انواع سرمایه گذاران از نظر قبول ریسک


پیش بذری: مرحله‌ای است که استارتاپ برای اولین بار عملیات خود را آغاز می‌کند.

نسبت شارپ (Sharpe Ratio) چیست؟ نحوه محاسبه آن

تعریف نسبت شارپ

نسبت شارپ (Sharpe Ratio) معیاری است برای اندازه‌گیری سود تعدیل شده نسبت به ریسک که این نسبت توسط برنده جایزه نوبل، ویلیام اف شارپ (William F.Sharpe) توسعه داده شده است. به بیان ساده، نسبت شارپ مقدار سود سرمایه‌گذاری را به ‌ازای هر واحد ریسک نشان می‌دهد.

در واقع انواع سرمایه گذاران از نظر قبول ریسک سبت شارپ معمولا جهت مقایسه تغییرات ریسک و بازده کلی سبد سرمایه گذاری، زمانی که یک دارایی جدید به آن افزوده می‌شود، کاربرد دارد.

مقدمه ….

اولین و مهم‌ترین اقدام در سرمایه‌ گذاری در ارزهای دیجیتال، شناسایی فرصت‌های مناسب با در نظر گرفتن ریسک‌های احتمالی آن است. معیارهای ارزیابی عملکرد سبد دارایی رمزارزها، عوامل مهمی در تصمیمات سرمایه گذاری هستند. این معیارها اطلاعات قابل توجه و مهمی را به سرمایه گذاران و تریدرها ارائه می‌دهند تا کارآمدی پول سرمایه گذاری شده و پرتفوی انتخابی خود را ارزیابی کنند و راهنمایی برای تصمیمات آتی خواهند بود. یکی از این معیارهایی که بسیار کارآمد بوده و مورد توجه سرمایه گذاران و تریدرهای بازار رمزارزها قرار گرفته، نسبت شارپ است.

نسبت شارپ چیست؟

در سال 1966، ویلیام شارپ مفهومی انقلابی را در زمینه سرمایه‌گذاری معرفی کرد که آن را با عنوان «نسبت شارپ» می‌شناسیم. این مفهوم به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا به‌ شکلی مؤثر، بازده (سود) سرمایه‌گذاری خود را در مقایسه با میزان ریسک آن تعیین کنند.

برخی از سرمایه‌گذاران و تریدرها به اشتباه موفقیت پرتفوی خود را تنها بر اساس میزان بازدهی آن می‌سنجند و سرمایه‌گذاران معدودی ریسک‌های موجود در دستیابی به این سود را در نظر می‌گیرند. معیارهای ارزیابی عملکرد پرتفوی، عوامل مهمی در تصمیمات سرمایه گذاری هستند. یکی از این معیارهایی که مورد توجه فعالان بازار رمزارزها قرار گرفته، نسبت شارپ است. نسبـت شارپ میانگین بازده بدست‌آمده مازاد بر نرخ سود بدون ریسک به ازای هر واحد از نوسان پذیری یا ریسک کل است. با کسر نرخ بدون ریسک از میانگین بازده، عملکرد فعالیت‌های مربوط به قبول ریسک را می‌توان جدا نمود.

راهنمای دقیق از آلتکوین ها

مهمترین نکات برای محافظت از دارایی های رمزنگاری

به طور مثال: یک مثال ملموس از این محاسبات آن است که یک پرتفوی که در سرمایه گذاری بدون ریسک شرکت دارد، همچون خرید تتر (که در آن بازده مورد انتظار ثابت است)، دارای نسبت شارپی دقیقاً برابر با صفر است. عموماً، هرچه مقدار نسبت شارپ بالاتر باشد، سود تعدیل شده نسبت به ریسک نیز از جذابیت بالاتری برخوردار است.

چه چیزی می‌تواند نشان‌گر سود بالای یک داراییِ نسبتا کم‌ریسک باشد؟

  • هر نسبت شارپ که از ۱.۰ بیشتر باشد، برای سرمایه‌گذاران در محدوده قابل‌قبول تا خوب قرار دارد.
  • نسبت‌هایی که از ۲.۰ بیشتر باشند، بسیار خوب هستند.
  • نسبت ۳.۰ یا بالاتر عالی است.
  • نسبتی که از ۱.۰ کمتر باشد، پایین‌تر از حد استاندارد است.

متنوع سازی سبد سهام

نسبت شارپ : اگر سبد دارایی ارز دیجیتال را به شکلی متنوع انتخاب کنید که همبستگی کمی بین این دارایی‌ها وجود داشته باشد، ریسک سبد سهام‌تان کاهش می‌یابد. اگرچه داشتن یک رمزارز با رشد قیمت خوب ممکن است وسوسه برانگیز باشد اما هر سرمایه گذار با تجربه‌ای، با سرمایه گذاری در دارایی‌های مختلف به محافظت از خود در برابر ریسک می‌پردازد. توجه داشته باشید که تنوع در سبد دارایی ارز دیجیتال به معنای داشتن تعداد زیادی کوین نیست که این امر نیز اشتباهی بزرگ در زمینه سرمایه گذاری رمزارزها است.

به منظور تنوع در سبد دارایی رمزارز خود کافی است که کوین‌های قابل اعتماد و با ماهیت متفاوت را نگهداری کنید تا همبستگی بین کوین‌ها کاهش یابد و نسبت شارپ (Sharpe Ratio) سبد سرمایه گذاری شما افزایش یابد.

برای محاسبه نسبت شارپ، سرمایه‌گذاران باید این طور فرض کنند که ریسک معادل همان نوسان است. البته این موضوع مشکل خاصی ایجاد نمی‌کند؛ اما فقط یک ایراد دارد و آن این است که همه معاملات و سرمایه‌گذاری‌ها لزوما با نوسان مواجه نیستند.

کاربردهای نسبت شارپ و نسبت‌های سورتینو و ترینور

با استفاده از نسبت شارپ قادر خواهید بود تا منشا سوددهی کسب شده در هر سرمایه گذاری را متوجه شوید و با استفاده از این داده‌ها تصمیمات هوشمندانه‌تری اتخاذ کنید. در سرمایه گذاری هرچه نسبت شارپ یک سبد دارایی بالاتر باشد، به معنای عملکرد بهتر در تعدیل ریسک خواهد بود.

اگر نسبت شارپ منفی شود، دو حالت را می‌توان متصور شد: یا نرخ بهره بدون ریسک بیشتر از بازده خرید ارز دیجیتال بوده است یا کلا بازده سبد دارایی ارز دیجیتال منفی بوده است. هر کدام از این دو حالت که باشد نشان دهنده عملکرد ضعیف سبد دارایی است. نسبت شارپ شاخه‌های مختلف را شامل می‌شود که تمامی آن‌ها کاربردی و بسیار مفید هستند. یکی از آن‌ها نسبت سورتینو (Sortino) دیگری نسبت ترینور (Treynor) است.

سورتینو سود سبد رمزارزها را به‌ازای ریسک منفی تعیین می‌کند، اما با ترینور می‌توان مقدار کل بازده مازاد را به‌ازای هر واحد ریسک که سبد رمزارزها می‌تواند بپذیرد، بدست آورد. برخلاف نسبت شارپ متعارف که کل ریسک مطلوب و نامطلوب سرمایه‌گذاری را در نظر می‌گیرد، سورتینو فقط ریسک نامطلوب را در نظر می‌گیرد. همچنین نسبت سورتینو اثراتی را که حرکات قیمتی رو به بالا (افزایش قیمت) روی انحراف معیار می‌گذارند، حذف می‌کند. به همین دلیل، فقط روی توزیع سود کمتر از سود هدف (کاهش قیمت) متمرکز است.

محدودیت‌های نسبت شارپ

نسبت شارپ سرمایه گذاری چه خوب باشد چه بد، تنها بخشی از ارزیابی را پوشش می‌دهد و برای اینکه این نسبت معنای بیشتری داشته باشد باید در کنار سایر شاخص‌ها و نسبت‌ها مقایسه شود زیرا به عنوان مثال مقایسه نسبت شارپ یک سبد اوراق قرضه با سبد سهامی رشدی، فقط نشان‌دهنده آن است که عملکرد ریسک و بازده تعدیل شده یکی بهتر از دیگری است.

از دیگر محدودیت‌های نسبت شارپ آن است که این نسبت فرض می‌کند بازده سرمایه گذاری دارای توزیع نرمال است. در توزیع نرمال، ۶۸% داده‌ها در فاصله مثبت و منفی یک انحراف معیار از میانگین قرار دارند اما چنین فرضی، همیشه درست نخواهد بود.

انتخاب یک تایم فریم یا بازه زمانی نسبت به تایم فریم قبلی برای به دست آوردن بهترین نسبت شارپ، یکی دیگر از راه هایی است که می‌توان اطلاعاتی که باعث مخدوش شدن سود تعدیل شده بر اساس ریسک می‌شوند را شناسایی کرد.

رابطه نسبت شارپ با ارزهای دیجیتال چگونه است؟

اگر با معامله‌گری ارزهای دیجیتال آشنا هستید، حتما می‌دانید که ریسک و نوسان زیادی در این بازار وجود دارد. به همین دلیل تعیین اینکه چه مقدار ریسک می‌توانید بپذیرید، در تصمیمات و انتخاب راهبردهای معامله‌هایتان نقشی اساسی خواهد داشت. با توجه به اینکه نسبت شارپ ابزاری سودمند برای بررسی بازده با ریسک تعدیل‌شده است، بیشتر معامله‌گران ارزهای دیجیتال از آن استفاده می‌کنند. آنها با این ابزار می‌توانند درک بسیار بهتری از میزان ریسکی که باید بپذیرند داشته باشند.

به جز کوین‌هایی مانند بیت کوین و اتریوم که ارزش بازار بالایی دارند و به‌طور نسبی باثبات‌تر از سایر ارزها هستند، تعداد بسیار زیادی از ارزهای دیجیتال را باید پرریسک قلمداد کرد. در واقع، بسیاری از ارزهای دیجیتال جدیدتر، فاقد ثباتی هستند که بیت کوین و اتریوم دارند؛ آن هم به این دلیل که بازار این ارزها نقدشوندگی کمتری دارد. این امر درباره ارزهای دیجیتالی مانند زیرو‌اکس (0x)، اومیسه‌گو (OmiseGo)، نئو و دش هم صادق است. نسبت شارپ نمی‌تواند این بی‌ثباتی را برطرف کند، اما می‌تواند بینشی از قیمت آینده آنها به ما بدهد؛ با اینکه کاملا غیرقابل پیش‌بینی هستند.

سخن پایانی

معیارهای عملکرد سبد دارایی ارز دیجیتال، عوامل مهمی در تصمیمات سرمایه گذاری هستند و بازده کسب شده تنها یکی از موارد مهمی است که در سرمایه‌گذاری باید به آن توجه نمود. نسبت شارپ یا شاخص شارپ، در امور مالی، یکی از معیارهای آماری مهم است که جهت محاسبه نسبت بازده اصلاح شده با ریسک، مورد استفاده قرار می‌گیرد. بالا بودن میزان این معیار نمایانگر بازده به دست آمده، با تقبل ریسک کمتر است.

البته از این شاخص باید در کنار سایر نسبت‌ها استفاده نمود تا تصمیم‌گیری هوشمندانه‌ای برای سرمایه‌گذاری منابع مالی خود داشته باشیم. در کنار دارایی‌هایی همچون بیت کوین، ماهیت محافظتی استیبل کوین‌هایی مانند تتر در سبدهای دارایی ارز دیجیتال بازده مناسب‌تر و ریسک کمتری را نشان می‌دهد.

در مجموع، نسبت شارپ ابزاری فوق العاده برای کمک به شما در یافتن و انتخاب بهترین سرمایه گذاری با بالاترین بازده ممکن است و همزمان ریسک ها را هم در نظر می‌گیرد.

به طور کلی سبد دارایی که حاوی استیبل کوین است، نسبت به سبدی که دارای آلت کوین‌هایی با ریسک بالا و غیرقابل کنترل است، می‌تواند ریسک را کاهش دهد و این تفاوت ماهیت کوین‌ها سبب کاهش ضریب همبستگی خواهد شد که در این صورت نسبت شارپ (Sharpe Ratio) بهتری به‌دست خواهد آمد.

انواع سرمایه گذاری در استارتاپ ها

انواع سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها

اگر به دنبال پاسخ این سوالات هستید، حتماً می‌دانید که استارتاپ چیست و برای توسعه آن نیاز به سرمایه‌ دارید.

همچنین می‌دانید که فراهم کردن سرمایه برای شرکت‌های نوپا کار سختی است، اما اگر انواع سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها را بشناسید راحت‌تر می‌توانید بودجه مورد نیازتان را تأمین کنید.

پس این مطلب را تا آخر بخوانید تا با انواع سرمایه گذاری در استارت آپ ها، انواع استارتاپ های موفق ایرانی و انواع مدل های سرمایه گذاری آشنا شوید.

در انتها نیز پای صحبت افرادی خواهید نشست که از تجربیات سرمایه گذاری در استارتاپ های ایرانی خواهند گفت.

آنچه خواهید خواند:

انواع سرمایه گذاری در استارتاپ ها

انواع سرمایه گذاری در استارت آپ ها

حتی اگر با استفاده از سرمایه شخصی خود، استارتاپی را راه‌اندازی کنید، قطعاً برای ادامه مسیر و توسعه آن نیاز به منایع دیگری خواهید داشت. از این رو لازم است منابع تأمین بودجه برای ایده خود را از ابتدا شناسایی کنید.

از انواع سرمایه گذاری در استارتاپ ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. دوستان و خانواده

از آنجایی که دوستان و خانواده‌تان می‌توانند به شما اعتماد کنند و پولی در اختیار شما قرار دهند، پس می‌توانید روی کمک آن‌ها حساب باز کنید.

البته معمولاً از این طریق پول زیادی عاید شما نمی‌شود، اما از آن در مرحله‌ی پیش بذری (pre-seed) می‌توانید استفاده کنید.

پیش بذری: مرحله‌ای است که استارتاپ برای اولین بار عملیات خود را آغاز می‌کند.

با این پول، می‌توان یک محصول یا خدمت را به عنوان پیش محصول یا دموی اولیه ارائه داد.

با این محصول اولیه می‌توانید عملکرد مورد انتظار استارتاپ‌تان را تحلیل و بررسی کنید.

2. تأمین سرمایه سریالی

در این روش، جذب سرمایه در طی مراحل مختلفی صورت می‌گیرد که در هر مرحله، سرمایه بیشتری نسبت به مرحله قبلی جذب می‌شود و ارزش استارتاپ بالاتر می‌رود.

انواع سرمایه گذاری در استارتاپ ها

مراحل را برایتان توضیح می‌دهم تا بهتر بتوانید این نوع تأمین سرمایه را درک کنید.

مرحله A:

این مرحله، مرحله‌ی ابتدایی است و کمتر سرمایه‌گذاری پیدا می‌شود که ریسک سرمایه‌گذاری را قبول کند.

سرمایه‌گذرانی که در این مرحله می‌توانند به شما کمک کنند سرمایه‌گذاران فرشته و دوستان و خانواده‌تان هستند.

این مرحله از دشوار‌ترین مراحل تأمین مالی است، چرا که کسی به کاری که آینده مشخصی ندارد نمی‌تواند اعتماد کند.

حتی ممکن است برخی از استارتاپ‌ها در این مرحله شکست بخورند.

البته اگر شما به خودتان و کارتان اعتماد داشته باشید مسلماً پیروز خواهید شد.

مرحله B:

وقتی استارتاپ انواع سرمایه گذاران از نظر قبول ریسک در مرحله قبل محصول یا خدمت مورد نظر را تولید و بازار کارش را بررسی کرد و عملکرد استارتاپ خوب بود، وارد مرحله B تأمین سرمایه می‌شود.

در واقع استارتاپ بازار محصول خود را یافته است و باید آن را توسعه دهد.

در این مرحله، تأمین مالی از سوی همان سرمایه‌گذار‌های ریسک‌پذیر (سرمایه‌گذار فرشته و مخاطره‌پذیر) انجام خواهد شد.

مرحله C:

وقتی استارتاپی وارد مرحله C تأمین مالی می‌شود دو حالت دارد:

  • یا در مرحله قبلی عملکرد خوبی داشته و آمادگی ورود به بازار‌های دیگر و تولید محصولات جدید دارد.
  • و یا در مرحله قبلی نتوانسته به خوبی عمل کند و باز هم نیاز به سرمایه دارد.

مرحله C معمولاً آخرین مرحله جذب سرمایه استارتاپ است.

بعد از آن استارتاپ‌ها برای اینکه کسب‌وکار خود را توسعه دهند، سهام استارتاپ خود را در بازار بورس به عموم عرضه می‌کنند (IPO).

در این صورت دیگر استارتاپ نیستند و به شرکت عمومی تبدیل می‌شوند.

البته ممکن است تأمین مالی استارتاپ به مرحله C ختم نشود و وارد مراحل بعدی (D و E) شوند.

مرحله D و E:

ممکن است برخی از استارتاپ‌ها تمایل داشته باشند که ارزش استارتاپ خود را بالاتر ببرند.

یا اینکه برای مدت زمان طولانی‌تری به عنوان یک شرکت خصوصی به فعالیت خود ادامه دهند.

در این صورت است که وارد مرحله D و E تأمین مالی می‌شوند.

تعداد استارتاپ‌هایی که به این مراحل می‌رسند کم هستند.

تا اینجای مطلب تأمین سرمایه از طریق دوستان و خانواده و تأمین سرمایه سریالی را بررسی کردیم. حال به بررسی روش‌های دیگر تأمین سرمایه می‌پردازیم.

3. تأمین مالی جمعی (Crowdfunding)

انواع سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها

در این روش، افراد با سرمایه‌های خرد و کلان از ایده‌های خلاق حمایت می‌کنند و بودجه مورد نیاز استارتاپ فراهم می‌شود. این را هم اضافه کنم که این کار عموماً در بستر اینترنت انجام می‌شود.

سایت Kickstarter یکی از بهترین سایت‌های جمع‌آوری سرمایه اولیه یک پروژه است که البته برای بهره‌مندی از این سایت باید پاسپورت کشور‌هایی مانند کانادا، آمریکا، آلمان، نیوزلند، استرالیا و … را داشته باشید. 🙁

سایت‌های سرمایه‌گذاری دیگری هم وجود دارند:

توجه: برای دسترسی به سایت‌های سرمایه‌گذاری به فیلترشکن نیاز دارید.

جالب است بدانید که این روش را یک گروه انگلیسی به نام Marillion ابداع کردند. این گروه برای رفتن به یک تور آمریکایی به اندازه‌ی کافی سرمایه نداشتند اما به کمک طرفدارانی که داشتند شصت هزار دلار جمع‌آوری کردند. این کار آنها باعث شد این روش خلق شود و شرکت‌ها برای تامین سرمایه از آنها الگو بگیرند.

برای تأمین مالی جمعی چهار مدل داریم:

  • کمک مالی: افراد در ازای مبلغی که به یک کمپین، شرکت یا فرد پرداخت می‌کنند هیچ چشم‌داشتی ندارند. در واقع افرادی که به شما پول می‌دهند این کار را صرفاً با هدف حمایت از رشد تجارت شما انجام می‌دهند و انتظاری از شما ندارند.
  • وام: توسط بانک تأمین می‌شود و باید در یک زمان مشخص با بهره، بازپرداخت شود.
  • پاداش: استارتاپ‌ها غالباً محصولات‌شان را پیش فروش می‌کنند یا پاداش‌های دیگری برای ترغیب مردم به تأمین مالی یا برنامه توسعه محصول پیشنهاد می‌کنند.
    شرکت‌ها برای بازاریابی و ارزیابی محصولات‌شان از این روش آسان می‌توانند استفاده کنند.
  • سهام: سرمایه‌گذاران در ازای دریافت سهام (نه پاداش) نسبت به سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها اقدام می‌کنند.

حال به بررسی سه نوع دیگر از انواع سرمایه گذاری در استارتاپ ها می‌پردازیم.

4. تأمین سرمایه از طریق گرفتن وام

انواع سرمایه گذاری در استارتاپ ها - وام

یکی از راه‌های تأمین سرمایه، وام است که به وام راه‌اندازی کسب‌وکار‌های کوچک معروف است و انواع مختلفی دارد که در ادامه برای شما معرفی خواهم کرد.

در نظر داشته باشید از آنجایی که استارتاپ‌ها در ابتدای کار تنها یک ایده هستند و در مورد موفقیت یا عدم موفقیت آنها به طور قطع نمی‌توان نظر داد، بنابراین در مراحل اولیه از گرفتن وام پرهیز کنید چرا که اگر در مراحل اولیه با شکست مواجه شوید، در پس دادن وام دچار مشکل خواهید شد.

انواع وام:

  • وام SBA: این وام را به پشتوانه‌ی اداره کسب‌وکار‌های کوچک (SBA: Small Business Administration) می‌دهند.
  • کارت‌های اعتباری: در کشورهای دیگر می‌تواند یک گزینه عالی برای تأمین سرمایه استارتاپ‌ باشد. اگر بتوانید هر ماه قسط آن را پرداخت کنید و یا اینکه تا پایان سال آن را تسویه کنید (منظور از پایان سال زمانی است که نرخ بهره اکثر کارتهای اعتباری شروع می‌شود) وام رایگانی دریافت کرده‌اید، یعنی وام بدون بهره بوده است.
  • وام‌های کوتاه‌مدت: همان‌طور که از اسمش پیداست باید در طی مدت زمان کوتاهی بازگردانده شوند و بیشتر برای شرایط اضطراری که به پول نیاز دارید مناسب هستند.

5. شرکت‌های سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر (VC)

انواع سرمایه گذاری در استارت آپ ها - شرکت‌های سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر

این شرکت‌ها پول قرض نمی‌دهند، بلکه سرمایه‌گذاری می‌کنند و در واقع سهام شرکت را می‌خرند. این را هم اضافه کنم که شرکت‌های مخاطره‌پذیر علاوه بر سرمایه، تجارب مدیریتی‌شان را نیز در اختیار استارتاپ قرار می‌دهند.

نام تعدادی از شرکت‌های مخاطره‌پذیر در ایران:

  • سرآوا: سرمایه‌گذار دیجی کالا، ای نتورک، کافه بازار و آواتک
  • آرمانی: سرمایه‌گذاری خطر‌پذیر بر روی شرکت‌های دانش‌بنیان
  • شناسا: بازوی سرمایه‌گذاری خطرپذیر بانک پاسارگاد
  • لوتوس: سرمایه‌گذاری خطر‌پذیر متمرکز بر حوزه‌های سلامت، بیوتکنولوژی و فناوری مالی
  • شریف وی سی: صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر وابسته به دانشگاه صنعتی شریف

6. شبکه‌های سرمایه‌گذاری فرشته (Angel Investor)

انواع سرمایه گذاری در استارتاپ ها - شبکه‌های سرمایه‌گذاری فرشته

یکی از مهم‌ترین منابع سرمایه‌گذاری برای استارتاپ‌ها، سرمایه‌گذاری فرشته است.

در این نوع سرمایه‌گذاری، شخص از سرمایه خود برای سرمایه‌گذاری استفاده می‌کند، این درحالی است که شرکت‌های مخاطره‌پذیر از سرمایه مردم استفاده می‌کنند. از این نوع سرمایه‌گذاران می‌توانید در مراحل اولیه شروع کارتان بهره ببرید.

خوبی که سرمایه‌گذاران فرشته نسبت به مخاطره‌پذیر دارند این است که چون سرمایه‌گذار فرشته از پول شخصی خود برای سرمایه‌گذاری استفاده می‌کند پس تصمیمات برای سرمایه‌گذاری را هم خودش می‌گیرد اما شرکت مخاطره‌پذیر باید منفعت شرکت و سرمایه‌گذاران شرکت را نیز در نظر بگیرد و بعد در استارتاپ سرمایه‌گذاری کند.

تا اینجا انواع سرمایه‌گذاری در استارت آپ ها را بررسی کردیم، اگر تصمیم به سرمایه‌گذاری در راه انداری یک استارتاپ دارید بهتر است با مدل‌های سرمایه‌گذاری هم آشنا شوید.

انواع مدل های سرمایه‌گذاری

انواع مدل های سرمایه گذاری

در این قسمت قصد دارم چهار‌ تا از مهم‌ترین مدل‌های سرمایه‌گذاری را به شما معرفی کنم تا اگر می‌خواهید به عنوان سرمایه‌گذار وارد یک استارتاپ شوید، بتوانید با توجه به توضیحات تصمیم بگیرید که کدام مدل را می‌خواهید انتخاب کنید.

این دسته‌بندی‌ها براساس دانش و اطلاعات سرمایه‌گذار و مدت زمان سرمایه‌گذاری است.

1. سرمایه گذاری مستقیم

در این مدل، فرد خودش به شخصه مدیریت سرمایه‌گذاری را بر‌عهده می‌گیرد به همین خاطر به آن سرمایه‌گذاری مستقیم می‌گویند.

در این مدل از سرمایه‌گذاری اگر فرد در حوزه‌ای که قصد سرمایه‌گذاری دارد دانش و اطلاعات کافی نداشته باشد و بدون تجربه وارد این کار شود ریسک بالایی دارد و ممکن است سودی که مورد انتظار است را نتواند بدست بیاورد.

به شما پیشنهاد می‌کنم در صورتی که دانش و تجربه کافی ندارید، از روش غیرمستقیم سرمایه‌گذاری استفاده کنید، چرا که ریسک آن کمتر است.

مثال‌هایی از این مدل، سرمایه‌گذاری در بازارهای طلا، ارز و مسکن است.

2. سرمایه‌گذاری غیرمستقیم

در این نوع سرمایه‌گذاری شما سرمایه‌تان را به یک شخص می‌دهید و در نهایت سودی دریافت می‌کنید. در این مدل ریسک کمتر است اما در انواع سرمایه گذاران از نظر قبول ریسک مقابل سود‌دهی نیز کمتر است.

3. سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت

در‌ صورتی که تمایل دارید یک سال یا کمتر سرمایه‌گذاری کنید و به سود مورد نظرتان برسید، به این سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت گویند که البته پرریسک است.

4. سرمایه‌گذاری بلندمدت

در این روش مدت زمان سرمایه‌گذاری بیشتر از سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت است. این روش ریسک کمتری دارد و سود آن هم مسلماً بیشتر است.

سرمایه‌گذاری در استارتاپ های ایرانی

سرمایه گذاری در استارتاپ های ایرانی

همان‌طور که می‌دانید در ایران نیز استارتاپ‌هایی داریم که در دهه اخیر خیلی موفق عمل کرده‌اند که تعدادی از آنها عبارتند از:

  • سایت آپارات: این سایت در سال 1389 توسط گروه صبا ایده طراحی و تولید شده است. از آنجایی که یوتیوب در ایران فیلتر شده بود، توانست جایگزین خوبی برای آن شود. این سایت توانسته رتبه دوم الکسا در ایران و رتبه 49 جهان را کسب کند.
  • دیجی کالا: دیجی کالا در سال 1385 با انواع سرمایه گذاران از نظر قبول ریسک سرمایه شخصی 20 میلیون تومانی حمید و سعید محمدی پایه‌گذاری شده است. بزرگترین فروشگاه آنلاین در ایران است که بیش از 4، 5 میلیون بازدیدکننده در روز دارد و یکی از پرمخاطب‌ترین خرده‌فروشی‌های آنلاین در خاورمیانه است.
  • علی بابا: سایت علی بابا از سال 1393 شروع به کار کرده و توانسته اعتماد مردم را به خود جلب کند و مطمئن‌ترین سایت خرید اینترنتی بلیط هواپیما، اتوبوس و قطار در انواع سرمایه گذاران از نظر قبول ریسک کشور شود.
  • سفر‌مارکت: شرکت ایرسا این سایت را راه‌اندازی کرده است که سایتی برای خرید اینترنتی بلیط و انواع تورها است و به نوعی با علی بابا به رقابت برخاسته است.
  • اسنپ: اولین استارت آپ ایرانی در زمینه‌ی حمل‌ونقل است که شهرام شاهکار در سال 1393 آن را تأسیس کرد.
    ایده‌ی آن را از Uber (بزرگترین شرکت تاکسیرانی دنیا) گرفته‌اند. افرادی که می‌خواهند به عنوان تاکسی فعالیت داشته باشند می‌توانند با استفاده از اپلیکیشن اسنپ اقدام به ثبت‌نام کرده و با این شرکت همکاری کنند.

کسب تجربه از بنیان‌گذاران استارتاپ‌ها

تا به اینجا پنج‌ تا از موفق‌ترین استارتاپ‌های ایرانی که نام آن‌ها را شنیده‌اید معرفی کردم. اگر دوست دارید با راز موفقیت آنها آشنا شوید و بدانید چگونه سرمایه مورد نیاز خود را تأمین کرده‌اند، چه منبعی بهتر از پادکست‌ کارنکن که به طور مستقیم با برخی از بنیان‌گذاران آنها گفتگو کرده است.

موفقیتی که شما از این شرکت‌ها می‌بینید یک شبه به دست نیامده است، بلکه با تلاش و پشتکار بسیار به این مرحله رسیده‌اند.

پس اگر شما هم قصد راه‌اندازی استارت‌آپ دارید و یا اینکه به تازگی استارتاپ‌تان را شروع کرده‌اید، این را بدانید که با تلاش و پشتکار موفقیت از آن شما خواهد شد و می‌توانید یک استارتاپ موفق داشته باشید.

در این نوشته به طور کامل با انواع سرمایه‌گذاری در استارتاپ ها و انواع مدل های سرمایه‌گذاری آشنا شدید. اگر قصد راه‌اندازی استارتاپ دارید و یا اینکه می‌خواهید سرمایه‌گذاری کنید، به اطلاعات دیگری هم نیاز دارید.

مطالب مرتبط با استارتاپ ها

اگر می‌خواهید بدانید که یک استارتاپ چه تفاوتی با شرکت دانش بنیان دارد، سری به مطلب زیر بزنید:

یکی از مراحل مهم راه‌اندازی استارتاپ، ثبت آن است، با خواندن مطلب زیر، مراحل ثبت استارتاپ‌ را بشناسید:

حتماً می‌دانید که اداره استارتاپ، یک کار تیمی است اگر می‌خواهید تیم استارتاپی‌تان را تشکیل دهید ابتدا مطلب زیر را بخوانید و بعد شروع به تیم‌سازی کنید:

اگر علاقمند به فعالیت هستید اما هنوز نمی‌دانید چه استارتاپی راه بیاندازید، خوب است بدانید امروزه استارت‌آپ‌‌های حوزه‌ی گردشگری و محیط زیست بسیار مطرح و ترند هستند، برای ایده گرفتن، این دو مطلب را از دست ندهید:

در این مطلب سعی کردم انواع سرمایه گذاری در استارتاپ ها را به طور کامل برایتان بگویم، در‌ صورتی که از این روش‌ها استفاده کرده‌اید خوشحال می‌شوم تجربیات‌تان را در قسمت کامنت‌ها برای ما بنویسید.

انواع ریسک سرمایه و طبقه بندی افراد ریسک پذیر

انواع ریسک سرمایه و طبقه بندی افراد ریسک پذیر

به طور معمول زمانی که صحبت از ریسک سرمایه می شود کلمه خطر را بیشتر احساس خواهید کرد. اما باید بدانید که ریسک تنها در بردارنده مفهوم منفی نمی باشد. در معنای کلی ریسک نااطمینانی از آینده را نشان خواهد داد و از آغاز پیدایش تمدن ها وجود داشته است. در واقع باید بدانید هر اندازه که میزان پیشرفت و رشد انسان ها بیشتر می شود در معرض ریسک ها و پیچیدگی تصمیم گیری های متعدد قرار می گیرند. در مفهوم مالی باید بدانید که به اختلاف و احتمال بازده واقعی و بازده مورد انتظار گفته می شود.

اصول ثابت و مشخص شده ای برای سرمایه گذاری وجود دارد که سرمایه گذاران از ضرر و ریسک فراری هستند و به دنبال سود می باشند. به همین دلیل است که سرمایه گذاران ریسک گریز از وارد شدن به سرمایه هایی که دارای ریسک می باشد امتناع می کنند. به طور کلی ریسک سرمایه را می توانیم اینگونه بیان کنیم که افراد سرمایه گذار طرح پذیرش مخاطره آمیز را هرگز قبول نمی کنند، مگر اینکه بازده مورد انتظار آنها بسیار زیاد باشد.

1 6 300x164 - انواع ریسک سرمایه و طبقه بندی افراد ریسک پذیر

طبقه بندی افراد از نظر پذیرش

سرمایه گذاران از نظر پذیرش ریسک سرمایه به سه دسته تقسیم می شوند که عبارت هستند از :

این دسته از افراد بسیار استراتژی محافظه کارانه ای دارند و به همین دلیل مراقب سرمایه خود هستند. افرادی که ریسک گریز هستند ترجیح می دهند در ابتدا بازده مطمئنی به دست آورند. اگر درصد موفقیت در این سرمایه گذاری بالا باشد بدون شک افراد رد آن شرکت می کنند.

این دسته از افراد استراتژی جسورانه تری دارند و پذیرش ریسک سرمایه در این حالت شانس افراد را نشان می دهد.

دسته سوم افرادی می باشند که آنها را به اصطلاح ریسک خنثی معرفی می نمایند. این دسته از افراد ارزش پولی شان را مقدار ارزشی می دانند که اسمی می باشد.

چند نوع موقعیت ریسک داریم ؟

موقعیت هایی که افراد با آنها مواجه خواهند شد به طور معمول شامل دو دسته می باشد که عبارت است از :

این دسته از ریسک ها در واقع همان خطراتی می باشند که فیزیکی هستند و شما به طور روزمره با آنها درگیر هستید. در واقع شما باید بدانید که این ریسک ها قابلیت بیمه شدن دارند و بیشتر اوقات موجب ضرر می گردند.

این نوع از ریسک سرمایه به طور معمول در شرایط اقتصادی که قابل سنجش هستند و نتیجه احتمالی آن زیان و یا سود می باشد پیش بینی می شوند. بازی هایی که مبنای اصلی آنها شرط بندی می باشد و یا بیشتر سرمایه گذاری های اقتصادی در این دسته قرار می گیرند. شما در این نوع از ریسک می توانید خودتان تصمیم گیری داشته باشید که آیا مایل به پذیرش آن هستید و یا مالی به پذیرش ریسک نمی باشید.

ریسک غیر سیستماتیک چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

تحولات اخیر در بازارهای جهانی باعث شده تا سرمایه گذاران در مورد ریسک و چگونگی تاثیرگذاری آن بر روی سرمایه هایشان، تجدید نظر کنند. یک تفکر اشتباه آن است که وجود ریسک برای سرمایه گذاران چیز بدی است اما این ایده واقعاً صحیح نیست؛ ریسک روشی برای کسب پول توسط سرمایه گذاران بوده و امروزه بخش اجتناب ناپذیر تجارت و معاملات است. بیشتر افرادی که در بازارهای مالی موفق می شوند، کسانی هستند که می دانند چگونه به طور مؤثر، به مدیریت ریسک ها بپردازند.

ریسک غیر سیستماتیک چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

ریسک غیر سیستماتیک چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

ریسک غیرسیستماتیک

مدیریت ریسک با درک انواع ریسک های مرتبط با یک ابزار تجارت، صنعت، یا بازار کلی و در نتیجه استراتژی های توسعه، شروع می شود. سرمایه گذاری در بازارهای مختلف مانند بازار بورس با دو نوع ریسک مواجه است:

ریسک سیستماتیک ( Systematic Risk ) و ریسک غیرسیستماتیک ( Unsystematic Risk ) که درک هر دو آن ها برای مفاهیم مدیریت پورتفولیو مهم است و ما در این مقاله به تشریح مفهوم ریسک غیر سیستماتیک می پردازیم.

ریسک غیرسسیتماتیک Unsystematic چیست؟

ریسک غیرسیستماتیک که به آن ریسک متنوع سازی، ریسک خاص یا ریسک باقیمانده نیز گفته می شود، در واقع کل سیستم مالی را شامل نمی شود بلکه ریسک خاص شرکت یا صنعتی است که در آن سرمایه گذاری می کنید. این ریسک با نوع خاصی از ابزار مالی همراه است و می تواند از طریق تنوع سازی کاهش یابد. چنین ریسکی در یک سازمان وجود دارد اما برنامه ریزی نشده است و می تواند هر زمان اتفاق افتاده و منجر به بی ثباتی بالا در قیمت ابزارها شود. این ریسک عمدتا با اشتباهات در قضاوت و سوء مدیریت در یک سازمان مرتبط است.

به عنوان مثال، یک تولیدکننده تلفن همراه ممکن است در بخش انواع سرمایه گذاران از نظر قبول ریسک تحقیق و توسعه بازار سرمایه گذاری کند و انتظار افزایش تقاضا برای تلفن های همراه کوچک و یا ساعت های هوشمند را در آینده داشته باشد. برای این کار، شرکت تصمیم می گیرد تغییرات زیرساختی ایجاد کند و برای توسعه محصولات کوچک تر سرمایه گذاری کند. با این حال، در سال آینده، تقاضا برای تلفن های همراه و ساعت های بزرگ تر افزایش می یابد.

ریسک غیر سیستماتیک چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

در این زمان، به نظر می رسد موجودی و تغییرات ایجاد شده در زیرساخت ها هدر رفته و محصولات به فروش نمی رسند.کاهش تقاضا برای محصولات این شرکت بر قیمت سهام آن تاثیر خواهد گذاشت. در حالی که رقبای آن ممکن است شاهد رشد باشند، این شرکت به دلیل ارزیابی ضعیف و تصمیم گیری توسط مدیریت، متحمل ضرر می شود. (1)

گاهی مواقع نیز وجود یک رقیب جدید در بازار می تواند باعث ایجاد ریسک غیرسیستماتیک برای یک شرکت شود. اقدام های این رقیب می تواند خرید سهم قابل توجهی از سهامی که شرکت در آن سرمایه گذاری کرده باشد. تغییر قانون و مقررات مؤثر بر یک صنعت (که منجر به کاهش فروش می شود) ، تغییر در مدیریت، یادآوری یک محصول جدید و تاکتیک اتحاد کارمندان در مقابل مدیریت ارشد برای رسیدگی به مظالبات آن ها، مثال های دیگری برای ریسک غیرسیستماتیک هستند.

اگر شرکتی مجبور شود معایب هر یک از محصولات خود را یادآوری کند، می تواند منجر به ایجاد ریسک غیر سیستماتیک شود. (مانند گوشی گلکسی نوت 7 سامسونگ که قابل اشتعال بودن باطری توسط سامسونگ یادآوری شد) . (2) و (3)

بسیاری از ریسک های مربوط به شرکت های فردی به طور ناگهانی رخ می دهد و پیش بینی آن ها غیرممکن است. سرمایه گذار در شرکت ها باید بداند که در صورت وقوع درآمدهای بد، قیمت سهام آن ها کاهش خواهد یافت. این موضوع در مورد افشای تقلب و یا درآمدهای غیر قانونی نیز صدق می کند. ورشکستگی، ریسک دیگری است که سرمایه گذاران هنگام ورود برای خرید سهام شرکت ها باید در نظر داشته باشند.

بسیاری از مردم نمی دانند سهم بزرگی از ارزش سهام از سکتور آن گرفته شده است. زمانی که فردی در یک سهام سرمایه گذاری می کند، باید سکتور سهام را در نظر داشته باشد. ریسک یک بخش، از قیمت مواد خام گرفته تا کاهش درآمدها، باید برای هر سرمایه گذاری در نظر گرفته شود. (بخش یا سکتور به معنی آن است که گروهی از سهام موجود در یک صنعت مشابه، متعلق به یک سکتور یا بخش هستند؛ مانند بخش یا سکتور فناوری که شامل شرکت هایی مانند اپل و مایکروسافت است) . (4)

ریسک غیر سیستماتیک چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

انواع ریسک غیرسیستماتیک

1) ریسک کسب وکار

این نوع از انواع سرمایه گذاران از نظر قبول ریسک ریسک غیرسیستماتیک به دلیل مشکلات داخلی و خارجی در یک شرکت ایجاد می شود. عوامل قانونی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که یک شرکت را در معرض شکست و سود کمتر قرار می دهند یک ریسک کسب و کار هستند. مقررات، محیط اقتصادی، سیاست های پولی توسط دولت ها، تصمیم های سیاسی، اولویت مصرف کننده، رقابت، هزینه های ورودی، اقتصاد کلی، و عوامل دیگر می توانند توانایی یک کسب و کار برای برآورده کردن اهداف مالی یا اهداف تعیین شده را تهدید کنند و یک راه مهم برای اینکه از این نوع ریسک در امان باشیم، اجرای استراتژی مدیریت ریسک است.

۲) خطرات مالی

این نوع ریسک در نهادهای دولتی، تجاری و شخصی اعمال می شود و به احتمال از دست دادن پول سهامداران مربوط می شود. در واقع این ریسک با ساختار سرمایه یک سازمان مرتبط است. شیوه ای که در آن یک شرکت، بودجه مورد نیاز برای رشد خود را افزایش می دهد، تاثیر مستقیمی بر درآمد و ثبات آینده یک نهاد تجاری دارد. به یاد داشته باشید که سرمایه ضعیف می تواند برای یک شرکت زیان آور بوده و منجر به درآمدهای غیرعادی و نامنظم شود. ریسک عملیاتی، ریسک نقدینگی، ریسک کشور، ریسک ارزی و ریسک اعتباری تحت عنوان ریسک مالی قرار دارند. (2)

عوامل موثر بر ریسک غیرسسیتماتیک

ریسک تجاری
ریسک مالی
ریسک استراتژیک
ریسک عملیاتی
ریسک قانونی

چگونه می توان ریسک غیرسیستماتیک را کنترل کرد و یا کاهش داد؟

یکی از راه ها و شاید تنها راه برای مدیریت ریسک غیرسیستماتیک یک پورتفولیو، از طریق تنوع پورتفولیو است. مهم است که یک شرکت در چندین دارایی سرمایه گذاری کند تا تحت تاثیر رویدادهای بازار قرار نگیرد. بنابراین باید پورتفولیو، سهام و اوراق بهادار خود را بر روی انواع دارایی هایی که کمتر تحت تاثیر حوادث واحد قرار دارند، تنظیم کنید.

فرض کنید شرکت AB صاحب سهام در صنعت داروسازی بوده و یک رویداد ناگهانی منجر به اعتصاب و ناآرامی بزرگی شده است؛ این امر باعث سقوط و کاهش قیمت سهام می شود. اگر شرکت فقط در سهامی خاص سرمایه گذاری کرده باشد، باید با ضررهای بزرگی مواجه می شد، اما چون شرکت AB ، پورتفولیوی خود را متنوع کرده و همچنین در سهام صنعت حمل و نقل نیز سرمایه گذاری کرده است، ضرر خود را کاهش داده و آن را از طریق سایر صنایع جبران می کند. بنابراین هر چه تنوع اوراق بهادار بیشتر باشد ریسک غیرسیستماتیک، کوچک و کوچک تر می شود و ریسک کل پورتفولیو به ریسک سیستماتیک نزدیک تر می گردد.

ریسک غیر سیستماتیک چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

فراز و نشیب های ارزش یک پورتفولیو با تنوع متعادل می شود. اما تنوع شرکت را در برابر ریسک سیستماتیک، نوع دوم ریسک، محافظت نمی کند. البته انواع سرمایه گذاران از نظر قبول ریسک باید توجه داشت که برخی وقایع مانند تورم، جنگ، نوسان بهره و. بر کل اقتصاد تأثیر می گذارد و نه بر روی یک شرکت یا صنعت خاص. در این مواقع، حتی دارایی های متنوع نیز نمی توانند از انواع ریسک فرار کنند و جنبه های منفی زیادی برای تنوع وجود دارد. (2) و (4)

مزایا و معایب ریسک غیرسیستماتیک

مزایا

مربوط به کسب وکار خاص یا صنعت خاص است و بر کل اقتصاد تاثیر نمی گذارد. از آنجا که ماهیت این ریسک، کسب و کار محور است، خطرات را می توان با اتخاذ چند معیار، بر خلاف ریسک های سیستماتیک کنترل کرد. با منحرف کردن پورتفولیو یا کسب و کار، فرد می تواند از خطر اجتناب کند و در این صورت، بروز ریسک غیر سیستماتیک اثر بدی بر کل اقتصاد ندارد.

بر خلاف ریسک های سیستماتیک، ریسک‌های غیرسیستماتیک عمدتاً متاثر از عوامل درونی هستند و با انجام اقدامات داخلی قابل حذف شدن هستند. تاثیر آن ها نسبت به ریسک سیستماتیک کم تر است؛ در حالی که در برخی موارد، تاثیر ریسک می تواند بسیار خطرناک باشد. در مورد ریسک سیستماتیک تعداد زیادی از افراد و سرمایه ها درگیر می شوند درحالی که در ریسک غیر سیستماتیک، تعداد افراد و مقدار سرمایه درگیر، کم تر است.

معایب

حتی اگر کل اقتصاد نیز خوب پیش برود، یک سری از ریسک های غیرسیستماتیک می توانند به عنوان خطر برای صنعت خاص یا کسب و کار عمل کند؛ همچنین سودآوری ممکن است به دلیل مجموعه ای از اختلالات در کسب وکار تحت تاثیر قرار گیرد. گاهی اوقات به دلیل بحران ژئوپلیتیکی، نمی توان از ریسک ها اجتناب کرد و زمان زیادی طول می کشد تا مشکلات حل شوند. در حالی که به دلیل بهره وری پایین، سرمایه گذاران و تاجران کمبود تقاضا برای محصول به دلیل عدم دسترسی را احساس می کنند.

تغییر تقاضا یا تغییر در اولویت سلیقه مصرف کننده ممکن است زمانی رخ دهد که محصول برای مصرف کننده در دسترس نباشد. به عنوان مثال، دسترسی پایین به چای و محصولات مبتنی بر چای، باعث تغییر سلیقه مصرف کننده به سمت محصولی مانند قهوه می شود. ماهیت ریسک در موارد غیر سیستماتیک، تکراری نیست و بیشتر اوقات، امکان ریسک جدید وجود دارد.

وضعیت بحرانی ممکن است یک یا چند کسب و کار را مختل کند. بسیاری از کارگران و کارفرمایان به دلیل این نوع ریسک به شدت تحت تاثیر قرار می گیرند. در حالی که در مورد ریسک سیستماتیک این شرایط را می توان به دلیل چالش های شناخته شده مرتبط با آن، مدیریت کرد. سیاست گذاران باید مجموعه وسیعی از منابع را برای حل این وضعیت به اجرا در آورند. گاهی انواع سرمایه گذاران از نظر قبول ریسک اوقات بودجه لازم برای اقدامات در مقایسه با موضوع، بسیار پرهزینه است.

نتیجه گیری و جمع بندی

هر نوع سرمایه گذاری ریسک های ذاتی خود را دارد که نمی توان به طور کامل از آن اجتناب کرد و بخشی از هر نوع سرمایه گذاری مالی محسوب می شود. ریسک سیستماتیک در برابر ریسک غیرسیستماتیک، بینش هایی ایجاد می کند که باید در حین انجام هر نوع سرمایه گذاری پذیرفته شوند. (3)

یک سرمایه گذار باید هوشیار باشد و وقایع و سبد سهام را به صورت مداوم و فعال رصد کند تا در صورت بروز وضعیت نامطلوب، بتواند ضرر را به حداقل برساند. متنوع ساختن پورتفولیو، شما را در برابر ریسک غیرسیستماتیک تا حدود بسیار زیادی محافظت می کند.

رابطه بین ریسک و بازدهی در بورس

رابطه بین ریسک و بازده

در این مقاله به رابطه بین ریسک و بازده می‌پردازم، یک سرمایه‌گذار باید بداند رابطه ریسک با بازده در بورس به چه شکل است تا بتواند در مواقع ضروری تصمیمات درستی اتخاذ کند. یک سرمایه‌گذار پس از سرمایه‌‌‌‌‌گذاری در یک پروژه، یک شرکت می‌‌‌‌‌خواهد نتایج حاصل از پروژه را بدست آورد. نتایج یا منافع حاصل از سرمایه گذاری، بازده نامیده می‌‌‌‌‌شود. رویکرد حداکثر سازی ثروت براساس مفهوم ارزش آینده جریان‌‌‌‌‌های نقدی مورد انتظار از یک پروژه احتمالی استوار است. بنابراین جریان‌‌‌‌‌های نقدی چیزی جز درآمد حاصل از پروژه نیست که ما از آن‌‌‌‌‌ها به عنوان بازده یاد می‌‌‌‌‌کنیم. از آنجا که فیکسچر نامشخص است، بنابراین بازده‌‌‌‌‌ها با درجاتی از عدم اطمینان همراه است. به عبارت دیگر، برخی از تغییرات در تولید جریان‌‌‌‌‌های نقدی وجود دارد، که ما آن‌‌‌‌‌ها را ریسک می‌‌‌‌‌نامیم. در این مقاله از سری مقالات آموزشی دلفین وست ما به مفاهیم ریسک و بازدهی و رابطه بین آن‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌پردازیم.

ریسک و بازدهی در مدیریت مالی

ریسک کردن در کارها برای سرمایه‌‌‌‌‌گذاران بسیار مهم است و ریسک کردن درکارها به معنی پیشبینی کردن احتمال به وقوع نپویستن رویدادی است. این تعریف در بازارسرمایه بسیارکاربرد دارد و موضوع مهمی است. مثل ریسک کردن و پولی را در جایی گذاشتن. مانند سرمایه گذاری در بورس و پول خود را درصندوق‌‌‌‌‌هایی گذاشتن و درآمدهای ثابتی از آن بدست آوردن دراین حالت ریسک این سرمایه صفر بوده است چون هرماه همان سود و بازده پیش بینی شده را دریافت می‌‌‌‌‌کند.ئمنظور از سود درسرمایه‌‌‌‌‌گذاری همان بازده است که درقبال انجام کاری دریافت می‌‌‌‌‌کنید. ریسک و بازده دو واژه مخالف هم است که دردنیای مالی و سرمایه گذاری وجود دارد و وجود تفاوت‌‌‌‌‌های بین ریسک و بازدهی را می‌‌‌‌‌توان توانایی در راحت خوابیدن دانست.

نمودار ریسک و بازده

به نمودار رابطه بین نرخ بازده تا سررسید اوراق قرضه با ریسک یکسان و سررسید همان اوراق قرضه، منحنی یا نمودار بازده گفته می‌‌‌‌‌شود. منحنی بازده الگویی است برای رسم و ارائه وضعیت اوراق قرضه دولتی است. منحنی بازده نشان می‌‌‌‌‌دهد که نرخ بهره در موقعیت‌‌‌‌‌های زمانی خاص برای کلیه اوراق بهادار دارای ریسک برابر است اما سررسیدهای مختلفی برای آن وجود دارد. یکی از رایج ترین منحنی‌‌‌‌‌های بازده که گزارش شده است اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده آمریکا است. این منحنی بازده معیاری است برای سایر انواع اوراق قرضه در بازارسرمایه انواع سرمایه گذاران از نظر قبول ریسک مثل نرخ‌های وام مسکن یا نرخ بهره‌‌‌‌‌های بانکی است. منحنی بازده هم برای پیش بینی تغییرات خروجی در بازار و رشد در بازار مورد استفاده قرار می‌‌‌‌‌گیرد.

منحنی ریسک، یک نمودار دوبعدی است که محور طولی آن بازده مالی و محورعمودی آن ریسک مالی باشد. این منحنی می‌‌‌‌‌تواند رابطه عقلانی بین ریسک و بازده از نگاه سرمایه‌‌‌‌‌گذاران داشته باشد. این منحنی یک حالت رو به بالا دارد، یعنی دائما رو به افزایش دارد و حالتی صعودی دارد وقتی که ریسک یک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری بیش‌‌‌‌‌تر می‌شود میزان سود یا بازده بیشتری از ریسک را می‌‌‌‌‌خواهد به عبارتی تغییرات در سود و بازده خیلی بیش‌‌‌‌‌تر تغییرات در ریسک است. بنابراین می‌‌‌‌‌توان نتیجه گرفت که این منحنی حالتی صعودی دارد و صعودی بودن این منحنی به این دلیل است که تمامی سرمایه‌‌‌‌‌گذاران حالتی ریسک گریز دارند. اما این حالت ریسک گریزی برای تمام سرمایه‌‌‌‌‌گذاران یکسان نمی‌‌‌‌‌باشد و این منحنی ریسک می‌‌‌‌‌تواند شیب کمتر یا بیش‌‌‌‌‌تری به خود بگیرد.

رابطه ریسک و بازدهی

رابطه بین ریسک با بازده

هنر سرمایه‌‌‌‌‌گذاری با ریسک وبازده تعریف می‌‌‌‌‌شود. سرمایه‌‌‌‌‌گذاری به معنی قبول یک مقدار ریسک به ازای یک بازده مورد انتظار است. برای هرفرد قبل از ورود به بازار سهام این نکته کاملا مهم است تا انواع مختلف ریسک و مخاطره راشناخته و آن را ارزیابی می‌‌‌‌‌کند.
اساساً ریسک پذیری بیشتر دریک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری این معنی را می‌‌‌‌‌دهد که برای این ریسک بازده بالاتر و بیش‌‌‌‌‌تری مورد انتظار است.
در مورد سرمایه‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌هایی با ریسک بالاتر که نوسان بیش‌‌‌‌‌تری نسبت به اوراق قرضه دولتی دارد بازده بالاتری داشته است. سودهایی با ریسک‌‌‌‌‌های صحیح شده را می‌‌‌‌‌توان با مقایسه بازده سرمایه‌‌‌‌‌گذاری مقایسه کرد.

ارزش یک سهام به عملکرد آن در شرکت بورس بستگی دارد. اگر عملکرد این سهم درشرکت بورس خوب باشد ارزش این سهم نیز به تبع زیاد می‌‌‌‌‌شود و اگرعملکرد آن خوب نباشد ارزش آن کم می‌‌‌‌‌شود و سرمایه‌‌‌‌‌گذاران به سمت آن جذب نمی‌‌‌‌‌شوند. البته مسائل زیادی در ارزش یک سهم تاثیر گذار است. درکل باید بدانیم که هیچ تضمینی برای ارزش یک سهم و همچنین برای افزایش قیمت یک سهم درشرکت بورس وجود ندارد.

تفاوت ریسک و بازده

رابطه بین ریسک و بازده یک رابطه مستقیم است، یعنی هرچه بازده کمتر باشد ریسک هم کمتر است و برعکس. درواقع ریسک به معنای تفاوت بین آن سود یا بازدهی که انتظارداریم و آن سودی که به وجود می‌‌‌‌‌آید.

ملاحظات

ریسک به تغییرپذیری بازده احتمالی مرتبط با یک سرمایه گذاری معین اشاره دارد. ریسک، همراه با بازده، مورد توجه عمده تصمیمات بودجه بندی سرمایه است. شرکت باید بازده مورد انتظار از یک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری معین را با ریسک مرتبط با آن مقایسه کند. برای جبران افزایش سطح خطر، نیاز به بازده بالاتر است. به عبارت دیگر، هرچه ریسک انجام شده بیشتر باشد، بازده آن نیز بیشتر خواهد بود و بالعکس، هرچه ریسک کمتر باشد، بازده آن نیز ملایم‌‌‌‌‌تر است.

این معامله ریسک و بازده به عنوان طیف بازده ریسک نیز شناخته می‌‌‌‌‌شود. کلاس‌‌‌‌‌های مختلفی از سرمایه گذاری-های احتمالی وجود دارد که هر کدام موقعیت‌‌‌‌‌های خاص خود را در طیف بازده کل ریسک دارند. پیشرفت کلی این است: بدهی کوتاه مدت، بدهی بلند مدت، دارایی، بدهی با بازده بالا و حقوق صاحبان سهام. وجود ریسک باعث می‌‌‌‌‌شود که مجبور به انجام تعدادی از هزینه‌‌‌‌‌ها شوید. به عنوان مثال، هرچه سرمایه‌‌‌‌‌گذاری با ریسک بیش‌‌‌‌‌تر باشد، معمولاً به زمان و تلاش بیش‌‌‌‌‌تری برای کسب اطلاعات در مورد آن و نظارت بر پیشرفت آن نیاز است. علاوه بر این، اهمیت از دست دادن مقدار X ارزش می‌‌‌‌‌تواند بیش از اهمیت افزایش مقدار X مقدار باشد، بنابراین یک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری با ریسک بیشتر حق بیمه بالاتری را به خود جلب می‌‌‌‌‌کند حتی اگر بازده پیش بینی همان مقدار کم خطر باشد. بنابراین خطر چیزی است که باید جبران شود، و هر چقدر خطر بیشتر باشد، غرامت بیش‌‌‌‌‌تری نیز لازم است.

هنگامی که یک شرکت تصمیم گیری در مورد بودجه بندی سرمایه اتخاذ می‌‌‌‌‌کند، آن‌‌‌‌‌ها آرزو می‌‌‌‌‌کنند که به عنوان حداقل هزینه، بهبودی کافی را برای پرداخت هزینه‌‌‌‌‌های افزایش یافته سرمایه‌‌‌‌‌گذاری ناشی از تورم به دست آورند. بنابراین، تورم ورودی اصلی در هزینه سرمایه شرکت است. با این حال، از آنجا که نرخ‌‌‌‌‌های بهره توسط بازار تعیین می‌‌‌‌‌شود، اغلب اتفاق می‌‌‌‌‌افتد که برای جبران تورم ناکافی هستند. ریسک پذیری نیز در تعیین بازده مورد نیاز یک شرکت برای سرمایه‌‌‌‌‌گذاری نقش مهمی دارد. ریسک گریزی مفهومی است مبتنی بر رفتار بنگاه‌‌‌‌‌ها و سرمایه‌‌‌‌‌گذاران در حالی که در معرض عدم اطمینان برای کاهش این عدم اطمینان هستند. به عنوان مثال، یک سرمایه‌‌‌‌‌گذار متنفر از ریسک ممکن است تصمیم بگیرد پول خود را به یک حساب بانکی با نرخ بهره کم اما تضمین شده بجای سهامی که ممکن است بازده مورد انتظار زیادی داشته باشد، قرار دهد اما احتمال از دست دادن ارزش را نیز در برداشته باشد.

سه سطح در ریسک گریزی

  1. ریسک پذیری یا پرهیز از خطر
  2. ریسک خنثی
  3. ریسک دوست یا ریسک طلب

ریسک گریزی در بورس

بتا معیاری است که شرکت‌‌‌‌‌ها انواع سرمایه گذاران از نظر قبول ریسک می‌‌‌‌‌توانند به منظور تعیین حساسیت بازگشت سرمایه نسبت به ریسک کلی بازار استفاده کنند. بتا نوسانات همبسته یک دارایی را در رابطه با نوسانات معیاری که دارایی مذکور با آن مقایسه می-شود، توصیف می‌‌‌‌‌کند. این معیار به طور کلی بازار مالی کل است و غالباً با استفاده از شاخص‌‌‌‌‌های نمایندگی مانند S&P 500 تخمین زده می‌‌‌‌‌شود. همچنین از بتا به عنوان کشش مالی یا نوسان نسبی همبسته یاد می‌‌‌‌‌شود و می‌‌‌‌‌تواند به عنوان معیاری از حساسیت بازده دارایی به بازده بازار، ریسک غیر قابل تنوع آن، ریسک سیستماتیک آن یا ریسک بازار. سرمایه‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌های بتا بالاتر تمایل بیشتری دارند و بنابراین خطرناک‌‌‌‌‌تر هستن، اما پتانسیل بازده بالاتر را فراهم می‌‌‌‌‌کنند. سرمایه‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌های بتا پایین خطر کمتری دارند، اما به طور کلی بازده کم‌تری دارند.

فرمول ریسک و بازده

رابطه بین ریسک و بازده به این شکل است که ریسک ازطریق کم کردن مقداربازده مورد انتظار و بازده واقعی بدست می‌‌‌‌‌آید.

بازده سبد سهام

سبد سهامی مانند سهام شرکت‌‌‌‌‌های بزرگ مثل شرکت‌‌‌‌‌های صنایع غذایی وشرکت‌‌‌‌‌های خودرویی هریک ازاین سهم‌‌‌‌‌ها به صورت جداگانه باعث نوسان قیمت‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌شود و منجربه افزایش ریسک مالی شرکت‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌شود و کمترشدن قیمت سهم درآن شرکت می‌‌‌‌‌شود و از طرفی دیگر انعقاد بعضی قراردادها باعث افزایش قیمت سهم درشرکت می‌‌‌‌‌شود هر دو تغییراز نوع تغییر ریسک غیر سیستماتیک است.

کلام آخر

برای سرمایه گذاران هیچ تضمینی وجود نداد که در بازارسرمایه گذاری قراردادی را انعقاد کنند و اگرهم قراردادی را منعقد کردن باید بسیار ریسک پذیر باشند در بازار سرمایه گذاری هر احتمالی وجود دارد. امیدواریم که این مقاله از سری مقالات این وب سایت برای شما عزیزان مفید واقع شده باشد. همچنین شما می‌‌‌‌‌توانید در صورت نیاز به مشاوره و نیاز به آموزش‌‌‌‌‌های بیش‌‌‌‌‌تر در این خصوص از مشاورین دلفین وست و کلاس‌‌‌‌‌های آموزشی آن کمک بگیرید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.