بازارهای مالی بر اساس معیارها


ارزشگذاری یکی از مهم‌ترین ارکان علم مالی است، به همین دلیل روش‌های زیادی برای ارزش گذاری دارایی‌ها و شرکت‌ها در طول زمان به وجود آمده است.

ارزش گذاری چیست؟ با مفهوم دقیق ارزشگذاری بیش‌تر آشنا شویم

ارزش گذاری (Valuation) به فرایند تعیین ارزش فعلی (Present value) یک دارایی، شرکت یا کسب و کار گفته می‌شود. ارزش فعلی دارایی یا شرکت می‌تواند بر اساس روش به کار گرفته شده، برابر با ارزش ذاتی (Intrinsic value) یا ارزش اقتصادی (Economic value) آن باشد. در یک کلام، ارزش گذاری برای پاسخ به این سوال است که «دارایی یا شرکت چقدر می‌ارزد؟».

ارزشگذاری یکی از مهم‌ترین ارکان علم مالی است، به همین دلیل روش‌های زیادی برای ارزش گذاری دارایی‌ها و شرکت‌ها در طول زمان به وجود آمده است.

برای ارزشگذاری دارایی‌ها باید پتانسیل کسب درآمد، هزینه‌ی صرف شده، ارزش بازار و موارد مشابه دیگر مربوط به آن دارایی را بررسی کرد. ارزش گذاری شرکت‌ها نیز معمولاً بر اساس معیارهایی مانند پتانسیل رشد و گسترش، مدت زمان فعالیت، توانمندی تیم مدیریت، میزان درآمد فعلی و آتی و … انجام می‌شود.

مفهوم ارزش گذاری

برخی مفاهیم – مثل مفهوم زمان – به دلیل استفاده‌ی روزمره و گاهی بیش از حد، معنای واقعی خود را از دست می‌دهند. در رابطه با عبارت ارزش گذاری نیز که به خصوص در ارتباط با استارتاپ‌ها به فراوانی استفاده می‌شود، قبل از آن که به جزییات روش‌های آن بپردازیم، بهتر است با مفهوم دقیق ارزش گذاری بیش‌تر آشنا شویم.

در علوم مختلف تعاریف زیادی برای مفهوم «ارزش» وجود دارد. اما هنگامی که در علوم مالی و اقتصادی از ارزش سخن می‌گوییم، منظور ارزش فعلی یک دارایی یا کسب و کار است. ارزش فعلی می‌تواند نشان دهنده‌ی ارزش ذاتی، ارزش اقتصادی، ارزش منصفانه (Fair value) یا ارزش بازار (Market value) باشد. هر یک از این عبارات در علوم مالی معنای دقیق خود را دارند:

  • ارزش ذاتی به معنای ارزش واقعی یک شرکت، با در نظر گرفتن ارزش تمام دارایی‌های مشهود و نامشهود آن است که از طریق تحلیل بنیادین (Fundamental analysis) به دست می‌آید.
  • ارزش اقتصادی حداکثر ارزش یا قیمتی است که خریداران یا سرمایه‌گذاران برای یک دارایی یا شرکت قائل می‌شوند و حاضر به پرداخت آن هستند.
  • ارزش منصفانه گاهی اوقات با عبارت ارزش بازار جایگزین می‌شود. این دو عبارت مفاهیم بسیار نزدیکی به هم دارند اما تفاوت‌هایی جزئی میان آن دو وجود دارد. ارزش منصفانه، قیمتی منطقی از دیدگاه فعالان بازار و مورد توافق فروشنده و خریدار است، به شرطی که هر دو طرف با تمایل و آگاهی کامل حاضر به معامله شده باشند.
  • ارزش بازار قیمتی است که در بازار بر اساس میزان عرضه و تقاضا تعیین می‌شود.

هنگامی که از ارزش گذاری سخن می‌گوییم، منظور ما دقیقاً کدام ارزش است؟ پاسخِ این سوال به عوامل زیادی بستگی دارد: به نوع دارایی یا شرکتی که ارزشگذاری می‌کنیم، به اطلاعات در دسترس، به روش استفاده شده برای ارزشگذاری و غیره. برای مثال برای ارزش گذاری شرکت‌های بورسی عموماً با استفاده از تحلیل بنیادین، ارزش فعلی بازارهای مالی بر اساس معیارها تمام جریان‌های نقدی آینده شرکت را محاسبه کرده تا در نهایت ارزش ذاتی آن به دست آید.

ارزش ذاتی یک شرکت ممکن است با ارزش بازار یا ارزش منصفانه آن برابر نباشد. ارزش منصفانه‌ی بسیاری از دارایی‌های مالی، مانند سهام، توسط عرضه و تقاضا تعیین می‌شود. اما چطور می‌توان ارزش منصفانه‌ی یک شرکت یا استارتاپ را به دست آورد؟ به دلیل آن که بازارِ مشخصی برای معامله‌ی شرکت‌ها وجود ندارد، باید از راه‌های دیگری ارزش منصفانه‌ی آن‌ها را محاسبه کرد. در اینجاست که مفهوم ارزش گذاری به عنوان راهی برای یافتن ارزش منصفانه‌ی یک کسب وکار مطرح می‌شود.

هدف از ارزشگذاری

هدف اصلیِ ارزش گذاری، تعیین ارزش فعلی یک شرکت یا استارتاپ است.

همانطور که گفتیم، ارزش فعلی شرکت می‌تواند برابر با ارزش ذاتی، ارزش اقتصادی، ارزش بازار یا ارزش منصفانه آن باشد. حال این سوال پیش می‌آید که تعیین ارزش فعلی یک کسب و کار چه کاربردی دارد؟

دلایل ارزش گذاری کسب و کارها

شرکت‌ها در مراحل مختلف فعالیت خود نیازمند ارزش گذاری دقیق هستند. برخی کسب و کارهای نوپا در ابتدای فعالیت خود برای جذب سرمایه و برخی شرکت‌های متوسط و بزرگ در هنگام ادغام و یا تملیک باید ارزشگذاری شوند. برخی از مهم‌ترین دلایل ارزش گذاری شرکت‌ها به شرح زیر است:

یافتن ارزش معامله

هنگامی که فرد یا نهادی قصد خرید شرکتی را داشته باشد، باید ارزش منصفانه یا همان ارزش معامله‌ی آن تعیین شود. ارزش معامله در واقع قیمتی است که هر دو طرف معامله بر سر آن توافق دارند. ارزش معامله‌ی شرکت می‌تواند کم‌تر یا بیش‌تر از ارزش ذاتی آن باشد که به کمک ارزش گذاری دقیق می‌توان آن را تعیین کرد.

جذب سرمایه

شرکت‌ها در زمان جذب سرمایه، برای تعیین سهم سرمایه‌گذار باید ارزش گذاری شوند. زیرا سهم سرمایه‌گذار بر اساس نسبت سرمایه‌ی وارد شده به شرکت تقسیم بر ارزش پس از جذب سرمایه شرکت تعیین می‌شود. برای مثال فرض کنید ارزش یک استارتاپ پیش از جذب سرمایه برابر با 8 میلیارد تومان باشد. در صورتی که یک سرمایه‌گذار به میزان 2 میلیارد تومان در استارتاپ سرمایه‌گذاری کند، ارزش پس از جذب سرمایه‌ی استارتاپ برابر با 10 میلیارد تومان خواهد شد. در نتیجه سرمایه‌گذار به نسبت سرمایه‌ای که به استارتاپ تزریق کرده (2 میلیارد تومان) تقسیم بر ارزش استارتاپ پس از جذب سرمایه (10 میلیارد تومان) صاحب 20% از سهام استارتاپ خواهد شد.

ادغام و تملیک

ادغام زمانی رخ می‌دهد که دو شرکت، به دلیل هم‌افزایی از منظر گسترش فعالیت‌ها، کاهش هزینه‌ها و دلایل دیگر به یک شرکت تبدیل شوند. تملیک به حالتی گفته می‌شود که یک شرکت، اکثر یا تمام سهام شرکت دیگری را خریداری کرده تا کنترل آن بازارهای مالی بر اساس معیارها شرکت را بر عهده بگیرد. در زمان ادغام و تملیک شرکت‌ها، برای مشخص شدن ارزش معامله یا سهم دو طرف، لازم است شرکت‌ها ارزش گذاری شوند. گاهی اوقات در زمان ادغام و تملیک شرکت‌ها، طرفین برای پرداخت بهای معامله به جای پرداخت پول نقد از واگذاری سهام استفاده می‌کنند. در این حالت برای آن که بتوان ارزش دقیق سهم هر شرکت را حساب کرد، باید شرکت‌ها را ارزش گذاری کرد.

همکاری مشترک

در زمانی که دو یا چند شرکت با هدف هم‌افزایی برای به اشتراک گذاری منابع خود با هم توافق می‌کنند، ارزش گذاری شرکت‌ها پیش‌نیاز فرایند تعیین سهم و میزان مشارکت طرفین است.

چالش‌های موجود برای ارزش گذاری

ارزش گذاری فرایندی پیچیده و همراه با چالش ‌است. همان‌طور که گفتیم، هدف از ارزشگذاری یافتن ارزش ذاتی یک شرکت است. برای تعیین ارزش ذاتی یک شرکت نیازمند دانستن تمام اطلاعات مربوط به آن شرکت هستیم؛ از جریان‌های درآمدی فعلی و بالقوه، صورت‌های مالی و وضعیت فروش قبلی و پیش‌بینی شده گرفته تا اندازه بازار و سهم از بازار، ارزش برند، عملکرد مدیران و غیره. بنابراین بدیهی است که دسترسی به تمام این اطلاعات چندان آسان نباشد. می‌توان دو چالش اصلی برای ارزش گذاری کسب و کارها را در دو مورد زیر خلاصه کرد:

عدم دسترسی به اطلاعات شرکت‌ها

دسترسی به تمام اطلاعات یک شرکت، حتی در خصوص شرکت‌های بورسی که صورت‌های مالی آن‌ها به طور منظم در دسترس عموم قرار می‌گیرد، بسیار سخت است.

نبود اتفاق نظر بر سر انواع روش‌های ارزش گذاری

روش‌های متعددی برای ارزش گذاری شرکت‌ها وجود دارد. هر یک از این روش‌ها بر اساس میزان تناسب با نوع شرکت، میزان بلوغ و شرایط آن می‌تواند بکارگرفته شود. از طرفی به دلیل تفاوت‌های عمیق میان شرکت‌ها، بر سر روش‌های ارزش گذاری قابل بکارگیری اتفاق نظر وجود ندارد.

این دو چالش اصلی موجب می‌شود که تحلیل‌گران دائماً به دنبال یافتن دقیق‌ترین تخمین از ارزش گذاری یک کسب و کار باشند. یکی از انواع کسب و کارهایی که نیازمند ارزشگذاری دقیق است، استارتاپ‌ها هستند. می‌توان گفت ارزش گذاری دقیق یک استارتاپ‌، جذب سرمایه را به یک معامله‌ی بُرد-بُرد، برای سرمایه‌گذاران و موسسان تبدیل می‌کند. در ادامه به اختصار به بررسی فرایند ارزش گذاری استارتاپ‌ها می‌پردازیم.

ارزش گذاری استارتاپ

موسسان یک استارتاپ پیش از جذب سرمایه باید با سرمایه‌گذار بر سر ارزش استارتاپ به توافق برسند. ارزش گذاری استارتاپ عاملی مهم برای تعیین میزان سهام سرمایه‌گذار و معیاری اساسی در چگونگی پیشبرد مذاکرات بین طرفین است. هنگامی که عبارت ارزش گذاری را برای استارتاپ‌ها به کار می‌بریم، منظور رقمی است که سرمایه‌گذاران و موسسان استارتاپ مذکرات خود را بر پایه‌ی آن انجام می‌دهند.

ارزش گذاری یک استارتاپ به هیچ وجه کار ساده‌ای نیست؛ به خصوص ارزش گذاری استارتاپ‌هایی که در مراحل اولیه فعالیت هستند.

به همین دلیل عموماً گفته می‌شود که ارزش گذاری استارتاپ بیش از آن که علم باشد، هنر است.

از دلایل دشواری ارزش گذاری استارتاپ‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • استارتاپ در مراحل اولیه اطلاعات تاریخی کم و غیرقابل اتکایی از عملکرد خود دارد.
  • استارتاپ به نسبت کسب و کارهای سنتی، دارایی‌های فیزیکی کم‌تری دارد.
  • استارتاپ، به خصوص در مراحل آغازین فعالیت، مدل کسب و کار مستحکمی ندارد.
  • ممکن است استارتاپ به درآمدزایی پایدار نرسیده باشد.

در مواردی که نمی‌توان به داده‌های موجود اکتفا کرد، برای ارزشگذاری استارتاپ باید فرضیات و احتمالات بسیاری را درباره آینده و پتانسیل موفقیت و رشد آن دخیل کرد. به همین سبب فرایند ارزش گذاری استارتاپ نسبت به کسب و کارهای سنتی پیچیده‌تر و دارای ظرافت‌های بیش‌تری خواهد بود.

روش‌های ارزش گذاری استارتاپ

مهم‌ترین عامل اثرگذار بر ارزش گذاری یک استارتاپ، پتانسیل رشد آن در آینده است. پتانسیل رشد یک استارتاپ تحت تأثیر ارزش پیشنهادی، حوزه فعالیت، اندازه بازار، سهم بازار، قدرت تیم و بسیاری عوامل دیگر است. برای ارزش گذاری استارتاپ‌ها روش‌های زیادی وجود دارد که برخی از مهم‌ترین روش‌ها شامل موارد زیر است:

روش‌های ارزش گذاری به ما کمک می‌کنند تا مقدار حدودی ارزش یک استارتاپ را تعیین کنیم تا مذاکرات با سرمایه‌گذار را در فرآیند جذب سرمایه بر اساس آن پیش ببریم. ارزشگذاری هر استارتاپ بسته به روش استفاده شده می‌تواند متفاوت باشد. برای مثال ممکن است ارزش یک استارتاپ با روش ارزشگذاری «جریان‌های نقد تنزیل شده» برابر با 10 میلیارد تومان و با روش ارزش گذاری «ضرایب» برابر با 5 میلیارد تومان به دست آید.

کدام ارزش گذاری دقیق‌تر است؟ جواب این سوال به فرضیات در نظر گرفته شده در هر روش وابسته است. بنابراین در نهایت، ارزشگذاری یک استارتاپ به صورت توافقی در جلسات مذاکره با سرمایه‌گذار مشخص می‌شود.

بازارهای مالی و انواع آن + فارکس و ارزدیجیتال

بازارهای مالی به طور کلی به هر بازاری اطلاق می‌ شود که در آن معامله اوراق بهادار انجام می ‌شود، از جمله بازار سهام، بازار اوراق قرضه، بازار فارکس، و بازار مشتقات و غیره. بازارهای مالی برای عملکرد روان اقتصادهای سرمایه داری حیاتی هستند.

بازار سهام

شناخت بازارهای مالی

بازارهای مالی با تخصیص منابع و ایجاد نقدینگی برای کسب و کارها و کارآفرینان، نقش حیاتی در تسهیل عملکرد روان اقتصادهای سرمایه داری ایفا می کنند. بازارها تجارت دارایی های مالی خود را برای خریداران و فروشندگان آسان می کند. بازارهای مالی محصولات اوراق بهاداری ایجاد می کنند که بازدهی را برای کسانی که وجوه اضافی دارند (سرمایه گذاران/وام دهندگان) فراهم می کند و این وجوه را در اختیار کسانی قرار می دهد که به پول اضافی (قرض گیرندگان) نیاز دارند.

بازار سهام تنها یکی از انواع بازارهای مالی است. بازارهای مالی با خرید و فروش انواع مختلفی از ابزارهای مالی از جمله سهام، اوراق قرضه، ارزها و مشتقات ساخته می شوند. بازارهای مالی به شدت به شفافیت اطلاعاتی متکی هستند تا اطمینان حاصل کنند که بازارها قیمت هایی را که کارآمد و مناسب هستند تعیین می کنند. قیمت بازار اوراق بهادار ممکن است به دلیل نیروهای اقتصاد کلان مانند مالیات، نشان دهنده ارزش ذاتی آنها نباشد.

برخی از بازارهای مالی کوچک با فعالیت اندک هستند و برخی دیگر مانند بورس نیویورک (NYSE) روزانه تریلیون ها دلار اوراق بهادار معامله می کنند. بازار سهام یک بازار مالی است که سرمایه گذاران را قادر می سازد تا سهام شرکت های سهامی عام را خریداری و بفروشند. بازار سهام اولیه جایی است که انتشارات جدید سهام، به نام عرضه‌ های عمومی اولیه (IPO) به فروش می ‌رسد. هر معامله بعدی سهام در بازار ثانویه اتفاق می افتد، جایی که سرمایه گذاران اوراق بهاداری را که از قبلاً مالک آن هستند، خریداری و می فروشند.

نکته: قیمت اوراق بهادار معامله شده در بازارهای مالی ممکن است لزوماً ارزش ذاتی واقعی آنها را منعکس نکند.

انواع بازارهای مالی

انواع بازارهای مالی

بازارهای سهام

شاید فراگیرترین بازارهای مالی، بازارهای سهام باشند. این نوع بازار ها مکان‌ هایی هستند که شرکت‌ ها سهام خود را در آن فهرست می‌ کنند و توسط معامله ‌گران و سرمایه ‌گذاران خرید و فروش می ‌شوند. بازارهای سهام توسط شرکت ‌ها برای افزایش سرمایه از طریق عرضه اولیه عمومی (IPO) استفاده می ‌شوند و سهام متعاقباً بین خریداران و فروشندگان مختلف در بازاری که به عنوان بازار ثانویه شناخته می ‌شود معامله می‌ شود.

سهام ممکن است در بورس های فهرست شده مانند بورس نیویورک (NYSE) یا نزدک یا خارج از بورس (OTC) معامله شود. بیشتر معاملات سهام از طریق مبادلات تنظیم شده انجام می شود و اینها نقش مهمی در اقتصاد به عنوان معیاری برای سنجش سلامت کلی اقتصاد و همچنین تأمین سود سرمایه و درآمد سود سهام برای سرمایه گذاران از بازارهای مالی بر اساس معیارها جمله سرمایه گذاران دارای حساب های بازنشستگی دارند.

  • نزدک، یک بازار آنلاین جهانی برای خرید و داد و ستد اوراق بهادار و اولین بورس الکترونیکی جهان است.

شرکت ‌کنندگان معمولی در بازار سهام شامل سرمایه ‌گذاران و معامله ‌گران (هم خرده‌ فروشی و هم نهادی) و همچنین بازارسازان و متخصصانی هستند که نقدینگی را حفظ می ‌کنند و بازارهای دوطرفه را ارائه می ‌کنند. کارگزاران اشخاص ثالثی هستند که معاملات بین خریداران و فروشندگان را تسهیل می ‌کنند، اما موقعیت واقعی در سهام ندارند.

بورس

بازارهای خارج از بورس

بازار خارج از بورس (OTC) یک بازار غیر متمرکز است به این معنی که مکان های فیزیکی ندارد و معاملات به صورت الکترونیکی انجام می شود که در آن فعالان بازار اوراق بهادار را مستقیماً بین دو طرف بدون کارگزار معامله می کنند. در حالی که بازارهای فرابورس ممکن است معاملات سهام خاصی را انجام دهند (به عنوان مثال، شرکت های کوچکتر یا ریسک پذیری که معیارهای فهرست بندی بورس ها را ندارند)، بیشتر معاملات سهام از طریق بورس انجام می شود. با این حال، برخی از بازارهای مشتقه منحصراً فرابورس هستند و بنابراین بخش مهمی از بازارهای مالی را تشکیل می دهند. به طور کلی، بازارهای فرابورس و معاملاتی که در آنها رخ می دهد بسیار کمتر تنظیم شده، نقد شوندگی کمتری دارند و غیرشفاف تر هستند.

بازارهای اوراق قرضه

اوراق قرضه اوراق بهاداری است که در آن سرمایه گذار پول را برای مدت معینی با نرخ بهره از پیش تعیین شده وام می دهد. شما ممکن است اوراق قرضه را توافقی بین وام دهنده و وام گیرنده در نظر بگیرید که شامل جزئیات وام و پرداخت های آن است. اوراق قرضه توسط شرکت ها و همچنین توسط شهرداری ها، ایالت ها و دولت های مستقل برای تامین مالی پروژه ها و عملیات منتشر می شود. به عنوان مثال، بازار اوراق قرضه اوراق بهاداری مانند اسکناس های صادر شده توسط خزانه داری ایالات متحده را می فروشد. بازار اوراق قرضه نیز بازار بدهی، اعتباری یا با درآمد ثابت نامیده می شود.

اوراق بهادار

بازارهای پول

معمولاً بازارهای پولی محصولاتی با سررسید کوتاه ‌مدت بسیار نقدشونده (کمتر از یک سال) معامله می‌ کنند و با درجه بالایی از ایمنی و بازده نسبتاً کم بهره مشخص می ‌شوند. در سطح عمده فروشی، بازارهای پول شامل معاملات با حجم بالا بین مؤسسات و معامله گران است. در سطح خرده فروشی، آنها شامل وجوه متقابل بازار پول خریداری شده توسط سرمایه گذاران فردی و حساب های بازار پولی است که توسط مشتریان بانک افتتاح می شود. افراد همچنین ممکن است با خرید گواهی سپرده کوتاه ‌مدت در بازار پول سرمایه‌ گذاری کنند.

بازارهای مشتقه

مشتقه قراردادی است بین دو یا چند طرف که ارزش آن بر اساس یک دارایی مالی اساسی توافق شده (مانند اوراق بهادار) یا مجموعه ای از دارایی ها (مانند یک شاخص) است. اوراق مشتقه، اوراق بهادار ثانویه ای هستند که ارزش آنها صرفاً از ارزش اوراق بهادار اولیه ای که به آن مرتبط هستند، ناشی می شود. یک مشتق به خودی خود بی ارزش است. به جای معامله مستقیم سهام، یک بازار مشتقه در قراردادهای آتی و اختیار معامله و سایر محصولات مالی پیشرفته معامله می کند که ارزش خود را از ابزارهای اساسی مانند اوراق قرضه، کالاها، ارز ها، نرخ های بهره، شاخص های بازار و سهام می گیرند.

بازارهای آتی جایی هستند که قراردادهای آتی فهرست شده و مورد معامله قرار می گیرند. برخلاف فورواردها که در خارج از بورس معامله می‌ کنند، بازارهای آتی از مشخصات قراردادهای استاندارد شده استفاده می‌ کنند، به خوبی تنظیم می ‌شوند و از اتاق ‌های پایاپای برای تسویه و تایید معاملات استفاده می‌ کنند. بازارهای اختیار معامله، مانند بورس اوراق بهادار هیئت مدیره شیکاگو (CBOE)، به طور مشابه قراردادهای اختیار معامله را فهرست و تنظیم می کنند. هر دو بورس اوراق بهادار و اختیار معامله ممکن است قراردادهایی را در طبقات مختلف دارایی، مانند سهام، اوراق بهادار با درآمد ثابت، کالاها و غیره فهرست کنند.

بازار فارکس

بازار فارکس

بازار فارکس بازاری است که در آن شرکت کنندگان می توانند خرید، فروش، پوشش ریسک و سفته بازی بین جفت ارزها را انجام دهند. بازار فارکس نقدشونده ترین بازار در جهان است، زیرا نقدینگی نقدشوندگی ترین دارایی ها است. بازار ارز بیش از 6.6 تریلیون دلار معاملات روزانه را انجام می دهد که بیشتر از مجموع بازارهای آتی و سهام است.

مانند بازارهای فرابورس، بازار فارکس نیز غیرمتمرکز است و متشکل از یک شبکه جهانی از رایانه ها و کارگزاران از سراسر جهان است. بازار فارکس متشکل از بانک ها، شرکت های تجاری، بانک های مرکزی، شرکت های مدیریت سرمایه گذاری، صندوق های تامینی و کارگزاران و سرمایه گذاران خرده فروشی فارکس است.

بازارهای کالا

بازارهای کالا مکان هایی هستند که تولیدکنندگان و مصرف کنندگان برای تبادل کالاهای فیزیکی مانند محصولات کشاورزی (مانند ذرت، دام، سویا)، محصولات انرژی (نفت، گاز، اعتبارات کربن)، فلزات گرانبها (طلا، نقره، پلاتین)، یا کالاهای نرم (مانند پنبه، قهوه و شکر). اینها به عنوان بازارهای کالای نقطه ای شناخته می شوند، جایی که کالاهای فیزیکی با پول مبادله می شوند.

با این حال، عمده معاملات در این کالاها در بازارهای مشتقه انجام می شود که از کالاهای لحظه ای به عنوان دارایی های اساسی استفاده می کنند. معاملات آتی و اختیار خرید کالاها هم در فرابورس و هم در بورس های فهرست شده در سراسر جهان مبادله می شوند.

بازار ارز دیجیتال

بازار ارزهای دیجیتال

در چند سال گذشته شاهد معرفی و ظهور ارزهای رمزنگاری شده مانند بیت کوین و اتریوم، دارایی های دیجیتال غیرمتمرکز مبتنی بر فناوری بلاک چین بوده ایم. امروزه، هزاران توکن ارزهای دیجیتال در دسترس هستند و در سراسر جهان از طریق مجموعه ای از صرافی های مستقل آنلاین ارز دیجیتال معامله می شوند. این صرافی ها میزبان کیف پول های دیجیتالی هستند تا معامله گران بتوانند یک ارز رمزنگاری شده را با ارز دیگر یا پول های فیات مانند دلار یا یورو مبادله کنند.

از آنجایی که اکثر صرافی های رمزنگاری پلتفرم های متمرکز هستند، کاربران در معرض هک یا کلاهبرداری هستند. صرافی های غیرمتمرکز نیز در دسترس هستند که بدون هیچ مرجع مرکزی کار می کنند. این صرافی ها امکان تجارت مستقیم همتا به همتا (P2P) ارزهای دیجیتال را بدون نیاز به یک مرجع واقعی مبادله برای تسهیل تراکنش ها فراهم می کنند. معاملات آتی و اختیار معامله در ارزهای دیجیتال اصلی نیز در دسترس است.

سوالات متداول بازارهای مالی

سوالات متداول بازارهای مالی

انواع مختلف بازارهای مالی چیست؟

برخی از نمونه ‌های بازارهای مالی و نقش آن ‌ها شامل بازار سهام، بازار اوراق قرضه، فارکس، کالاها، و بازار املاک و مستغلات و چندین مورد دیگر است. بازارهای مالی را می توان به بازارهای سرمایه، بازار پول، بازارهای اولیه در مقابل ثانویه و بازارهای فهرست شده در مقابل بازارهای فرابورس تقسیم کرد.

بازارهای مالی چگونه کار می کنند؟

علیرغم پوشش بسیاری از طبقات دارایی های مختلف و داشتن ساختارها و مقررات مختلف، همه بازارهای مالی اساساً با گرد هم آوردن خریداران و فروشندگان در یک دارایی یا قرارداد و اجازه دادن به آنها برای تجارت با یکدیگر کار می کنند. این اغلب از طریق یک مزایده یا مکانیسم کشف قیمت انجام می شود.

کارکردهای اصلی بازارهای مالی چیست؟

بازارهای مالی به دلایل مختلفی وجود دارند، اما اساسی ترین کارکرد این است که امکان تخصیص کارآمد سرمایه و دارایی ها در اقتصاد مالی را فراهم کند. بازارهای مالی با اجازه دادن به بازار آزاد برای جریان سرمایه، تعهدات مالی و پول، اقتصاد جهانی را روان ‌تر می ‌کنند و در عین حال به سرمایه‌ گذاران اجازه می ‌دهند در افزایش سرمایه در طول زمان مشارکت کنند.

چرا بازارهای مالی مهم هستند؟

بدون بازارهای مالی، سرمایه نمی تواند به طور کارآمد تخصیص یابد و فعالیت های اقتصادی مانند تجارت، سرمایه گذاری ها و فرصت های رشد به شدت کاهش می یابد.

شرکت کنندگان اصلی در بازارهای مالی چه کسانی هستند؟

شرکت ها از بازارهای سهام و اوراق قرضه برای جذب سرمایه از سرمایه گذاران استفاده می کنند. سفته بازان به طبقات مختلف دارایی نگاه می کنند تا روی قیمت های آتی شرط بندی کنند، در حالی که پوشش دهندگان از بازارهای مشتقه برای کاهش خطرات مختلف استفاده می کنند و آربیتراژورها به دنبال سود بردن از قیمت گذاری نادرست یا ناهنجاری های مشاهده شده در بازارهای مختلف هستند. کارگزاران اغلب به عنوان میانجی عمل می کنند که بازارهای مالی بر اساس معیارها خریداران و فروشندگان را با هم جمع می کنند و برای خدمات خود کمیسیون یا هزینه ای دریافت می کنند.

اوراق بهادار

چکیده

بازارهای مالی به طور گسترده به هر بازاری اطلاق می شود که در آن معامله اوراق بهادار انجام می شود. انواع مختلفی از بازارهای مالی، از جمله بازارهای فارکس، پول، سهام و اوراق قرضه وجود دارد.این بازارها ممکن است شامل دارایی‌ ها یا اوراق بهاداری باشند که در بورس‌ های تنظیم ‌شده فهرست شده‌ اند یا در خارج از بورس (OTC) معامله می‌ شوند. بازارهای مالی در همه انواع اوراق بهادار معامله می ‌کنند و برای عملکرد روان یک جامعه سرمایه ‌داری حیاتی هستند. زمانی که بازارهای مالی شکست بخورند، اختلالات اقتصادی از جمله رکود و بیکاری می تواند منجر شود.

آموزش مدیریت سرمایه

مدیریت سرمایه در بازارهای مالی یکی از مهمترین ارکان موفقیت در این صنعت است، زیرا هیچ تاجری بدون مدیریت سرمایه نمی تواند در هیچ بازار مالی (حتی کسانی که در بازارهای سنتی کار می کنند) دوام بیاورد. اگر ندانید سرمایه خود را چگونه مدیریت کنید در شرایط بحرانی و ناپایدار اقتصادی دارایی خود را از دست خواهید داد، از طرفی با یادگیری علم مدیریت سرمایه می توانید ریسک را مدیریت کرده و سود و زیان خود را کنترل کنید. تیم تحلیلی آکادمی اشرف، ارکان مهم مدیریت سرمایه را مدیریت می کند که شما را قادر می سازد در بازارهای مالی مانند بازارهای ارز دیجیتال و بازارهای ارز به موفقیت مالی دست یابید.

وقتی صحبت از مدیریت سرمایه ارز دیجیتال می شود، مدیریت ریسک، اصول سرمایه و ترکیب ارز دیجیتال است. هر یک از موارد ذکر شده می تواند پیامدهای بسیار مهمی برای مدیریت سرمایه داشته باشد. مدیریت سبد ارزهای دیجیتال مهم ترین پارامتر در مدیریت سرمایه بازار ارز دیجیتال است. سرمایه گذاران باید یاد بگیرند که چگونه وجوه خود را با توجه به مدل سرمایه گذاری خود به درستی مدیریت کنند، دوره آموزش مدیریت سرمایه به شما یاد می دهد که چگونه در مسیر ارز دیجیتال قرار بگیرید.

مدیریت سرمایه یک استراتژی مالی است که برای اطمینان از حداکثر کارایی سرمایه در یک شرکت طراحی شده است. به عبارت دیگر مدیریت سرمایه به معنای مدیریت پول است.

مدیریت سرمایه یک استراتژی علمی است، اما کاملا فردی و مختص هر سرمایه گذار است و بر اساس شخصیت، احساسات و اهداف مالی افراد متفاوت خواهد بود. علاوه بر این، تجریه سرمایه گذار، میزان سرمایه، اهداف و زمان رسیدن به اهداف نیز نقش مهمی در تعیین استراتژی مدیریت پول دارد. هدف اصلی مدیریت سرمایه بقا است. در مرحله بعد اولویت با سود و افزایش سرمایه است.

مدیریت سرمایه دانشی است که در صورت استفاده صحیح، نه تنها به بقای سرمایه منجر می شود، بلکه موجب سودآوری و افزایش ارزش سرمایه نیز می شود.

چرا به مدیریت سرمایه نیاز داریم؟

مدیریت سرمایه دانش و مهارت های سرمایه گذاری است که به افراد در کنترل ریسک و به حداکثر رساندن بازده کمک می کند. البته مدیریت پول با توجه به شخصیت، تجربه و میزان پول هر فرد متفاوت خواهد بود و هرکس باید با توجه به شرایط خود استراتژی مدیریت پول را طراحی کند.

عواملی مانند میزان سرمایه اولیه، میزان ریسک به ازای هر معامله، سود-سود، حاشیه سود، کاهش سرمایه و غیره باید در طراحی استراتژی مدیریت سرمایه در نظر گرفته شوند. عوامل این معاملات باید در بازه های زمانی معینی مانند هفتگی، ماهانه، فصلی و سالانه مورد بررسی و تحلیل و بررسی قرار گیرند.

عوامل موثر بر مدیریت سرمایه کدامند؟

برای مدیریت پول باید عوامل مختلفی را در نظر بگیریم و بررسی کنیم، مانند

1- شناخت بازاری که معامله می کنیم،

2- میزان سرمایه اولیه و بازده مورد انتظار در یک دوره معین،

3- بررسی نتیجه معامله و ….

در مورد این عوامل بحث می کنیم:

1- بازاری که معامله می کنیم را بشناسیم

قبل از سرمایه گذاری در هر بازاری، اولین و مهمترین قدم این است که قوانین آن بازار را درک کنید. بازار مالی یک بازار تخصصی است و معاملات یا سرمایه گذاری در هر بازار مالی شرایط خاص خود را دارد، زیرا ماهیت بازار مالی متفاوت است، مثلا ماهیت بازار ارز دیجیتال و بازار ارز کاملاً متفاوت است. ، و هر کدام ویژگی های خاص خود را دارند. ریسک شخصی و قوانین خاص همانطور که گفته شد، اگر قصد معامله یا سرمایه گذاری در بازار ارز دیجیتال را دارید، یادگیری ارز دیجیتال از اصول اولیه و دریافت راهنمایی های متخصص اولین قدمی است که باید بردارید.

2- سرمایه اولیه و نرخ بازده مورد انتظار

قبل از در نظر گرفتن میزان سرمایه اولیه، باید هدف از معاملات خود را مشخص کنید، اگر هدف معاملاتی شما پوشش هزینه های زندگی است، به سرمایه اولیه بسیار زیادی نیاز دارید. اگر شغل اول دارید و تجارت شغل دوم شماست، طبیعتا سرمایه اولیه برای نیازهای شما کمتر خواهد بود.

بسیاری از معامله گران به دلیل نداشتن سرمایه اولیه کافی شکست می خورند. بخش بزرگی از اضطراب و نگرانی معامله گران جدید به نداشتن سرمایه اولیه کافی مربوط می شود. آنها سعی می کنند با مبلغ اندک پول زیادی به دست آورند، بنابراین ریسک های زیادی می کنند و در نهایت سرمایه خود را خیلی سریع از دست می دهند.

سرمایه اولیه کافی به شما این امکان را می دهد که از اشتباهات رایج معامله گران مبتدی جان سالم به در ببرید و قبل از اینکه مجبور شوید برای همیشه تجارت را ترک کنید، نقص های استراتژی معاملاتی خود را برطرف کنید. البته مراقب باشید، این میزان سرمایه است که در شروع معامله اهمیت دارد و اگر به طور کامل ضرر کنید، آسیب جدی به زندگی شما وارد نمی‌کند و زیاد خود را مورد ضرب و شتم قرار ندهید، مبادا بازارهای مالی را ترک کنید. برای همیشه.

در بازار فارکس امکان افتتاح حساب معاملاتی دمو (مجازی) وجود دارد و پس از اتمام دوره آموزشی خود در بازار فارکس، می توانید یک حساب معاملاتی دمو افتتاح کرده و استراتژی های معاملاتی خود را در آنجا تست کنید. اگر نتایج کلی معاملات شما به طور مداوم سودآور است، می توانید یک حساب معاملاتی زنده باز کنید و تجارت را شروع کنید.

پس از انتخاب هدف معاملاتی و تعیین میزان سرمایه اولیه خود، باید بر اساس هر دو حد سود معاملاتی منطقی را در نظر بگیرید و به بررسی نتایج معاملات خود ادامه دهید تا ببینید آیا در مسیر درستی هستید یا خیر. برای پیشرفت در معاملات، باید به طور مداوم نقاط قوت و ضعف خود را مطالعه کنید.

3- نتیجه معاماه را بررسی کنید

تصور کنید شخصی که صاحب یک فروشگاه لباس است، یک سری محاسبات را به طور منظم انجام می دهد تا سودآوری خود را محاسبه کند. او فروش خود را به صورت هفتگی بررسی می کند و ایده خوبی از نحوه فروش هر محصول و همچنین فروش کلی دارد. به عنوان مثال، اگر اقتصاد در وضعیت وخیمی قرار دارد، می داند که کدام لباس یا اقلام به دلیل قیمت بهتر، بیشتر می فروشند، بنابراین طرفداران بیشتری نسبت به لباس های گران قیمت دارد. برای به حداکثر رساندن سودآوری، به طور منظم تمام عوامل مؤثر بر درآمد و هزینه ها را بررسی می کند.

در دنیای معاملات، جزئیات زیادی را ثبت می کنید، زمان معامله را در نمودار، زمان باز و بسته شدن معامله، نماد، حجم، تاریخ معامله و غیره را ثبت می کنید. اگر بدانید چه کاری را درست یا غلط انجام می دهید، نمی توانید تراکنش های خود را به درستی مدیریت کنید. اگر داده ها را جمع آوری نکنید، نمی توانید پیشرفت خود را ردیابی کنید. ما اطلاعات را نه تنها برای اطمینان از عملکرد خوب، بلکه برای بهبود عملکرد جمع آوری می کنیم.

در مدیریت پول معاملاتی، ثبت برخی معیارها بسیار مهم و حیاتی است که شامل 1- تعداد معاملات برنده در مقابل تعداد معاملات بازنده، 2- میانگین سود معاملات برنده و میانگین سود معاملات بازنده و … می باشد.

3-1- معاملات برنده و بازنده

این یکی از معیارهای اصلی است که توانایی شما را در تشخیص درست جهت حرکت بازار نشان می دهد. در اینجا، ما می خواهیم به جای برجسته کردن اعداد خاص، عملکرد فعلی را با گذشته مقایسه کنیم. فکر کنید؛ شما معامله‌گری هستید که در جهت بازار معامله می‌کنید، فقط از 40 درصد معاملات خود سود می‌برید، اما سود معاملات برنده شما بسیار بیشتر از ضرر معاملات بازنده شماست.

حال، اگر درصد معامله برنده شما به طور ناگهانی به یک چهارم کاهش یابد، باید به دنبال مشکلات احتمالی باشید. آیا بازاری که معامله می کنید غیر جهت دار و بی ثبات شده است؟ آیا نحوه ورود یا مدیریت تراکنش ها را تغییر داده اید؟ با بررسی این عوامل و پاسخ به این سوالات می توانید گره های کاررا پیدا کنید. شاید پس از بررسی به این نتیجه برسید که من نباید در بازارهای پر ریسک و بدون روند معامله کنم یا … مهم است که به مسیر درست برگردم.

2-3- میانگین سود و میانگین زیان معاملات برنده

اگر 60 درصد از معاملات شما سودآور هستند، اما میانگین ضرر در معامله 2 برابر سود شما است، پس چنین درصد بالایی از سود به سودآوری شما کمک نمی کند. ثبت میانگین برد معاملات سودآور و میانگین ضرر معاملات باخت، اطلاعات زیادی در مورد نحوه اجرای ایده های معاملاتی به شما می دهد. به عنوان مثال، آیا نسبت ریسک به پاداش هنگام ورود منطقی است؟ آیا از قانون ریسک-پاداش پیروی می کنید؟

اگر میانگین سود و زیان یک معامله در همان واحد افزایش یا کاهش یابد، ممکن است با نوسانات بازار کم و بیش از حد معمول روبرو باشید. ممکن است حجمی کمتر یا بزرگتر از حد معمول انتخاب کرده باشید. آنچه در مدیریت سرمایه مهم است، تغییر نسبی میانگین سود در معاملات برنده و میانگین ضرر در معاملات بازنده است.

اگر میانگین معاملات برنده شما افزایش یابد و میانگین معاملات بازنده شما کاهش یابد، به وضوح معامله خوبی دارید. مهم است که تشخیص دهید کجا خوب کار کرده اید تا بتوانید به همان مسیر ادامه دهید. از سوی دیگر، زمانی که میانگین ضرر شما از پیشگیری تجارت بیشتر است، باید بفهمیم مشکل کجاست.بازارهای مالی بر اساس معیارها

مقایسه بازارهای سرمایه گذاری از نگاه افکار عمومی | بررسی بازارها در شبکه های اجتماعی

مقایسه بازارهای سرمایه گذاری می‌تواند بر اساس معیارهای مختلفی انجام گیرد.

در سال‌های اخیر به دلیل وجود تورم و کاهش ارزش پول توجه به سرمایه‌ گذاری از سوی مردم بیشتر شده است.

در کشور ما بازارهای مختلفی برای سرمایه گذاری وجود دارد که با افت و خیزهای زیادی مواجه هستند. با توجه به شرایط اقتصادی توجه به هر یک از این بازارها در حال تغییر است.

به فراخور اخبار و تغییرات اقتصادی& افکار عمومی توجه بیشتر یا کمتری به یک بازار نشان می‌دهد. روند رشد بازارها با میزان توجه افکار عمومی به آنها همبستگی نزدیکی دارد.

دیتاک با بهره‌گیری از توان خود در تحلیل دیتا، روند توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی را بر اساس حجم محتوای تولید شده درباره هر کدام از بازارهای بالقوه سرمایه‌گذاری در بازه زمانی خرداد ۹۸ تا اردیبهشت ۹۹، بررسی کرده است.

بورس اوراق بهادار

همان طور که در نمودار مقایسه بازارهای سرمایه گذاری دیده می‌شود بازار سرمایه یا بورس اوراق بهادار بیشترین رشد را داشته، به طوری که تا اواخر اردیبهشت ۱۳۹۹ رشد صد درصدی کرده و با اختلاف از بازارهای دیگر رده نخست را به خود اختصاص داده است. این رشد که از حدود بهمن ماه شروع شده، همزمان با واگذاری سهام دولتی بازارهای مالی بر اساس معیارها در قالب صندوق‌های قابل معامله بوده است. همچنین عرضه اولیه سهام سازمان تامین اجتماعی و احتمال عرضه چند شرکت استارتاپی مانند دیجی کالا، کافه بازار و شیپور از دیگر عوامل توجه به بازار سرمایه است.

از زمان افزایش ناگهانی دلار در سال ۹۷ بسیاری از سرمایه‌ها به سمت بازار بورس حرکت کرده است و به تبع آن مباحثه پیرامون موضوعات مربوط به این بازار در شبکه‌های اجتماعی بیش از پیش بازارهای مالی بر اساس معیارها رونق گرفته است. تحولات اخیر و شرایط اقتصادی سبب شده که رشد این بازار بسیار بیش از گذشته باشد و رنج وسیعی از مخاطبان به این بازار توجه نشان دهند.

خودرو

خودرو پس از بورس در ماه‌های اخیر بیشترین رشد را نشان داده است. به طوری که در دو ماه اخیر از ارز و طلا پیشی گرفته و به رده دوم صعود کرد. افزایش قیمت خودرو ،محدودیت های دولت، احتکار خودرو و شرایط جابجایی از عوامل توجه به بازار خودرو در ماه های اخیر است. دو بازیگر اصلی بازار خودرو ایران خودرو و سایپا معمولا اقدام به پیش فروش محصولات خود می‌کنند. مشتریان این خودروها از این روش برای سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند.

بازار ارز به دلیل نوسانات قیمت دلار از گزینه‌های سرمایه‌گذاری مهم در ایران است. قیمت دلار به خصوص در چند ماه اخیر روند افزایشی داشته است. دلار در بازه زمانی این گزارش بین ۱۱ تا ۱۷ تومان نوسان داشته است. قیمت ارز به دلایل متعدد بالا یا پایین می‌رود. تحولات بین‌المللی، اقدامات تنظیمی بانک مرکزی، تغییرات عرضه و تقاضا در بازار از این دلایل است. پس از شیوع ویروس کرونا و دشواری تامین ارز، قیمت دلار آزاد و دلار نیمایی روند افزایشی پیدا کرده است.

طلا و سکه

به دلیل شیوع ویروس کرونا قیمت جهانی طلا افزایش پیدا کرده است. قیمت سکه به ۷ میلیون تومان رسید. قیمت طلا متاثر از قیمت جهانی طلا و قیمت ارز استمت طلا اثر مستقیم می گذارد. از این رو بحث و تبادل نظر در مورد طلا و ارز تقریبا همراستا است.

مسکن و مستغلات

با این که مسکن همیشه یکی از روش‌های مطمئن سرمایه‌گذاری شناخته می‌شود، به دلیل رکود در این بازار و قیمت‌های بالا از بازارهای دیگر توجه کمتری به این بازار شده است و رشد کمی در آن دیده می‌شود.

نتیجه گیری

توجه به روند انتشار اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی می تواند در پیش بینی و شناخت بازارهای سرمایه گذاری اثر گذار باشد. همانطور که دیدیم رشد بازارها و سودآوری آنها همبستگی زیادی با داغ شدن موضوعات مورد بحث در فضای مجازی دارد. دیتاک می‌تواند با تکیه بر دانش خود در حوزه هوش مصنوعی و تحلیل دیتا نقاط عطف در موقعیت بازارها را شناسایی کرده و به پیش‌بینی احتمال رشد یا سقوط یک بازار کمک کند.

شاخص بورس چیست؟ از نمودار شاخص بورس چه می‌دانید؟

شاخص بورس چیست؟

بورس اوراق بهادار که این روزها جایگاه ویژه‌اي در ميان صاحبان سرمايه پیداکرده است، داراي اصطلاحات ویژگی‌هایی است كه فعالان اين عرصه بايد آگاهي كافي در اين زمينه داشته باشند و به‌اصطلاح عاميانه چم‌وخم آن را بشناسند. شاخص بورس ازجمله فاكتورهاي اصلي بازار بورس به شمار مي‌آيد كه آشنايي با آن و كاربردهايش در روند سرمايه‌گذاري فعالان اين بازار تأثیر بسزايي دارد. در اين گفتار سعي شده اطلاعات لازم براي اينكه بدانيد شاخص بورس یعنی چه و چطور بر مبناي نمودار شاخص بورس سرمايه‌گذاري كنيد؟ ارائه شود.

شاخص صنعت چیست؟ شاخص صنعت مالی چیست؟ منظور از شاخص صنعت خودرو یعنی چه؟ شاخص صنعت دارویی بیانگر چیست؟ همان‌طور که از موضوعات سؤالات مشخص است. در این مقاله می‌خواهیم به تعریف این مفاهیمی مانند شاخص صنعت و شاخص مالی در بورس بپردازیم. اطلاعات پیرامون بازار بورس جهت سنجش و ارزیابی عملکرد سهام و صندوق‌های سرمایه‌گذاری کاربرد زیادی دارد و حتی می‌تواند به شما کمک کند تا بتوانید تغییرات احتمالی قیمت‌های سهام را در آینده پیش‌بینی کنید؛ بنابراین اگر می‌خواهیم بدانید شاخص صنعت چیست؟ تا پایان این مقاله همراه ما باشید.

پیش از آن‌که به اصل مطلب یعنی پاسخ به سؤال شاخص صنعت و شاخص مالی چیست؟ بپردازیم، بهتر است که یک تعریف کلی از شاخص بورس ارائه کنیم تا مفهوم کلمه شاخص برای شما آشکار شود و با بتوانید ادامه مقاله را با آگاهی بیشتری مطالعه کنید.

شاخص بورس چیست؟

شاخص بورس، معياري براي سنجيدن و ارزيابي وضعيت عمومي بازار بورس است كه بر مبناي آن مي‌توان گفت روند بازار در يك بازه زماني خاص، مثبت يا منفي بوده، به‌طورکلی شاخص ابزاری برای مقایسه تغییرات گروهی چند پدیده با یکدیگر است. سرمايه‌گذاران برای کسب سود مناسب در خرید يا فروش سهام شرکت‌های بورسی، باید مؤلفه‌های گوناگوني نظير روند قیمت یا بازده سهام شرکت‌ها، سود شرکت در دوره‌های مختلف، روند بازدهی صنعت مربوطه و همچنين وضعیت بازار را بررسي كنند.و همچنین توصیه میکنم مقاله “ معاملات الگوریتمی در بورس چیست ” و “ محاسبه بازده سهام ” را هم بخوانید

تحلیل شاخص‌های مختلف ازجمله شاخص بورس یکی از ابزارهای مهم در ارزیابی بازار سرمایه به شمار مي‌آيد. البته بايد توجه داشته باشيد كه مثبت بودن نمودار شاخص بورس به‌تنهایی دليلي بر كسب سود نيست و باوجود مثبت بودن شاخص بورس هم ممكن است با ضرر مواجه شويد بنابراين هنگام انجام معاملات علاوه بر نمودارشاخص بورس مؤلفه‌های ديگر را نيز موردبررسی قرار دهيد.

شاخص سرمایه‌گذاری

“indexing” نوعی مدیریت منفعل صندوق است. مدیر صندوق به جمع‌آوری سهام در زمان بازار می‌کند یعنی بازارهای مالی بر اساس معیارها انتخاب اوراق بهادار برای سرمایه‌گذاری و استراتژی برای خرید و فروش آن‌ها، مدیر صندوق پرتفوی ایجاد می‌کند که دارایی‌های آن نشان دهنده اوراق بهادار یک شاخص خاص است. ایده این کار این است که صندوق با تقلید از مشخصات شاخص بورس اوراق بهادار به عنوان یک کل یا بخش گسترده‌ای از آن پرتفوی خود را به عملکرد شاخص نزدیک می‌کند.

از آنجا که نمی‌توانید مستقیماً روی یک شاخص سرمایه‌گذاری کنید، صندوق‌های شاخص برای ردیابی عملکرد آن‌ها ایجاد می‌شوند. این صندوق‌ها شامل اوراق بهاداری هستند که به تقلید از داده‌های یک شاخص می‌پردازند و بدین ترتیب به یک سرمایه‌گذار اجازه می‌دهند درازای پرداخت هزینه، روی عملکرد شاخص شرط بندی کنند.

حامیان صندوق هنگام گردآوری صندوق‌ های سرمایه‌ گذاری مشترک و ETF سعی در ایجاد نمونه کارهایی دارند که نمایانگر اجزای یک شاخص خاص است. این به یک سرمایه‌گذار اجازه می‌دهد تا یک اوراق بهادار را که احتمالاً هم‌زمان با بازار سهام به طور کلی یا با بخشی از بازار افزایش و کاهش یابد، خریداری کند.

شاخص بورس بيانگر چه چيزهايي است؟

شاخص‌ها معمولاً معیارهای رکود یا رونق اقتصادی در بازار سرمایه را مشخص می‌كنند. به همين دليل فعالان بازار سرمایه با بررسي اين شاخص‌ها می‌توانند به وضعیت کلی بازار اشراف پیداکرده و حتی تغییرات احتمالی قیمت‌ها در آینده را پيش‌بيني کنند.

از سوي ديگر سهامداران از طریق شاخص‌ها، مي‌توانند تغییرات یک پدیده را در دو زمان متفاوت با يكديگر مقايسه كنند. به‌طور مثال با استفاده از شاخص قیمت می‌توان صنایع مختلف را با یکدیگر مقایسه كرد. شاخصي كه در اخبار راديو و تلويزيون از آن به‌عنوان شاخص بورس نام‌برده مي‌شود، شاخص كل است كه تمامي شركت‌هاي بورس را در برمی‌گیرد. شاخص كل درواقع مهم‌ترین شاخص بورس محسوب مي‌شود.

شاخص بورس در اوراق بهادار

شاخص‌های بورس اوراق بهادار در سراسر جهان، شاخص‌های قدرتمندی برای اقتصاد جهانی و هر کشور هستند. در ایالات‌متحده S&P 500، Dow Jones Industrial Average و Nasdaq Composite سه شاخص قیمت سهام هستند که توسط رسانه‌ها و سرمایه‌گذاران به طور گسترده دنبال می‌شوند.

شاخص قیمت کل نشان دهنده قیمت تمام سهام موجود در بازار است. این شاخص به صورت عددی بیان می‌شود و واحد خاصی نیز ندارد، از این رو نمی‌توان به راحتی تحلیل و تفسیر کرد. برای حل این مشکل روش خاصی وجود دارد. یک سال را در نظر گرفته و به عنوان سال مبنا تعریف می‌کنند. تمام اعداد و ارقام مربوط به شرکت‌ها در این سال پایه نیز به عنوان مبنا در گرفته می‌شوند. هر سال قیمت و اعداد هر شرکت را با توجه به سال مبنا مقایسه کرده و تعیین می‌کنند شرکت چه میزان افزایش یا کاهش داشته است. با این روش نموداری از روند شرکت حاصل می‌شود و میزان افزایش یا کاهش شاخص را مشخص می‌کند. فرمول محاسبه مقدار شاخص قیمت سهام کل به صورت زیر است:

۱۰۰ * ارزش جاری بازار سهام در تاریخ مبدأ / ارزش جاری بازار سهام در زمان محاسبه = مقدار شاخص کل بورس

با ‌ضرب قیمت پایانی سهام در تعداد سهام آن شرکت ارزش جاری بازار آن حاصل می‌شود. گاهی اوقات به دلیل برگزاری مجمع عمومی یا به دلایلی برای شفاف‌سازی سهمی بسته می‌شود. در این حالت قیمت پایانی سهم در آخرین روز معامله به عنوان مبنای قیمت آن سهم در نظر گرفته می‌شود. در واقع شاخص کل بورس بیان ‌کننده میانگین بازدهی سرمایه‌گذاران در بازار بورس می‌باشد.

تمام سهام موجود در بازار بورس در دو دسته بازار اول و بازار دوم دسته‌بندی می‌شوند. این دسته‌بندی بر اساس معیارهای مختلفی از جمله تعداد سهام، میزان سودآوری، میزان نقد شوندگی سهام و … صورت می‌گیرد. شاخص کل قیمت برای این دو بازار جداگانه محاسبه شده و به عنوان شاخص قیمت سهام بازار اول و شاخص بازار دوم ارائه می‌شود.

توجه داشته باشید منفی یا مثبت بودن شاخص بورس در اوراق بهادار به تنهایی نمی‌تواند تعیین کند که زمان خرید یا فروش سهم خاصی است. بورس بازار بزرگی است که اگر بدون اطلاع از نحوه کار و آشنایی وارد آن شوید ضررهای جبران ناپذیری به شما وارد می‌شود.

شاخص‌ها از مهم‌ترین معیارهای موجود برای بررسی بازار بورس هستند. با استفاده از شاخص‌ها وضعیت سهام در گذشته مشخص شده و برای روزهای آینده نیز تا حدودی قابل پیش‌بینی است. از این رو آشنایی با انواع شاخص و بررسی هرکدام برای سرمایه‌گذاری در بروس بسیار مهم است.

مفهوم شاخص در بازار سرمایه

شاخص یا Index در حقیقت معیاری است که بیانگر تغییرات اقتصاد و یا بازار بورس در آمار است. درباره بازارهای مالی، شاخص به‌عنوان یک سبد فرضی از تمامی سهام معرفی می‌شود که در آن امکان خریدوفروش و معاملات بورسی فراهم است، همچنین می‌توانید میانگین تغییرات قیمت انواع سهام را مشاهده کنید.

هر یک از شاخص‌های در بازار بورس، روش اندازه‌گیری و محاسبه خاص خود را دارند، درنتیجه برای مقایسه دو شاخص متفاوت باید به مقایسه درصد تغییرات شاخص‌ها نسبت به‌روزها و یا ماه‌های قبل پرداخت؛ بنابراین نمی‌توان عدد فعلی آن‌ها را با یکدیگر مقایسه کرد. در بین انواع شاخص‌های بازار بورس، می‌توانید از شاخص کل و انواع شاخص‌های بورس اوراق بهادار تهران برای سنجش و ارزیابی عملکرد سهام و صندوق‌های سرمایه‌گذاری استفاده کنید. حتی این امکان برای شما وجود دارد که بتوانید قیمت‌های آینده و تغییرات احتمالی آن‌ها را بررسی کنید.

انواع شاخص‌های بازار بورس شامل شاخص بازارهای مالی بر اساس معیارها کل قیمت، شاخص هم‌وزن، شاخص بازده نقدی، شاخص قیمت و بازده نقدی، شاخص صنعت و شاخص مالی، شاخص سهام آزاد شناور، شاخص بازار اول و بازار دوم، شاخص ۵۰ شرکت برتر و شاخص ۳۰ شرکت بزرگ می‌شود. ما در این مقاله می‌خواهیم بگوییم شاخص صنعت چیست؟ و شاخص مالی چیست؟ همان‌طور که گفتیم می‌توانید از طریق اطلاعاتی که درباره شاخص‌های بورس به دست می‌آورید، قیمت‌های آینده سهام را نیز پیش‌بینی کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.