در تاریخ محاسبه داشته باشیم، ارزش جایگزینی آن می‌گویند.

ارزش جایگزینی مبحثی مهم، به‌خصوص در شرکت‌‌ها است. با توجه به پیشرفت تکنولوژی، نوآوری‌ها و خلاقیت‌های جدید در راه تولید محصولات، ممکن است وسایلی ساخته شوند که با هزینه‌ای کمتر منجر به تولید یک کالا شود.

این امر به ویژه در مشاغل مبتنی بر فناوری رایج است، زیرا فناوری موجود به‌سرعت تغییر می‌کند که ممکن است باعث شود ارزش دفتری دارایی‌ها با ارزش واقعی یا بازاری آن دارایی‌ها تفاوت چشمگیری داشته باشد. همانند روش ارزش دفتری، روش ارزش جایگزینی، ارزش هر دارایی را مستقل از عملیات یا ظرفیت تولید کل تجارت در نظر می‌گیرد. ارزش دارایی‌های مجزا شرکت به هم اضافه می‌شوند تا به یک ارزیابی کلی برسند.

با مثالی ساده‌تر این موضوع را بیان می‌کنیم. فرض کنید یک صندلی داریم، اگر بخواهیم یک صندلی مشابه با صندلی قبلی خود بسازیم چقدر باید هزینه کنیم؟ اگر بخواهیم همانند آن صندلی را بخریم چطور؟ به این مبلغ که برای ساخت یا خرید صندلی جدید پرداخته می‌شود، ارزش جایگزینی می‌گویند. تخمین زدن ارزش یک صندلی کار آسانی است اما هزینه و مخارج تهیه چنین اطلاعاتی به‌خصوص در زمینه محاسبه ارزش یک شرکت کار آسانی نیست و این اطلاعات به راحتی به‌دست نمی‌آید.

البته در تمامی شرایط تنها استفاده از روش ارزش جایگزینی پیشنهاد نمی‌شود. افراد باید هنگام بررسی یک شرکت علاوه‌بر ارزش جایگزینی آن، باید به موارد دیگری مثل وضعیت صورت‌های مالی شرکت، سودآوری آن، میزان بدهی‌ها و. نیز توجه کنند.

در شرایط تورمی استفاده از این روش اطلاعات درست و کاملی در اختیار افراد قرار نمی‌دهد. با استفاده از ارزش جایگزینی، ارزش موجود در ترازنامه به ارزش واقعی آن نزدیک‌تر می‌شود. بنابراین استفاده از سایر روش‌ها نیز برای ارزش‌گذاری شرکت قابل توجیه است.

می‌توانید ویدیوهای بیشتری از تالاربورس را در آپارات (شبکه اشتراک ویدیو) و همچنین کانال یوتیوب تالاربورس مشاهده کنید.

نسبت های ارزش گذاری

برای کسانی که در بازار سهام سرمایه گذاری می کنند، تعیین کردن اینکه سهام بالاتر و یا کمتر از ارزش ذاتی خود قیمت گذاری شده باشد، اهمیت فراوانی دارد. ارزش ذاتی بر مبنای محاسبات یا درک ارزش شرکت می باشد، به شکلی که با در نظر داشتن کلیه فاکتور ها و ارزیابی فاندامنتال ارائه می گردد.

نسبت های ارزش گذری:

ارزش ذاتی احتمال دارد بالا تر و یا کلا مختلف از ارزش فعلی سهام یا قیمت بازار باشد. نسبت های ارزش بازار نشان دهنده طرز نگاه سهامداران و تحلیل گران بازار سرمایه در مورد عملکرد قبل و مورد انتظار آینده و پیش بینی روند آتی می باشد.

این نسبت ها معیار هایی می باشند که ما بین قیمت و ارزش دفتری هر سود و سهم ارتباط هایی برقرار می کنند. اگر چهار دسته نسبت های مالی نقدینگی، سودآوری، فعالیت و اهرمی که در ساختار سرمایه وجود دارد شرایط خوبی داشته باشند این نسبت ها هم بالا خواهند بود.

نسبت های ارزش بازار:

اساسی ترین نسبت ها در دسته نسبت های مالی ارزش بازار شامل

نسبت قیمت به سود (P/E):

این نسبت های ارزش بازار که از تقسیم کردن قیمت بازار سهام به سود هر سهم به دست آورده می شود رایج ترین نسبت مالی ارزش بازار است که در بازار سرمایه برای کسانی که سرمایه گذاری می کنند، تحلیل گران، مدیران، مشاوران و… از اهمیت بالایی برخوردار است. دلیل محبوبیت این نسبت توان نمایش رابطه ارزش بازار و سود هر سهم با یک عدد ریاضی را نشان می دهد.

نسبت های مالی ارزش بازار:

هدف این نسبت های ارزش بازار نشان دادن رابطه قیمتی که یک شخص سرمایه گذار برای سهم پرداخت می کند و چشم انداز آینده آتی کمپانی و سود پیش بینی شده آن می باشد. نسبت قیمت به درآمد، در تعیین کردن دوره برگشت اصل سرمایه گذاری از محل سود های آتی یک سهم به ما کمک شایانی خواهد کرد.

برای نمونه اگر شما سهامی با نسبت P/E برابر با 9 بخرید به این معناست که 9 سال طول می کشد تا شرکت کل سرمایه اولیه تان را از محل سود های خودش باز پس دهد.

روند مشخص نمودن ارزش فعلی یک کسب و کار یا شرکت، ارزش گذاری نامیده می شود. بهای فعلی دارایی بر اساس متدی که به کار گرفته شده است، می تواند مساوی با ارزش ذاتی یا ارزش اقتصادی گردد. ارزش گذاری در رکن های علوم مالی و حسابداری از اهمیت فراوانی برخوردارد، به این دلیل متد های متفاوتی جهت انجام این پروسه است.

به شکل کلی، پاسخ صحیح به سوال «ارزش دارایی یا شرکت چه میزان می باشد؟» ارزش گذاری است. برای ارزش گذاری اموال می بایست توانایی و ظرفیت کسب درآمد، هزینه های استفاده شده و بهای مواد مشابه ای که مرتبط به آن دارایی می باشند، را ارزیابی کنیم.

تاپ وان مطالعه مقاله عملیاتی کردن برنامه مدیریت ریسک را به شما عزیزان پیشنهاد می نماید.

نسبت قیمت به سود (P/E)

نسبت قیمت به سود (P/E)

به شکل معمول، ارزش گذاری شرکت ها بر اساس شاخصه هایی مانند ظرفیت توسعه و رشد، مدت زمانی که صرف فعالیت شده است، توانایی های تیم مدیریت و مقدار درآمد های فعلی و آتی، انجام می گردد.

برخی از مفهوم ها مثل «زمان» به سبب این که از آن ها استفاده‌ بیش از حد می گردد، احتمال دارد از معنی واقعی خودشان دور گردند. مفهوم ارزش گذاری خصوصا در ارتباط با استارت اپ و شرکت ها کاربرد بسیاری دارد، قبل از پرداختن به موارد جزئی بهتر می باشد با اصل مفاهیم ارزش گذاری آشنایی کاملی پیدا کرد.

ارزش گذاری به شکل های مختلفی در هر یک از زمینه های علمی تعریف شده اما وقتی که در علم های حسابداری و مالی از ارزش گذاری سخن می گوییم، منظور همان ارزش و بهای فعلی کسب و کار و اموال است. بهای فعلی به شکلی می تواند نشانگر ارزش اقتصادی، ذاتی، بازاری و منصفانه گردد. هر یک از این عبارت ها در زمینه های حسابداری و همچنین مالی، مفهوم خاص خود را دارند.

ارزش ذاتی:

به معنی ارزش حقیقی یک شرکت، با مدنظر قرار گرفتن ارزش تمام دارایی ها از قبیل مشهود و نامشهود که به وسیله تحلیل بنیادین کسب می شود.

ارزش اقتصادی:

بالاترین ارزشی که خریداران یا اشخاص سرمایه گذار برای یک شرکت یا دارایی قائل می باشند و آماده پرداخت آن می گردند.

ارزش منصفانه:

ارزش منصفانه بعضی اوقات با ارزش بازار جا به جا می گردد، این دو ارزش مفهوم بسیار نزدیکی به یک دیگر دارند ولی تفاوت های خیلی کوچک سبب تمایز آنها می گردد.

ارزش منصفانه، بهای عقلانی از دید فعالان بازار و همان قیمت مورد توافق ما بین خریدار و فروشنده می باشد، البته در شرایطی که هر دو طرف معامله با خواسته و اطلاع کافی خود، به انجام معامله بپردازند.

ارزش بازار:

این نوع ارزش، بهایی می باشد که در بازار بر مبنای مقدار عرضه و تقاضا تعیین می گردد.

احتمال دارد با خود بگویید منظور از ارزش گذاری دقیقا کدام یک از این مفهوم ها می باشد؟ پاسخ این سوال وابسته به عوامل زیادی بستگی دارد؛ از جمله

  • انواع دارایی یا شرکت که قرار است ارزش گذاری گردد
  • داده های قابل دسترس
  • شیوه استفاده شده جهت ارزش گذاری

به فرض مثال؛ شرکت های بورسی را به شکل معمول، با به کارگیری تحلیل بنیادین، ارزش گذاری می کنند و بهای فعلی تمامی موارد نقدی آتی را به دست می آورند تا در آخر ارزش ذاتی محاسبه گردد. ارزش ذاتی شرکت ها احتمال دارد برابر با ارزش منصفانه و بازار نباشد. ارزش منصفانه خیلی از اموال مالی، مثل سهام، به واسطه عرضه و تقاضا مشخص می گردد.

چگونگی معین شدن ارزش یک استارت آپ یا شرکت:

به این دلیل که بازار معامله مشخصی برای شرکت ها موجود نمی باشد، باید از متد های دیگری ارزش منصفانه آن ها را مشخص گردد و در این مرحله می باشد که به عنوان متد های برای کسب ارزش منصفانه یک شرکت، معنای ارزش گذاری مطرح می شود.

مقصود از ارزش گذاری:

اصلی ترین هدف یک ارزش گذاری، تعیین شدن ارزش استارت آپ فعلی یا شرکت است. بپردازیم به این موضوع که معیین کردن ارزش فعلی کسب و کار چه اهمیتی دارد؟

دلایل ارزش گذاری برای کسب و کار:

هر کسب و کار در وقت های متفاوت لازم می باشد ارزش گذاری گردد. برخی شرکت های جدید در شروع فعالیت خود برای جذب نمودن سرمایه و برخی کسب و کار ها وقت تملیک و ادغام باید ارزش گذاری شوند.

اصلی ترین دلیل های ارزش گذاری:

به دست آوردن ارزش معامله: وقتی که یک فرد یا موسسه بخواهد کمپانی را بخرد، باید ارزش معامله‌ آن شرکت مشخص می گردد. ارزش معامله، ارزشی خواهد بود که هر دو طرف قضیه با آن موافق اند. ارزش معامله یک شرکت احتمال دارد بالا تر یا پایین تر از ارزش ذاتی آن باشد، که این امر به واسطه ارزش گذاری، تعیین می گردد.

اقدام به جذب سرمایه: در کل شرکت ها، زمان جذب سرمایه، باید میزان سهم هر سرمایه گذار مشخص گردد و جهت این امر می بایست اول دارایی شرکت ارزش گذاری گردد.

تاپ وان مطالعه مقاله طرح کسب و کار یا بیزینس پلن را به شما عزیزان پیشنهاد می نماید.

مشکلات احتمالی بر سر راه ارزش گذاری

ادغام یا تملیک:

ادغام وقتی اتفاق می افتد که دو شرکت جهت توسعه فعالیت ها و کم شدن هزینه و دلایل دیگر، به یک شرکت تبدیل گردد. تملیک در وضعیتی می باشد که یک شرکت با خریداری همه یا بیشتر سهام شرکت دیگر، به مدیریت آن بپردازد.

در هر دوی این حالت ها لازم می باشد دارایی های شرکت ارزش گذاری شوند تا سهم هر دو طرف و ارزش معامله تعیین می گردد. بعضی اوقات زمان تملیک و ادغام، افراد برای پرداخت بهای معامله در عوض پرداخت پول، سهام خود را واگذار می کنند در این شکل هم جهت معین گردیدن ارزش واقعی سهم هر شرکت، باید فرآیند ارزش گذاری انجام گیرد.

مشکلات احتمالی بر سر راه ارزش گذاری:

ارزش گذاری روند سخت و همراه با بعضی مشکلات می باشد. همان طور که قبلا بیان شده، اصلی ترین قصد آن دست یابی به ارزش ذاتی است. جهت تعیین کردن ارزش ذاتی یک شرکت لازم می باشد از همه اطلاعات مرتبط با آن شرکت اطلاع داشته باشیم؛ از شرایط فروش قبل و گذشته درآمد های فعلی گرفته تا ارزش برند، وضعیت عملکرد مدیران و اندازه بازار. به این دلیل واضح می باشد که نمی شود به راحتی به همه این اطلاعات دسترسی داشت.

دو مشکل مهم جهت ارزش گذاری:

دسترسی نداشتن به اطلاعات مرتبط با شرکت: این موضوع حتی در مورد شرکت های بورسی که لازم می باشند کل صورت های مالی را دائما در اختیار اشخاص قرار دهند، صدق می‌کند.

هیچ اتفاق نظری برای استفاده از انواع متد های ارزش گذاری وجود ندارد. هر یک از شیوه های ارزش گذاری، بر اساس مقدار تناسب با شرکت و دیگر شرایط می تواند به کار بسته شود. از جهتی به خاطر تفاوت های فراوانی بین شرکت ها، اتفاق نظری جهت استفاده از این متد ها وجود ندارد.

این دو چالش سبب می گردند تحلیل گران دائما در جهت دست یابی به مناسب ترین تخمین از ارزش گذاری دارایی ها، تلاش کنند.

نسبت ارزش بازاری به ارزش دفتری ( نسبت P/B ) چیست؟

عصر بانک؛ بررسی ها نشان می دهد تعداد قابل ملاحظه ای از شرکت های حاضر در بورس در حال حاضر کمتر از قیمت دفتری یا همان ارزش هنگام تأسیس خود معامله می شوند.

در ادبیات اقتصادی بورس را ویترین اقتصادی هر کشور می دانند چرا که وضعیت بازار سهام می تواند نشان دهنده جو حاکم بر اقتصاد و تا حدودی آینده رونق و رکود باشد.

بررسی ساز و کارهای بازار سهام نشان می دهد علاوه بر شاخص های کلان بازار مانند شاخص کل و… شاخص های دیگری نیز وجود دارند که توجه به آن ها تصویر دقیق تر و آینده نگرتری را از اقتصاد به دست می دهد.

یکی از این نسبت ها، نماگر مهم نسبت ارزش بازاری به ارزش دفتری است یا همان P/B است. ممکن است در قدم اول برخورد با چنین کلمات و عباراتی برای سهامداران عادی کمی دلهره آور باشد و اینگونه تصور کنند که از این نسبت ها و نماگرها سردرنمی آورند ولی کمی دقت کافی است تا مشخص شود ماجرا به این پیچیدگی ها هم نیست.

نماگر نسبت ارزش بازاری به ارزش دفتری که میان بورس بازها و تحلیلگران به P/B معروف است در واقع نشان می دهد آیا قیمتی که اکنون یک سهم از یک بنگاه حاضر در بورس به آن قیمت معامله می شود از ارزشی که از نظر حسابداری در دفاتر حسابداری آن شرکت ثبت شده کمتر، بیشتر یا مساوی است.

در یک جمله می توان گفت هرچه نسبت P/B برای سهام یک بنگاه بالاتر باشد، آن بنگاه وضعیت بهتری در بازار دارد.

طبیعی است هرچه میانگین P/B تمام سهام موجود در بازار بهتر باشد، وضع آن بازار و در واقع وضع آن اقتصاد بهتر است حداقل از نظر نسبت میان ارزش بازار به ارزش دفتر.

از آنجا که براساس استانداردهای حسابداری، بدهیها در ترازنامه به ارزش روز و داراییها به بهای تمام شده یا خالص ارزش بازیافتنی (هر کدام کمتر باشد) ثبت می شود بنابراین، اثر بسیار مهم تورم در سمت راست ترازنامه شرکتها منعکس نمیشود و به همین دلیل، نسبت P/B در حقیقت ارزش سهام را نسبت به ارزش خالص داراییهای شرکت با بهای تمام شده می سنجد.

به این ترتیب در اقتصادهای تورمی، معمولا این نسبت در طول زمان، در صورتی که تجدید ارزیابی داراییها اتفاق نیفتد، رشد می کند چرا که شتاب رشد صورت کسر (قیمت سهام) از مخرج (خالص ارزش داراییها به بهای تمام شده) بیشتر است.

از همین رو، این نسبت در بازارهای تورمی یک مقیاس بسیار محافظه کارانه برای ارزش گذاری سهام محسوب میشود و معمولا سهام دارای P/B حدود یک واحد از منظر تحلیلی ارزنده و جذاب توصیف می شوند.

مقدار پایین این نسبت می تواند نشان دهنده این باشد که سهم زیر ارزش ذاتی قرار دارد همچنین می تواند به این معنا نیز باشد که مشکل بنیادی در شرکت وجود دارد.

نسبت ارزش بازاری به ارزش دفتری

مقایسه این نسبت در بازارهای سهام کشورهای مختلف نیز می تواند تحلیلگران را به تصویری روشن از شرایط بنگاه های هر کشور برساند.

نسبت ارزش بازاری به ارزش دفتری

بررسی ارزش بازاری در بازار سرمایه ایران نشان می دهد شرکت هایی که نسبت P/B در آن ها زیر یک واحد است، بیشترین فراوانی را در میان شرکت های بورسی دارند.

به عبارت دیگر بیشترین سهم از ارزش بازاری متعلق به شرکت هایی است که پایین تر از ارزش دفتری خود مورد معامله قرار گرفته اند. از لحاظ تعدادی این طبقه شامل 52 شرکت می شود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.